نگاهی به زندگی و کار بنیانگذار شرکت سونی

گلچین بهترین‌ها

«همیشه در جستجوی ناشناخته‌ها هستم». این جمله یک ژاپنی است که عظیم‌ترین سیستم صوتی و تصویری جهان را بنیانگذاری کرده و معتقد است که شرکتش با پیشرفت و ترقی می‌تواند در خدمت دنیا باشد. آکیو موریتا بنیانگذار شرکت سونی که جهان را تسخیر کرده است، درخصوص چگونگی موفقیتش می‌گوید: «ما می‌خواستیم تصویر کالاهای ژاپنی را در اذهان مردم عوض کنیم، چرا که خیلی‌ها فکر می‌کردند کالاهای ژاپنی کیفیت بسیار پایینی دارند.
کد خبر: ۱۷۶۷۴۴

 پیش از جنگ، کیفیت کالاهای مصرفی ژاپن عملا ناشناخته بود و کالاهایی که با مارک ساخت ژاپن صادر می‌شدند، چندان مورد استقبال قرار نمی‌گرفتند. باید اعتراف کنم که حتی در سال‌های اولیه ما برچسب ساخت ژاپن را تا آنجا که می‌توانستیم کوچک چاپ می‌کردیم. سرانجام ما ایمان پیدا کردیم که می‌توانیم برترین باشیم. به همین خاطر شعاری که به آن اعتقاد داشتیم، روحیه سونی بود. ما معتقد بودیم سونی یک شرکت پیشگام است و قصد ندارد دنباله‌رو دیگران باشد. سونی با پیشرفت و ترقی خود می‌خواهد در خدمت دنیا باشد و همواره در جستجوی ناشناخته‌ها خواهد بود. به این ترتیب حتی می‌توانستیم بنا به شهادت خیلی از افراد، بازارهای امریکا را نیز تسخیر کنیم. در آن زمان در میان صاحبان صنایع این اتفاق‌نظر وجود داشت که یک شرکت ژاپنی اگر می‌خواهد دوام داشته باشد، باید محصولات خود را به خارج از ژاپن صادر کند.»

ارثیه خانواده

آکیو موریتا به عنوان اولین فرزند خانواده در سال 1921 متولد شد. او فرزند یک خانواده ثروتمند بود و در خانه‌ای بسیار بزرگ در بهترین محله مسکونی شهر ناگویا زندگی می‌کرد و به گفته خودش «خانواده ما دیندار و پارسامنش بودند و معمولا در خانه ما مراسم مذهبی برگزار می‌شد و سنت‌ها در خانواده ما از اهمیت خاصی برخوردار بود».
پدرش در تربیت وی بسیار دست و دلباز بود و بسیار مصمم بود که امور بازرگانی را به پسرش بیاموزد.

او در توصیف خصوصیات اخلاقی پدرش و تاثیرش بر زندگی خودش می‌گوید: «پدرم همیشه علاقه‌مند به فناوری جدید و وارداتی و محصولات خارجی بود. او با وارد کردن ماشین‌های فورد، سرویس تاکسیرانی را آغاز کرد. ما در خانه ماشین لباسشویی جنرال الکتریک و یخچال وستینگهاوس داشتیم. گرچه خانواده ما دارای برخی ویژگی‌های غربی بودند، با وجود این نخستین تاثیر نیرومند روی زندگی من از طرف عمویم بود که پس از 4 سال زندگی در خارج از پاریس برگشته بود».

آشنایی با دنیای کسب و کار

هنگامی‌که ده یازده سال بیشتر نداشت پدرش برای اولین‌بار او را به دفتر  کار خود برد و به وی نشان داد که شرکت چگونه اداره می‌شود. او مجبور بود در تمام مدت طولانی و خسته‌کننده جلسه هیات مدیره در کنار پدر بنشیند و در حالی‌که هنوز در مدرسه ابتدایی بسر می‌برد توانست با بسیاری از گفت‌وشنودهایی که درباره‌کارهای تجاری شرکت انجام می‌شد آشنا شود و حتی وقتی پدر از مدیران شرکت دعوت می‌کرد در منزلش برای ارائه گزارش‌های لازم حضور یابند آکیو نیز به اصرار پدر در این جلسات حاضر می‌شد و به‌دقت به آنچه که گفته می‌شد گوش فرا می‌داد و حتی به وی می‌گفتند که تو از حالا رئیس شرکت هستی.

فاجعه هیروشیما

آکیو موریتا در دانشگاه رشته علوم را انتخاب کرد و پس از طی دوران تحصیل، عضو نیروی دریایی شد و در عین حال به تحصیل در رشته فیزیک در دانشگاه ادامه داد. او در سال 1945 به دلیل شدت یافتن جنگ به دفتر فناوری نیروی دریایی اعزام شد و در زمینه تکمیل دستگاه‌های هدایت حرارتی کار کرد.

24 ساله بود که خبر بمباران اتمی هیروشیما را شنید. آن موقع از دانشگاه اوزاکا فارغ‌التحصیل شده بود و با گروهی از دانشمندان و مهندسان رشته‌های مختلف کار می‌کرد که می‌کوشیدند سلاح‌های حرارت‌‌یاب و ادوات هدف‌گیر شبانه را تکمیل کنند. او خوف و وحشت بمباران شدن زادگاهش ناگویا را به چشم خود دیده بود، در آن سال‌‌ها بسیاری از شهرهای عمده صنعتی ژاپن تبدیل به سرزمین بایری شدند با تل سیاهی از بقایای خانه‌های سوخته.

تاسیس سونی‌

«یکی از پژوهشگران غیرنظامی در گروه ما، مهندسی بسیار باهوش در زمینه الکتریسیته بود که در آن زمان مدیریت شرکت خود یعنی «شرکت ابزار دقیق ژاپن» را برعهده داشت و مقدر بود که در زندگی من نفوذ بسیار زیادی داشته باشد.»

ماسارو ایبوکا مدت 13 سال مافوق آکیو موریتا بود و بعدها دوست بسیار نزدیک و همکار و شریک وی شد. آن دو شرکت سونی را با هم تاسیس کردند. ایبوکا توانسته بود در شرکت خود آمپلی‌فایر نیرومندی را اختراع کند، این در حالی است که در شرکت خود در ایالت ناگویا در حدود 1500 نفر را در استخدام خود داشت که دستگاه‌های کوچک مکانیکی می‌ساختند که فرکانس رادار را کنترل می‌کرد. اما ایبوکا از نظر شغلی چندان راضی به نظر نمی‌رسید و به رئیس شرکت خود گفت که می‌خواهد به توکیو بازگردد. ایبوکا کار آزمایشگاه‌های مخابراتی را با هفت کارمند که از کارخانه ناگویا با خود آورده بود در ساختمانی کهنه و خالی در میان ویرانی و خرابی به جا مانده از بمباران شهر توکیو آغاز کرد.

از نظر موریتا، ایبوکا شخصی است که دارای توانایی رهبری بزرگی است. او مردم را به خود جذب می‌کند و آنان دوست دارند با او کار کنند. در واقع تاریخچه شرکت سونی سرگذشت گروهی از مردمی است که سعی می‌کنند ایبوکا را کمک کنند تا بتواند به رویاهایش جامه عمل بپوشاند. او هرگز به مدیریت فردی اعتقاد نداشت. نه‌تنها هوش و قریحه ابتکاری ایبوکا در زمینه‌های فناوری بلکه توانایی او در هدایت مهندسان جوان و جسور و تبدیل آنان به مدیران پخته‌ای که به آنان امکان همکاری در فضایی را داد که همه کس با‌ آزادی می‌‌توانست نظرات خود را بیان دارد همگان را بشدت تکان داد. منابع ایبوکا در مقر او قرار داشت. گروه کوچکی افسرده و دلتنگ از سوخته شدن انبار شرکت جلساتی را تشکیل می‌دادند و هفته‌ها سعی می‌کردند تا بررسی کنند که این شرکت جدید چه کار سودآوری می‌‌تواند انجام دهد.

فکر ایبوکا این بود که محصول نوینی بسازد. گروه بالاخره تصمیم گرفتند روی دستگاه پلوپز ساده‌ای کار کنند. گرچه مدل‌های آزمایشی بسیاری ساختند اما هرگز طرح آن را تکمیل نکردند. دستگاه مزبور ظرف چوبی ساده‌ای بود که سیم مارپیچی‌شکل به ته آن وصل شده بود. کار پلوپز بستگی به رطوبت برنج داشت تا جریان برق را به کار اندازد و برنج را بپزد و جریان برق قبل از ته‌دیگ بستن و اتمام رطوبت برنج قطع شود. البته ایبوکا دارای فکر و اندیشه دیگری بود. رادیوهای موج کوتاه که با طرح او رادیوی شما با یک رابط ساده، آداپتور موج کوتاه به رادیوی استاندارد موجود وصل می‌شد و آن را به موج کوتاه تبدیل می‌کرد. این محصول نو، خواهان بسیار پیدا کرد و باعث بالا رفتن اطمینان و اعتماد کارمندان شرکت شد.

اولین محصول شرکت‌

ایبوکا تصمیم گرفته بود محصول کاملا جدید مصرفی برای ژاپن تولید کند؛ یک ضبط‌صوت با نوار سیمی. ما نمونه‌هایی از این ضبط‌صوت را که ساخت آلمان بود دیده بودیم. البته جواب رد شرکت سومیتومو که توانایی تولید سیم فولادی مورد نیاز ما را داشت به نفع ما تمام شد زیرا در آینده ضبط‌صوت نوع دیگر و البته بسیار بهتر وجود داشت یعنی ضبط‌صوت نواری که در آن زمان از این موضوع بی‌اطلاع بودیم.

دستگاه ضبط‌صوت نواری چیزی بود که ایبوکا می‌خواست شرکت ما تولید کند. او می‌خواست یک ضبط‌صوت نواری برای ژاپن بسازد. اما نوار در واقع بخش اصلی پروژه ما بود که به نظر یک معما می‌نمود. کسی در ژاپن تجربه‌ای درخصوص نوار ضبط مغناطیسی نداشت. اکنون برایم باورنکردنی است که چگونه ایبوکا و من توانستیم به طور دستی آن نوار را بسازیم.

الگو برای شرکت‌های دیگر

موریتا معتقد است شرکتش محصولاتی را به بازار عرضه می‌کند که پیش از این هرگز تولید نشده است و به عنوان یک شرکت پیشرو به تدریج شهرت و اعتبار کسب کرده‌ایم. در واقع برخی ما را موش آزمایشگاهی صنعت الکترونیک می‌نامیدند. هنگامی که ما کالای جدیدی را تولید می‌کردیم صنایع غول منتظر می‌شدند ببینند محصول جدید ما موفقیت کسب می‌کند یا خیر، آنگاه از کوشش‌های ما استفاده می‌کردند و مشابه آن را می‌ساختند.

علاقه‌مندی به وسایل الکتریکی

آکیو موریتا در مورد علاقه‌مندی‌اش به وسایل الکترونیکی می‌گوید: «مادر من به موسیقی کلاسیک غربی بسیار علاقه‌مند بود و صفحات بسیاری را برای گرامافون قدیمی خود می‌خرید. من بر این باورم که به‌خاطر مادرم بود که در من علاقه به وسایل صوتی الکتریکی پدید آمد. پدرم عقیده داشت اگر کسی موسیقی را دوست دارد باید به صدای خوب دسترسی داشته باشد. بنابراین هنگامی‌که نخستین گرامافون جدید به بازار آمد اولین نفر در منطقه ما بودیم که برای خرید آن پول فراوان خرج کردیم. صدای کاملا متفاوت دستگاه جدید نسبت به دستگاه قدیمی مکانیکی مرا گیج و متحیر کرد. از آن زمان بود که از این اکتشاف جدید وسوسه شدم و سوالات بسیاری در ذهنم پدید آمد. شروع به خرید کتاب‌هایی درباره وسایل الکتریکی کردم. رویای من این بود که یک گرامافون الکتریکی بسازم و صدای خود را روی صفحه‌ای ضبط کنم. بالاخره به‌سختی موفق شدم به‌تنهایی یک گرامافون زمخت و یک رادیو بسازم حتی توانستم صدای خود را روی صفحه‌ای ضبط کنم و سپس در گرامافون الکتریکی خود به آن گوش دهم.»

مانا وحید

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها