به مناسبت روز جهانی تنوع زیستی، 2 خرداد

نابودی تنوع زیستی‌ نابودی کتابخانه حیات‌

هیچ بحرانی در محیط ‌زیست اثراتی پایدارتر از نابودی تنوع زیستی ندارد. محققان معتقدند «کتابخانه حیات در آتش می‌سوزد و ما باید آن را خاموش کنیم». این در حالی است که نابودی تنوع زیستی به عنوان سومین تهدید جهانی با سرعت بی‌سابقه‌ای ادامه دارد. با این حال، هنوز اطلاعات ما درباره گونه‌های موجود به طرز تاسفباری ناچیز است و تلاش‌هایمان برای نجات گنجینه حیات کافی نیست، غافل از این که نابودی تنوع زیستی بی‌بازگشت و همیشگی است. ضمنا این جملات معروف را شنیده‌اید که همه ما در هر مرحله از توسعه‌یافتگی که باشیم، در یک قایق در حال سفریم، با هم شناوریم و با هم غرق می‌شویم و ساختن یک کشتی محکم‌تر به سود تمامی مسافران است. امروزه بیشتر راه‌های توسعه چه در شمال و چه در جنوب در حقیقت همان تکان دادن قایق است و در زمانی که نابودی و ویرانی اکوسیستم‌ها به عنوان شبکه ضروری حمایت از حیات در کره زمین در معرض تهدید است، وقت آن رسیده که به درک مشترکی از اساسی‌ترین مساله گریبانگیر کشورها برسیم. کارشناسان معتقدند با اتخاذ استراتژی‌های حمایتی و استفاده پایدار از تنوع‌ زیستی، نه‌تنها منافع اقتصادی بسیاری نصیب ما می‌شود، بلکه ارزش‌های فرهنگی، معنوی و زیستی در طبیعت را مورد حمایت قرار داده‌ایم.
کد خبر: ۱۷۷۱۲۳

صدمه دیدن زیست‌بوم‌ها و تجزیه آنها، ویرانی محیط ‌زیست طبیعی و بعضی عوامل دیگر فشار زیادی را به گونه‌های بسیاری از گیاهان و جانوران وارد می‌کند. اگرچه به علت کمبود اطلاعات، توصیف دقیق شرایط موجود و اتفاقات آینده امکان‌پذیر نیست.

از سوی دیگر، کامل‌ترین منبع اطلاعات جهانی درباره انقراض موجودات و گونه‌های در معرض خطر فهرست قرمز IUCN است. براساس گزارش‌های این سازمان جهانی در جهان تخمین زده شده است که بیش از 11 درصد پرندگان، 18 درصد پستانداران،

5 درصد آبزیان و 8  درصد گیاهان در معرض خطر انقراض قرار دارند که این ارقام فقط مربوط به گروه نسبتا کوچکی از گونه‌هاست که اطلاعات کافی درباره آنها  وجود دارد و مربوط به 7/1 میلیون گونه شناخته‌شده دیگر و میلیون‌ها گونه ناشناخته نیست.

گونه‌های موجود در اکوسیستم‌های جزیره‌ای و آب شیرین بسیار آسیب‌پذیر هستند و به عنوان مثال، حدود 23 درصد گونه‌های پرندگان جزیره‌ها در مقابل 11 درصد پرندگان سراسر جهان در معرض خطر قرار دارند.

گونه‌های نواحی دارای آب و هوای مدیترانه‌ای نیز به طور چشمگیری آسیب‌پذیرند. اینان شامل گونه‌های متنوع جانوری و تعداد زیادی از گیاهان بومی می‌شوند. تخمین زده می‌شود 15 درصد گیاهان آوندی منطقه مدیترانه‌ای کالیفرنیا، 17 درصد منطقه‌ای به نام کیپ پروسین آفریقای جنوبی و 24 درصد منطقه جنوب غربی استرالیا در معرض خطر قرار دارند.

تحقیقات نشان می‌دهد تعداد گونه‌های موجود یک اکوسیستم، به منطقه آن بستگی دارد. رابطه میان گونه‌ها و نواحی آنها راه مفیدی است برای پیش‌بینی آهنگ نابودی گونه‌ها در زیستگاه‌های آسیب‌دیده، اگرچه معمولا این پیش‌بینی‌ها را بسیاری از شک و تردیدها احاطه کرده است. به عنوان مثال براساس گزارش‌های جهانی پیش‌بینی می‌شود تا 25 سال آینده در جنگل‌های استوایی، 2 تا 25 درصد گونه‌ها منقرض شوند یا در معرض نابودی قرار گیرند، این در حالی است که جنگل‌های استوایی حدود نیمی از گونه‌های جهان را در درون خود جای می‌دهند.

اصغر محمدی‌فاضل محقق و متخصص محیط ‌زیست در این ‌باره می‌گوید: در حالی که پیش‌بینی‌ها برای آینده جهان قطعی نیست؛ اما براساس شواهد موجود کارشناسان پیش‌بینی‌هایی را انجام می‌دهند، به طوری که در مجموع پیش‌بینی شده است اکوسیستم‌های جهان در معرض فشار رو به افزایش قرار می‌گیرند و اراضی دست‌نخورده از 70 درصد کنونی به 65 درصد در سال 2015 و 60 درصد در سال 2050 کاهش می‌یابند که این کاهش عمدتا به علت گسترش اراضی کشاورزی است.

وی ادامه می‌دهد: براساس گزارش‌های جهانی بالاترین میزان تغییر کاربری در آفریقا پیش‌بینی می‌شود؛ جایی که نسبت اراضی دست‌نخورده تا سال 2050 از 70 درصد به 45 درصد کاهش خواهد یافت.

این میزان در غرب آسیا از 90 درصد به 70 درصد کاهش پیدا خواهد کرد و علفزارهای ساوانا به صورت چراگاه همیشگی درآمده، جنگل‌ها ناپدید شده و باقیمانده زمین‌ها بایر و یا نیمه‌بایر رها می‌شوند.

بازسازی جهان در قرن 21

کارشناسان جهانی براساس معاهدات و پروتکل‌های بین‌المللی سعی در بازسازی تخریب‌های صورت‌گرفته دارند که در برخی موارد نیز موفقیت‌هایی را دربر داشته است؛ اما مهم‌ترین پدیده‌های جهانی که امروزه با آن مواجه هستیم، پدیده تغییرات آب و هوایی و تخریب لایه اوزون است. در ژوئن سال 1974 دو شیمیدان در دانشگاه کالیفرنیا، تئوری خود را منتشر کردند. آنان اظهار کردند که کلروفلورکربن رها شده در محیط ‌زیست به استراتوسفر رفته و در آنجا اتم‌های کلرین آزاد می‌کند و این اتم‌ها می‌توانند به لایه اوزون در استراتوسفر زمین آسیب برسانند و آن را از میان ببرند. در دومین مقاله منتشر شده در سال 1975 پیش‌بینی شد که این فرآیند به طور قابل ملاحظه‌ای لایه اوزون استراتوسفری را کاهش دهد و تحت چنین شرایطی، حجم زیادی از اشعه ماوراءبنفش خورشید به سطح زمین می‌رسد و باعث خطرات و آسیب‌های بالقوه برای گیاهان و جانوران، به خطر افتادن سلامتی انسان‌ها و بیماری‌هایی نظیر سرطان پوست و آب مروارید می‌شود. به دنبال آن، مجامع سیاسی تصمیم به کنترل گازهایCFC  و هالون‌ها گرفتند که با تشکیل پروتکل مونترال درباره مواد کاهنده لایه اوزون، کشورهای صنعتی ملزم به کاهش مصرف «CFC»ها شدند.

امروزه واضح است که بدون پروتکل مونترال کلرین و برومین مخرب لایه اوزون به عنوان سپر محافظ زمین در نیمه قرن آینده بسرعت افزایش خواهند یافت؛ اما با اجرای آن پیش‌بینی می‌شود تجمع آنها در جو تا حدودی کاهش یابد.

همچنین اگرچه تلاش‌ها برای متوقف نکردن مصرف مواد شیمیایی مخرب لایه اوزون مشکل بود، تلاش‌ها برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای، حمایت از ذخایر تنوع زیستی و مدیریت آب‌های بین‌المللی از آن مشکل‌تر و بحث‌برانگیز‌تر بوده است.

هدایت اکولوژیک‌

درباره تقاضا برای انرژی و انتشار دی‌اکسیدکربن ‌2 CO، شورای جهانی انرژی برنامه‌ای با عنوان هدایت اکولوژیک تهیه کرده، در نتیجه اجرای این برنامه، تقاضای جهانی برای انرژی تا سال 2020 فقط 30 درصد رشد خواهد داشت و انتشار دی‌اکسیدکربن سالانه 5 درصد بالاتر از سطح آن در سال 1990 خواهد بود.

به نظر می‌رسد این برنامه برای تقاضای آب در چند دهه آینده تنش‌ها و درگیری‌هایی شبیه منازعات سیاسی ایجاد خواهد کرد و نیاز برای مدیریت مشترک توزیع آب از سوی دولت‌ها و بخش‌های محل و حمایت از عرضه فناوری‌های نو و کارا در صنعت آب است.

ایجاد تعهد برای حرکت در چنین مسیری مستلزم درگیری‌ها و تنش‌های بسیاری است. در چنین مواردی متقاعد کردن اجتماعات سیاسی و عامه مردم امری ضروری است.

تغییرات کره زمین و امنیت غذایی‌

ما هنوز کمی از انسان‌هایی داریم که از گرسنگی و سوءتغذیه رنج می‌برند. آنان حدود 10 درصد جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند، ولی دانسته‌های ما از آنها فوق‌العاده کم است.

سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد با انجام اقداماتی متعهد شده تا سال 2015 این تعداد را به نصف کاهش دهد. فقر به نابودی محیط زیست منجر می‌شود. در حدود 16 درصد زمین‌های زراعی جهان، با فعالیت‌های بشر نابود شده‌اند. زیان‌های رو به افزایش خشکی، زمین‌های زراعی و حاصلخیز، نابودی سرشاخه‌های رودها در اکوسیستم‌های کوهستانی و تغییر اراضی بارانی ساحلی در درجه اول بر ناامنی غذایی مردم حاشیه‌ای این نواحی اثر می‌گذارد. علاوه بر این، همان‌طور که جمعیت بشر افزایش پیدا می‌کند، زمین‌های حاصلخیز نیز دائما در حال نابودی هستند.

نیاز برای تغییرات قانونی و سازمانی، کاملا احساس می‌شود. این تغییرات باید به استفاده‌کنندگان زمین انگیزه‌های لازم برای اداره پایدار زمین‌ها را بدهد. انتقال فناوری نیز راه دیگری است. ناامنی غذایی مردم را وادار می‌کند که بیش از حدی که برای ساختار و حاصلخیزی زمین برای تولید پایدار لازم است، به استخراج مواد غذایی خاک اقدام کنند.

از سوی دیگر، عوامل زیادی در آسیب رساندن به تنوع زیستی کشاورزی دخالت داشته‌اند و بخش وسیعی از گونه‌های جانوران، گیاهان و اکوسیستم‌ها در تنوع زیستی کشاورزی قرار دارند؛ یکی از این عوامل از میان رفتن زیستگاه‌های طبیعی است، به طوری که استفاده از گونه‌های پرمحصول در 30 سال گذشته شرایطی به وجود آورده که در حدود 30 درصد گونه‌های حیوانات اهلی در حال انقراض هستند.

بحران تنوع زیستی‌

هیچ بحرانی در محیط زیست اثراتی پایدارتر از نابودی تنوع زیستی ندارد. به فرض بروز تغییراتی در نگرش‌ها، سیاست‌ها و انگیزه‌ها، تغییرات آب و هوا ممکن است در طول یک قرن وارونه شود. مساله آب‌های بین‌المللی و برداشت بیش از حد محصول هم ممکن است در یک دهه تغییر کند و جبران شود.

به فرض ادامه همکاری‌ها براساس پروتکل مونترال، لایه اوزون اندکی پیش از سال 2100 شروع به بازساری کامل خود می‌کند، ولی تنوع زیستی مساله کاملا متفاوتی است. نابودی آن همیشگی است.

ادامه روند شتابان نابودی تنوع زیستی از آسیب رساندن به سیستم‌های حمایت طبیعی از جوامع بشری و همچنین سیستم‌های اقتصادی خبر می‌دهد.

دولت‌ها، تشکل‌های غیردولتی، موسسات و تشکل‌های اجتماعی برای متوقف کردن این امر بسیج شده‌اند و در طول دهه گذشته اقدامات جدی‌ای صورت گرفته است که تعیین‌ بیش از 10 هزار پارک ملی و منطقه حفاظت‌شده به وسعت هریک بیش از هزار هکتار، قرار دادن 150 میلیون کیلومترمربع از زمین‌های کره زمین تحت قوانین حفاظتی و تصویب قوانین ملی و بین‌المللی برای حمایت از گونه‌های بشدت در معرض نابودی و تهدید به لغو مجوز تجارت را شامل می‌شود.

با این حال، هنوز اطلاعات ما درباره گونه‌های موجود به طرز تاسفباری ناچیز است. تقریبا 3 هزار گونه باکتری از لحاظ علمی تعریف شده‌اند؛ اما بررسی یک گرم از خاک جنگلی در نروژ به شناسایی 5 هزار گونه منجر شد و جالب این که تنها 10 درصد کل گونه‌های شناخته‌شده حشرات در جهان دارای نام علمی هستند. این مثال‌ها تنها بخشی از مسائل و چالش‌های پیش ‌روی ماست که نشان می‌دهد غفلت از آنها امنیت حیات کره زمین را برای همیشه با خطر مواجه خواهد کرد.

ماهیگیری‌

برداشت و صید بیش از حد آبزیان، از سوی ناوگان‌های صنعتی، کشتی‌های تجاری و ماهیگیران حرفه‌ای این ذخیره مهم حیاتی بشر را کاهش داده است. پس از این که از سال‌های 1950 تا 1989، صید آبزیان از دریا حدود
5 برابر شد، در سال‌های 1987  1983 صید سالانه در سطح 88 میلیون تن متوقف ماند؛ اما ناگهان در یک دهه بعد به مرز 93 میلیون تن رسید.

به دنبال آن، سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد(FAO)  اعلام کرد، حدود دوسوم آبزیان در سن زاد و ولد یا پیش از رسیدن به سن زاد و ولد صید شده‌اند. در اقیانوس اطلس سطح صید ماهی روغن آتلانتیک تا یک‌پنجم صید آن را کاهش داد. تخمین زده می‌شود در سواحل اقیانوس آرام در آسیا صید در سطح محدودیت پایدار یا بالاتر از آن انجام می‌شود. متخصصان انتظار دارند تا سال 2020 ماهیگیری در همین سطح کنونی یا کمتر قرار بگیرد تا منافع استفاده از ابزارآلات پیشرفته، صید ماهی‌های کوچک و کم‌ارزش و بهره‌برداری بیشتر از اندک ذخایر ماهی‌ها احتمالا بتواند ضعف‌های موجود را جبران کند.

از سوی دیگر، به دلیل مدیریت ضعیف منابع آبزی، حفاظت نکردن از نواحی و گونه‌های آبزیان و وخیم شدن اوضاع محیط‌ زیست سواحل و دریاها پرورش ماهی در جهان افزایش پیدا کند؛ اما این افزایش در سطحی نیست که بتواند نیاز مردم را جوابگو باشد.

حمیده‌سادات هاشمی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها