گفتگو با ملیحه سعیدی‌

تبدیل یک ساز عربی به ایرانی‌

در یک بعدازظهر بهاری وارد محل کار ملیحه سعیدی شدم که حتی پیش از ورود هم طنین گوشنواز نوای سحرآمیز او تمام فضا را پر کرده بود. لوح‌های تقدیر متعددی که بر دیوار خودنمایی می‌کرد و آثار گوناگونی که امروزه هر کدام بخشی از تاریخ موسیقی این مرز و بوم را تشکیل می‌دهد، سند زنده‌ای از عشقی به درازنای تاریخ بودند.
کد خبر: ۱۷۷۲۸۹
قانون، سالیان سال ساز مهجور ، کم استقبال و فراموش شده بود، اما زحمت و عشق تحسین برانگیز ملیحه سعیدی به این ساز موجب خلق سبکی ایرانی برای سازی شد که همه آن را عربی می‌دانستند.

بر مبنای تحقیقات او پیشینه این ساز به دوران آشور برمی‌گردد بنابراین سازی ایرانی است. وقتی در پایان گفتگو ملیحه سعیدی به خواهش من قطعه‌ای را به صورت بداهه نواخت یاد آن حکایت معروف فارابی افتادم که: در مجلسی، نوای موسیقی ابتدا همه را به گریه واداشت و سپس با نوایی دیگر به خنده انداخت و آن گاه لحن موسیقی را تغییر داد و همه را خواب کرد و پس از آن مجلس خارج شد.

چه شد که ساز قانون را انتخاب کردید؟

من از وقتی وارد هنرستان موسیقی که شدم ساز اولم ویلون بود و قانون را به عنوان ساز دوم انتخاب کردم، چون آن موقع این ساز رپرتوار درستی نداشت و سبکش هم ایرانی نبود. به همین علت به عنوان ساز دوم استفاده می‌شد. بعلاوه استاد دهلوی (رئیس هنرستان)‌ نیز نپذیرفته بودند که قانون ساز اول من باشد. از این رو دیپلمم را در رشته ویلون کلاسیک و ایرانی گرفتم، اما پس از این که وارد دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران شدم و امتحان دادم دکتر داریوش صفوت وقتی تکنیک‌هایی را که روی قانون پیاده کرده بودم شنیدند، گفتند این ساز را ادامه دهم. همین کار را نیز کردم و پایان‌نامه‌ام هم در زمینه تاریخچه و امکانات اجرایی ساز قانون بود.

چه ویژگی‌هایی در این ساز بود که برای شما جذابیت داشت؟

مهم‌ترین نکته برای من صدای زیبای این ساز بود، چون آن موقع از امکانات اجرایی‌اش اطلاع چندانی نداشتم و بعلاوه تلفیق تکنیک عربی هم با نواهای ایرانی برای من جذاب نبود، بنابراین با توجه به این که ویلون ایرانی را نزد استاد تجویدی آموخته بودم، سعی کردم اصول این ساز و مطالبی را که در این زمینه می‌دانستم روی آن پیاده کنم و سبکی ایرانی برای ساز قانون به وجود بیاورم، چون سبک قانون کاملا عربی بود و استاد خودم (مهدی مفتاح)‌ نیز به بغداد رفته بودند.

از این‌رو سال‌ها این ساز در مملکت ما رواج نداشت. من به سبک جلال قانونی و مهدی مفتاح کار کرده بودم، اما روش اجرایی ساز قانون را برگردان کردم و بالاخره پس از 22 سال تحقیق در سال 69 کتابی در 4 جلد در زمینه متد قانون با عنوان «آموزش ساز قانون» نوشتم که جلد اول آن چاپ شد و جلد دوم و سوم آن نیز زیر چاپ است و در نتیجه این ساز با داشتن متد به عنوان ساز اول در هنرستان‌ها نیز انتخاب شد.

قانون جزو سازهایی است که پس از ظهور اسلام در عربستان از میان سازهای ما رفت و تنها در دربار خلفا به دلیل صدای زیبایش استفاده می‌شد. فارابی در کتاب «موسیقی الکبیر» در این زمینه نوشته است که قانون سازی مستطیل شکل بود که بعدها شکل آن تغییر یافت و حالا ذوزنقه‌ای شکل شده است. قانون مستطیل شکل 2 قانون به هم چسبیده بود و به دلایل تاریخی بتدریج شکلش عوض شد.

من در کتاب اولم چکیده‌ای از تاریخچه این ساز را همراه عکس‌های زیادی آورده‌ام، مثلا عکس قانون ده‌سیمی مستطیل شکل یا قانون مثلثی که هر دو را به گردن آویزان می‌کردند، همچنین نقاشی حضرت داوود در حال نواختن قانون که در موزه شوروی وجود دارد و نیز عکسی از این ساز مربوط به دوران آشور که نشان‌دهنده ایرانی بودن این ساز است؛ اما کتاب دیگری هم در دست دارم به نام «تاریخچه، ساختار و ابداعات ساز قانون» که حاصل مطالعات من درباره این ساز است. البته ساختار قانون را در آن زمان همسرم، احمد ستوده نوشته بود که در این کتاب به تفصیل بیان شده است. در ادامه نیز راجع به ابزار و طرز ساخت و ابداعاتی که روی این ساز انجام شده، از سوی فرزندم مهندس علیرضا ستوده توضیحاتی داده شده است.

درباره همسرتان بیشتر توضیح دهید؛ آیا تحقیق یا کار مشترک هم دارید؟

مرحوم استاد احمد ستوده، لیسانس ادبیات زبان‌های خارجی داشت و کارشناس وزارت بهداری بود. وی پیش از بازنشسته شدن هم دستی در کار چوب داشت؛ اما معضلاتی که ساز قانون داشت، باعث شد تصمیم بگیرم که ایشان برای آموزش ساخت ساز نزد استاد قنبری‌مهر بروند و این آموزش و شاگردی حدود 20 سال طول کشید.

همسرم که 8 سال پیش فوت شد، به حدی علاقه‌مند بود که ساعت 5 صبح در منزل آقای قنبری‌مهر (واقع در هشتگرد)‌ حضور می‌یافت و زحمت زیادی هم در این زمینه کشید. به همین دلیل تمام سازهای ایشان مورد تایید استاد بود؛ طوری که موزه موسیقی از ما خواسته آنها را جمع‌آوری کنیم.

تفاوت قانون با سنتور در چیست؟

تفاوت عمده در شکل ظاهری آنهاست، ضمن این که سیم‌های قانون از جنس روده یا زه بود، اما بعدها از نایلون کریستال فشرده استفاده شد. علاوه بر این، در قسمت بم ساز از سیم‌های فلزی استفاده می‌شود. ساز قانون در اندازه و ابعاد گوناگون وجود دارد؛ 25 - 24 صوتی که متعلق به ارمنی‌ها، 26 صوتی که مربوط به ترک‌ها و 28 صوتی که متعلق به مصری‌هاست. ولی همسر و پسرم سازهای 29 تا 33 صوتی ساخته‌اند.

در قانون، هر سه سیم یک صدا تولید می‌کند. یکی از امکانات اجرایی قانون (که ابداع خودم است)‌ استفاده از آکورد در دست چپ و راست است که همدیگر را همراهی می‌کنند و در اجرا تقریبا مثل پیانو می‌شود. در ضمن گاهی امکانات اجرایی سازهایی مثل هارپ، تار و کمانچه را نیز می‌توان در این ساز اجرا کرد.

این سبک که از سوی هنرجوهایم اجرا می‌شود، گرایش جوانان را هم به این ساز افزایش می‌دهد. در همین زمینه، قطعاتی را هم در کتاب چهارم نوشته‌ام. اما تفاوت دوم قانون با سنتور، صدادهی و گستره صوتی و استفاده از پرده گردان‌هاست که در آن می‌‌توانیم از 24 ربع پرده روی قانون مرکب‌نوازی کنیم.

در صورتی که اجرا با انگشت‌های مختلف در سنتور امکانپذیر نیست؛ چون سیم‌های زیر وبم سنتور کنار هم است، ولی در قانون یک اکتاو فاصله دارند. در قانون می‌توانیم انگشت روی سیم بگذاریم و صداهای مختلف اجرا کنیم. در واقع پرده‌گیری کنیم،‌ ولی در سنتور نمی‌توانیم و خیلی موارد دیگر. البته اینها قبلا در قانون وجود نداشته است و من آنها را روی این ساز پیاده کرده‌ام.

درباره علاقه جوانان به این ساز بگویید چه در آموزشگاه خودتان و چه در جامعه.

جوانان علاقه زیادی دارند، اما برخی عوامل باعث دوری آنها می‌شود. مانند نبودن ساز و قیمت بالا. تمام کارهای قانون با دست انجام می‌شود، از این رو قانون‌های مطلوب بسیار گران هستند. به عنوان نمونه خیلی‌ها حاضرند پیانوی 3 میلیون تومانی بخرند، در حالی که حاضر نیستند قانونی با همین قیمت بخرند که تمام امکانات اجرایی را داشته باشد و ترجیح می‌دهند به جای آن سازی ارزان بخرند.

سنتور را حتی با هفتاد  هشتاد هزار تومان هم می‌توان خرید، ولی قانون را با این قیمت نمی‌توان خرید. به نظر من، اگر کارگاهی برای آموزش ساخت این ساز ایجاد شود و تعداد قانون‌های ساخته شده بالا برود، قیمت هم پایین می‌آید و می‌توان استفاده بهتری از این ساز کرد.

غیر از عواملی که ذکر کردید، چرا این ساز مثل سازهای دیگر از جمله تار و سه‌تار خیلی همه‌گیر نشده است؟

سال 1351 که وارد دانشگاه شدم، تازه قانون به عنوان ساز اول داشت رایج می‌شد؛ در نتیجه هیچ هنرجویی نبود که بخواهد این ساز را یاد بگیرد، چون نه هنوز متدی وجود داشت و نه استادان به دلیل تکنیک عربی، این ساز را قبول داشتند. مثلا یک چهارمضراب را نمی‌توانستید روی ساز پیاده کنید و این یکی از عوامل اصلی بود.

علاقه و استعداد جوان‌ها در زمینه فراگیری این ساز چطور است؟

خیلی خوب است. من هنرجوهایی دارم که به آینده‌شان امیدوارم.

آیا بین این جوانان کسانی هستند که در آینده بتوانند جای شما را پر کنند؟

هر کس با توجه به تجربه و ارزش کاری جایگاه خاص خود را دارد، بنابراین نمی‌توانیم دنبال تصنیف‌سازی باشیم که مثل عارف یا شیدا باشد؛ البته شاید در آن حد یا حتی خیلی بهتر هم پیدا شود، ولی این مساله بستگی به زمان، استعداد و تلاش افراد دارد. در کل به نظر من هیچ وقت نمی‌توانیم انسان‌ها را با هم مقایسه کنیم. جوانان در حال حاضر فوق‌العاده باهوش و با استعداد هستند و این می‌تواند امید ما را به آینده چندین برابر کند.

نکته‌ای که از نظر من خیلی مهم است، حس درونی انسان در زمینه هنر موسیقی است و هر کس می‌تواند با این حس روی سازش اثر بگذارد. شاید من شاگردی داشته باشم که تکنیکش خیلی خوب باشد، اما احساس من را نداشته باشد. می‌گویند استاد عبادی یک مضراب که به سه‌تار می‌زد، دل انسان می‌لرزید. پس حس هر کسی نمایانگر درونیات اوست که در سازش هویدا می‌شود.

وضعیت بانوان در زمینه‌های مختلف مثل نوازندگی،‌خوانندگی، آموزش و برگزاری کنسرت چطور است؟

مشکل خاصی وجود ندارد. خود من بتازگی ایتالیا بودم و به تنهایی کنسرت داشتم. مدیر یونسکو هم آنجا حضور داشت و چون ساز من شبیه کوتو (نوعی ساز ژاپنی)‌ بود بسیار مورد استقبال قرار گرفت.

یعنی اصلا در زمینه برگزاری کنسرت هیچ مشکلی وجود ندارد؟

چرا به هر حال دشواری‌هایی هست از جمله گرفتن مجوز و کارهای خاص آن. مثلا مجوز شعر باید گرفته شود و سرپرست گروه موظف است افراد را معرفی کند و قطعات را نشان دهد (که البته اینها را از من نمی‌خواهند)‌ پس از انجام این کارها نوبت مجوز پوستر و بروشور و دیگر مجوزهاست تا اجازه برگزاری کنسرت را بدهند.

بنابراین کلا وضعیت بانوان را در عرصه موسیقی نسبت به سال‌های گذشته چطور ارزیابی می‌کنید؟

بانوان بسیار علاقه‌مندند و می‌خواهند کار کنند؛ اما مسائل اجتماعی و شرایط خانوادگی مانع کار آنها می‌شود. به عنوان مثال آقایانی که نوازندگی را انتخاب می‌کنند، تمام حرفه و هدفشان این می‌شود، اما خانم‌ها به خاطر مسوولیت‌هایی که داخل خانه دارند، نمی‌توانند به اندازه آقایان وقت بگذارند مگر این که همسر، خانواده و اجتماعشان آنها را یاری کند تا بتوانند پیشرفت کنند.

در حال حاضر موسیقی به ابتذال کشیده شده است؛ چون جوانان به موسیقی‌های بی‌محتوایی روی آورده‌اند که اصول و قواعد در آن رعایت نمی‌شود. البته برخی از این کارها هم خوب است، اما بیشتر آنها عامه‌پسندند و سطح پایینی دارند. در کل به نظر من خانم‌ها می‌توانند در موسیقی موفق شوند و این افت را از میان ببرند، چون موسیقی ارتباط مستقیمی با احساس دارد و خانم‌ها اغلب احساسی‌تر هستند.

آیا خانم‌ها به طور مستقل می‌توانند (با مجوز دولت)‌ در خارج از کشور کنسرت بدهند؟

بله می‌توانند. خود من بارها به تنهایی کنسرت داشتم و اصلا نیازی هم به مجوز نداشت. در خارج از کشور برنامه‌گذار برنامه‌ریزی می‌کند و ما هم اجرا می‌کنیم. البته برخی‌ها در آنجا برنامه‌هایی اجرا می‌کنند که دیگر امکان فعالیت در اینجا را از خودشان سلب می‌کنند، اما من با توجه به شأن و شخصیتی که برای خودم قائلم، همیشه سعی می‌کنم کار فرهنگی انجام دهم، بنابراین هیچ‌وقت مشکلی نداشتم و تمام فیلم‌ها و سی‌دی‌های کارهایم نیز از آن طرف آمده است.

تاثیر موسیقی بر روح و روان خانم‌ها چگونه است؟

وقتی موسیقی فاخر روی گیاهان تاثیر دارد، مشخص است که چه اثری می‌تواند بر انسان داشته باشد. در حال حاضر برخی بیماری‌ها را با موسیقی درمان می‌کنند. ضمن این که به نظر من موسیقی جنسیت نمی‌شناسد.

انتظار شما به عنوان یک موسیقیدان پیشکسوت از دولت چیست؟

فقط و فقط حمایت. من بارها در جلسات و شوراهایی که شرکت داشتم گفته‌ام باید به موسیقی بها بدهیم تا رشد کند.

فریبا کریمی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها