تا خرمشهر - 2

اگر راست می‌گویید خرمشهر را بگیرید

سردار شهید غلامحسین افشردی که به «حسن باقری» معروف است، یکی از طراحان اصلی عملیات بیت‌المقدس بود. او ار ارکان اصلی شناسایی و اطلاعات عملیات سپاه در جنگ و در همین عملیات نیز بود و از اینها گذشته، در عملیات بیت‌المقدس قرماندهی قرارگاه نصر (یکی از قرارگاه‌های چهارگانه عمل‌کننده برای آزادسازی خرمشهر)‌ را به عهده داشت. قرارگاهی که مهم‌ترین وظیفه‌اش، یورش برای بازپس‌گیری خرمشهر بود. آنچه می‌خوانید، بخشی از سخنان منتشر نشده این سردار نام‌آور سرزمین‌مان است که قبل از مرحله چهارم (مرحله نهایی)‌ عملیات بیت‌المقدس در جمع فرماندهان بیان شده است. تکه‌ای از یادداشت‌های روزانه‌اش نیز در تکمله این سخنرانی آمده است:
کد خبر: ۱۷۶۹۰۷

ما ان‌شاءالله به یاری خداوند، با توجهات حضرت ولی عصر (عج)‌ داریم آماده می‌شویم برای مرحله آخر (صدای ان‌شاءالله جمعیت)‌. اخبار و اطلاعات این را به ما می‌گوید که عراق دارد آماده برای حمله سراسری می‌شود. لشکر 9 را از خانقین آورده، لشکر 56 را از بالا آورده، لشکر 10 را از دزفول برداشته آورده، همه نیروهایش را از همه جا جمع کرده آورده اینجا. می‌داند که ما می‌خواهیم خرمشهر را بگیریم. خرمشهر الان برای مردم ما یک اسطوره شده. یک مظهر مقاومت شده. این برادرمان رفیقدوست، مسوول تدارکات سپاه می‌گفت من رفته بودم لیبی، می‌گفت این مستشاران خارجی بودند، می‌گفتند شما هی می‌گویید که ما 800 کیلومتر گرفتیم، جاده خرمشهر را گرفتیم، سایت را گرفتیم، رادار را گرفتیم، شما اگر راست می‌گویید چرا خرمشهر را نمی‌گیرید. دنیا خرمشهر را می‌شناسد و قصرشیرین را. البته ما زیاد هم برای دنیا کار نمی‌کنیم. یعنی ما نه برای خرمشهر کار می‌کنیم، نه برا یمرز، نه برای خاک، ما فقط برای انجام وظیفه کار می‌کنیم. می‌خواهد پیروز بشود. می‌خواهد نشود. البته پیروزی چون به نفع اسلام است، دنبالش هستیم ان‌شاءالله، برادرها همدیگر را به صبر و استقامت سفارش کنیم .

البته ما بر نواقص خودمان اذعان داریم. معذرت می‌خواهیم، عذر می‌خواهیم. ما ناقص هستیم. اما برادرها یک انگیزه دائمی دارند که بالاتر از ماست. ان‌شاءالله به یاری امام زمان(عج) برادران سریع‌تر آماده شوند، گردان‌ها را آماده بکنند ما یک شب یا 2 شب دیگر عملیات می‌کنیم. ان‌شاءالله یک درسی به عراق و ارباب‌های عراقی‌ها بدهیم که توی تاریخ بنویسند.» (صدای تکبیر محکم جمعیت)

در یادداشت‌های روزانه‌اش، ذیل سه‌شنبه 28 اردیبهشت 1361، چنین نوشته است: «از صبح رفتم مقر تیپ دزفول که حدود نورد اهواز  بودند. اول با فرماندهان گردان‌ها راجع به مشکلات‌شان صحبت کردیم. من هم واقعیت‌های موجود و کمبودها را گفتم، بیشتر مشکلات، خستگی نیروها می‌باشد. بین نماز ظهر و عصر برای نیروها صحبت کردم و مراحل حمله بیت‌المقدس را گفتم و این‌که مشکلات تاثیر زیادی روی ما نگذارد و نامه آن دختر 12 ساله (1) را خواندم. به لطف خداوند تاثیر کرد. آخرش شعار دادند».

1- شهید باقری در ابتدای سخنرانی‌اش نامه یک دختر 12 ساله را می‌خواند که فرزند شهید است و از رزمندگان می‌خواهد که استقامت کنند.

سردار سرلشکر پاسدار شهید حسن باقری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها