در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پذیرفته نشدن شرایط برحق ایران برای آتشبس از سوی عراق و تسامح مجامع بینالمللی و وجود جریانات سیاسی و نظامی در منطقه و جهان که تلاش میکردند ایران به حقوق حقه خود نرسد، لزوم تعقیب عراق به عنوان متجاوز و مجازات او را بیش از پیش آشکار کرد.
پیروزیهای نظامی ایران که از شکست حصر آبادان در مهرماه سال قبل آن شروع شده بود با فتح خرمشهر در سوم خرداد سال 1361 به اوج رسید و به رغم آن که عراقیها مناطق زیادی را اشغال کرده و از شمال تا جنوب، مناطق گستردهای را به تصرف خود درآورده بودند تلاش چند ماهه ایران برای بازپسگیری مناطق اشغالشده به دستاوردهای خوبی منجر شد و در مناطق استراتژیکی چون آبادان و خرمشهر به نتیجه رسید. اما هنوز مناطق گستردهای در طول نوار 1200 کیلومتری مرزی وجود داشت که تحت اشغال عراقیها بود، هر چند این اشغال حتی تا پایان جنگ و آتشبس ادامه داشت.
مرکز اسناد وزارت امور خارجه تلاش دامنهدار غرب برای روی آوردن به دیپلماسی را چنین روایت میکند: از این مقطع به بعد تعدادی از کشورها و سازمانهای بینالمللی برای پایان دادن به جنگ و آتشبس، تلاشهای خود را تشدید کردند. این تلاشها که با محوریت سازمان کنفرانس اسلامی، جنبش عدمتعهد، سازمان ملل و تعدادی از کشورهای عربی صورت میگرفت، پس از فتح خرمشهر جدیتر شد. از سوی سازمان ملل متحد، اولاف پالمه، نخستوزیر پیشین سوئد و یان الیاسن، قائممقام وزارت خارجه این کشور و از سوی کنفرانس اسلامی، کمیتهای متشکل از ضیاءالحق رئیسجمهور پاکستان، احمد سکوتوره، رئیسجمهور گینه، داوود جاوارا رئیسجمهور گامبیا، بلند اولسو نخستوزیر ترکیه و یاسر عرفات رئیس سازمان آزادیبخش فلسطین به تهران سفر کردند.
از سوی جنبش عدمتعهد هم وزرای خارجه چند کشور مامور رایزنی شده بودند که شامل وزرای خارجه کوبا و زامبیا، ناراسیمها رائو، وزیر خارجه هند و فاروق قدومی، وزیر خارجه فلسطین به تهران سفر کردند و طی رایزنیهای آنان هم هیچ پیشنهاد مشخصی که تامینکننده خواستههای مبنی بر عقبنشینی به مرزها و دریافت غرامت بود، ارائه نشد.
عرفات در دهه 1990 با بازخوانی آن تحولات، طی مصاحبهای گفت که پس از فتح خرمشهر، جریانی آغاز شد که شامل ابتکار برخی از کشورها بویژه اعراب برای پایان جنگ بود. در این ابتکارها برای اولین بار مساله دریافت غرامت و عقبنشینی تا مرزها که خواستههای اصلی تهران بود، مطرح شد. عقبنشینی به مرزها و پایان اشغال ایران، برای تهران اولویت نخست را داشت، چرا که حتی تا پایان جنگ و پذیرش قطعنامه 598 حدود 20 هزار کیلومتر مربع از خاک ایران در اشغال ارتش عراق بود و اگر ایران بلافاصله پس از باز پسگیری خرمشهر، صلح را میپذیرفت، عملا با این سوال مهم روبهرو میشد که چه تضمینی وجود دارد که ایران بقیه خاک خود را پس بگیرد. این سوال وقتی اهمیت پیدا میکند که توجه شود پس از پذیرش صلح، عملا نیروهای نظامی ایرانی که عمدتا بسیجی بودند، به شهرها بازمیگشتند و مشغول زندگی عادی خود میشدند، اما نیروهای عراق که نظامیان کلاسیک بودند، در مواضع خود میماندند. دکتر ولایتی در مصاحبهای، دلیل آن را چنین ذکر میکند: اگر تهران در این مقطع صلح را میپذیرفت؛ فاجعهای که در جنگهای دوم ایران و روس اتفاق افتاد و منجر به از دست رفتن بخشی از خاک ایران شد، تکرار میشد.
ضربه مهلک نظامی
به نظر میرسد در میان تحولات نظامی جنگ، فتح خرمشهر و عقبنشینی عراق تا پشت مرزها، نقش تعیینکنندهای در ارزیابی و تحلیل سیاسی و نظامی در خصوص توان عراق داشته است. بازتاب این پیروزی شگرف تا مدتها در صدر تمام اخبار و گزارشهای رسانههای جهان بود. فتح خرمشهر به منزله بزرگترین پیروزی نظامی سیاسی ایران در جریان جنگ تحمیلی و مهلکترین ضربه به پیکره دشمن تلقی میشد. نشریه «جنگ» وابسته به دانشکده جنگ ایالات متحده چند روز پس از آزادی خرمشهر، در گزارشی با برشمردن این خسارت به عراق که شامل لشکرهای 3 زرهی، 11 و 15 پیاده در محور خرمشهر، لشکرهای 5 مکانیزه و 6 زرهی در محور شمالی، لشکرهای 9 و 10 زرهی، لشکر 7 پیاده و لشکر 12 زرهی، تیپ 140 زرهی و تیپهای 31، 32 و 33 نیروی مخصوص، تیپهای 9، 10 و 20 گارد مرزی و تیپهای 238 و 501 پیاده، تیپهای 605 و 417 پیاده و تیپهای 601، 602 و 416 پیاده عنوان کرد: این عملیات نظامی در زمانی که عراق انتظار آن را نداشت، ضربه مهلکی بر پیکره ارتش این کشور وارد ساخت.
در گزارش مشابه وزارت دفاع فرانسه نیز در بررسی آزادسازی خرمشهر تاکتیک نظامی ایران، طرحریزی عملیات عبور از رودخانه، سرعت عمل در تصرف خرمشهر و مقایسه آن با زمان تهاجم عراق به خرمشهر و تاخیری که در اشغال شهر صورت گرفت بیش از دیگر مسائل مورد اشاره قرار گرفت و همه این شواهد و قرائن دلالت بر ضعف و ناتوانی روحی و فیزیکی عراق میکرد. ضمن اینکه خرمشهر به عنوان آخرین برگ برنده عراق، مذاکرات به اصطلاح صلح بود و عراق نیز برای حفظ آن سرمایهگذاری وسیعی کرده بود. در نتیجه وقتی عراق نتوانست خرمشهر را حفظ کند و شهر با این سرعت آزاد شد ؛ عملا علائم آشکار اضمحلال عراق نمایان شد.
در این زمینه روزنامه «زود دویچه سایتونگ» چاپ آلمان نوشت: به این ترتیب بغداد آخرین تکیهگاهش را برای مذاکره جهت حفظ آبرویش از دست داده است و از نظر نظامی دیگر صدام نجات دادنی نیست، حتی اگر ایرانیها به عراق وارد نشوند.
روزنامه گاردین هم نوشت: سقوط خرمشهر یعنی سقوط آخرین و مهمترین افتخار جنگی عراقی که ایرانیها با بازپس گرفتن آن، این برگ برنده را که به وسیله آن عراق میکوشید ایران را به پای میز مذاکره بکشاند از دست بغداد ربودند.
همچنین گزارش ماه آگوست کمیسیون دفاعی وزارت امور خارجه بریتانیا با بر شمردن توانمندیهای ایران در تصرف خرمشهر عنوان کرده بود که با این شکست، شکستی بزرگتر از نظر استراتژی و تاکتیکی برای عراق اتفاق افتاده است و در ادامه پیامدهای این شکست سنگین را اینچنین بر شمرده است: از دست دادن برگ برنده برای مذاکرات صلح، ضعف روحی نیروهای عراقی و تحقیرهای ناشی از شکستها و عقبنشینیهای پیدرپی، افزایش مشکلات اقتصادی عراق بویژه پس از مسدود شدن خط لوله صدور نفت از این کشور توسط سوریه، تردید کشورهای عربی درباره توانایی نظامی عراق با وجود کمکهای همهجانبه مالی نظیر کمک 25 میلیارد دلاری، ابهام حامیان عراق درخصوص سرنوشت رژیم این کشور و نهایتا حیات سیاسی صدام.
توازن نظامی - سیاسی به سود ایران
بسیاری از کارشناسان نظامی و تحلیلگران رسانههای خارجی همانند نیروهای عراقی در برابر سرعت عمل و ویژگیهای عملیاتی رزمندگان اسلام به هنگام فتح خرمشهر غافلگیر، مبهوت و شگفتزده شدند. خبرگزاری رسمی عراق در اطلاعیهای کوتاه پس از فتح خرمشهر اعلام کرد: «سخنگوی ارتش عراق اعلام کرده است که نیروهای عراقی بامداد روز سهشنبه 3 خرداد 61 به طور کامل بندر خرمشهر را ترک و تا مرزهای بینالمللی عقبنشینی کردند». خبرگزاری عراق میافزود که عقبنشینی نیروهای عراقی از روز یکشنبه آغاز شده بود.
خبرگزاری یونایتدپرس در ساعت 24/12 دقیقه همان روز در گزارشی از بیروت، سربازان عراقی را در حال فرار از مناطق اشغالی توصیف کرد.
همزمان با این تحولات، در خاتمه اجلاس وزیران خارجه عضو «جبهه پایداری عرب» در الجزایر اعلامیهای شامل 11 ماده به تصویب رسید که شامل مسائل منطقهای و ازجمله جنگ ایران و عراق میشد. در بند 6 این اعلامیه درباره جنگ چنین آمده بود: «مقاومت در مقابل هر اقدامی برای شرکت کشورهای بیشتر ازجمله مصر در جنگ عراق علیه ایران و تاکید بر این که منظور از این تلاشها توجیه آشتی با مصر است». در بند 9 نیز چنین آمده بود: «وزیران اعلام کردند که ایران از آرمان اعراب بویژه آرمان فلسطین حمایت کرده و ایران دوست ماست و رابطه با آن باید تقویت شود». به این ترتیب جبهه پایداری عرب که شامل دولتهای الجزایر، سوریه، لیبی، یمن جنوبی و سازمان آزادیبخش فلسطین بود، حمایت صریح خود را از ایران پس از فتح خرمشهر اعلام کردند. مجله فارین افرز با درج گزارشی از این اجلاس چنین نوشت: «کشورهای منطقه با فتح خرمشهر دریافتند که چنانچه در مقابل نیروهای ایرانی قرار گیرند، قادر به مقابله نخواهند بود. آنها فهمیدند که نیروهای ایرانی میتوانند یک نیروی شکست خورده و بیروحیه را در داخل قلمرو عراق نیز تعقیب کنند و احتمالا متوجه بصره شدند.»
بازخوانی اسناد سازمان ملل در آن سالها نشان میدهد که شورای امنیت که پس از صدور قطعنامه 479 سکوت اختیار کرده بود، با شکست نیروهای عراقی در خرمشهر این سکوت را شکست. به این ترتیب که قدرت نظامی ایران سبب شد شورای امنیت به درخواست اردن و حمایت امریکا مساله جنگ را بررسی کند که به تصویب قطعنامه 514 مورخ 21 تیر 1361 به اتفاق آرا انجامید. در این قطعنامه شورای امنیت به خطر افتادن صلح را احراز کرده ولی همچنان در مورد معرفی متجاوز یا شروعکننده جنگ و تنبیه او ساکت مانده بود.
با گذشت سالها از زمان فتح خرمشهر هنوز هم پستوی وزارت امور خارجه امریکا، بریتانیا و... و بایگانیهای اسناد، محافل و مجامع دفاعی امنیتی بین المللی گویای این واقعیت است که آزادسازی خرمشهر با برنامهریزی دقیق نظامی و در عملیاتی حساب شده لجستیکی و ساماندهی جنگی متفاوت و نیز با داشتن اهداف تاکتیکی و استراتژیک مشخص همراه با دلاوری بسیجیان و سربازان ایرانی به نتیجه رسید. آنچه در این میان برای ناظران جهانی هنوز هم حیرتانگیز است، تغییر استراتژی ایران از حالت تدافعی به تهاجمی بود که بعد از فتح خرمشهر صورت گرفت و بدون شک نقطه عطف مهمی در راهبردهای نظامی و دفاعی ایران پس از آن به شمار میآمد.
شکست زود هنگام رژیم عراق
به دنبال سلسله عملیات رزمندگان اسلام و کسب پیروزیهای بزرگ ازجمله فتح خرمشهر در سال 61 تغییر توازن سیاسی نظامی در جنگ و منطقه خیلج فارس به سود ایران، مهمترین و برجستهترین نتیجهای بود که به دست آمد و بلافاصله علاوه بر بروز آثار آن در اظهارات مقامات رسمی کشورهای منطقه، امریکا و اروپا در رسانههای خارجی از سوی کارشناسان مورد ارزیابی قرار گرفت.
گرچه با پیروزی انقلاب و بر هم خوردن توازن در منطقه به زیان امریکا، تحولات برجستهای در منطقه به وقوع پیوسته و تحمیل جنگ براساس این فرض طراحی و اجرا شد تا با مهار و تعدیل قدرت ایران مجددا توازن در منطقه به سود امریکا برقرار شود، اما فتح خرمشهر در نظر غرب به منزله سقوط رژیم عراق و فروپاشی کشورهای منطقه ارزیابی میشد. در این مورد هنری کیسینجر، مشاور امنیت ملی و از تئوریسینهای کاخ سفید معتقد بود: اگر عراق جنگ را برده بود امروز نگرانی و وحشت در خلیج فارس نبود و منابع ما در منطقه به آن اندازه که اینک در خطر قرار دارد دچار مخاطره نمیشد، این به نفع ماست که هرچه زودتر آتشبس برقرار کرده و بتدریج به رژیم سازشکاری که در آینده احیانا جایگزین رژیم ایران میشود، نزدیک شویم.
عکسالعمل کشورها در برابر پیروزی ایران علاوه بر این که نشاندهنده غافلگیری آنها و همچنین عدم درک روشن آنها از ناتوانی عراق بود، بر این مهم نیز دلالت داشت که طی مراحل مختلف جنگ و عملیات، قابلیتها و تواناییهای غیرمنتظرهای از ایران بروز کرده است و این چیزی نبود که بتوان بسادگی از کنار آن گذشت. بر این مبنا گزارش سند رسمی سنای امریکا در ژوئن همان سال به چند عامل اساسی اشاره داشت ازجمله: تعهد و اعتقاد به آرمانهای انقلاب و رهبری انقلاب، روحیه شهادتطلبی، برخورداری از اراده مصمم عراق و عزم راسخ برای جنگیدن، افزایش هماهنگی و همکاری بین نیروهای نظامی، برتری استراتژیکی و تاکتیکی ایران بر عراق، احیای مجدد توان نظامی که پس از پیروزی انقلاب رو به ضعف نهاده بود و تاثیرات پیروزیهای نظامی بر تثبیت موقعیت ایران در منطقه. سنای امریکا در ادامه با ابراز تاسف از فقدان این عوامل در نزد ارتش عراق، از شکست عراق در ادامه جنگ ابراز نگرانی کرده بود.
ارسلان مرشدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: