بعد از چندی زن مزبور در خانه شوهر فوت میکند. طایفهای که دختر را به جای خونبها قبول کردند مجددا ادعا میکنند چون زن مزبور فوت کرده است باید دختر دیگری را به جای آن به بستگان مقتول بدهند. از این نظر باز هم از طرف طایفه مقابل دختر دیگری برای بستگان مقتول نامزد میکنند ولی به جهاتی مراسم عروسی انجام نمیگیرد و دختر مزبور را به دیگری شوهر میدهند.
طایفه فرد مقتول از این عمل عصبانی و درصدد تلافی برمیآیند ولی خوانین و معتمدین محلی که به اختلافات مزبور پی میبرند برای رفع غائله جلسهای تشکیل دادند و بین دو طایفه را آشتی داده و مبلغ 5هزار ریال از طایفه قاتل دریافت نموده و به خوانین طایفه مقتول میدهند و موضوع را خاتمه یافته تلقی نمودند. ولی بستگان مقتول که از این مبلغ چیزی عایدشان نشده بود درصدد انتقام برمیآیند.
از این نظر پیغامهای تهدیدآمیزی برای آنها میفرستند. طایفه فرد قاتل در این موقع به طرف الشتر کوچ میکرد که 4 نفر از طایفه مقتول آنها را تعقیب میکنند تا آنها را غارت کنند ولی فرصتی برای این کار پیدا نمیکنند و در «میانکوه سوخته» که در 150کیلومتری خرمآباد میباشد یک نفر را که هیچ قرابتی و نسبتی با طایفه فرد قاتل نداشت گرفته و او را به قتل میرسانند و قسمت بالای تنه مقتول را با خود برده و دو پای او را به لباس در نزدیکی محل سکونت طایفه قاتل میگذارند.
اینک مادر مقتول که از دو چشم نابیناست و برادر و بستگانش در خرمآباد منتظر اقدامات هنگ ژاندارمری و دستگیری قاتل میباشند.
اطلاعات - اول خرداد 1332
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم