اما مثلث شیشهای از جهات بسیاری قابل اعتناست. ظاهراً قرار نیست این برنامه مختص سینما باشد و از آنجا که هر شب میخواهد روی آنتن برود نمیتوان انتظار سنجیدگی برنامهای هفتگی مثل 90 را از آن داشت اما آنچه مثلث شیشهای را متفاوت میکند، توانایی مجری در پیشبرد روند برنامه است و همچنین گرافیک تصویری بالا که اصلاً قابل مقایسه با تجربه قبلی شب شیشهای نیست. مثلث شیشهای دکوری مثلث و شیشهای با رنگهای چشم نواز در زمینه مشکی دارد و نور که مهمترین عامل نمایانگر بافت شیشه است در آن به بهترین شکل مورد استفاده قرار گرفته است. تصویربرداری و کارگردانی برنامه هم شکیل و سنجیده است و با ترکیب متناسبی که با موضوعات جذاب و اجرای مسلط رشیدپور به وجود میآورد، همه حواشی را تحتالشعاع خود قرار میدهد از جمله آگهیهای تبلیغاتی. پس بجاست که رشیدپور جابهجا از حامیان مالی برنامه نام ببرد و به بینندگان تأکید کند که به آگهیها توجه کنند چون برایشان پول خرج شده است! موسیقی آرام متن برنامه هم حال و هوای متفاوتی به آن داده که کمتر نمونهاش را دیدهایم.
مثلث شیشهای در قسمتی که مهمانش ستاره اسکندری بود، ابداعی برای شناساندن مهمان داشت که جای تحسین دارد. در این گونه برنامهها که بر پایه گفتگو استوارند، شخصیت دعوت شده و کنجکاوی مخاطب برای فهمیدن اینکه مهمان هر قسمت چه کسی است، اهمیت بسزایی دارد. استفاده درست از این نیاز مخاطب و ایجاد تعلیق بیشتر برای معرفی مهمان کار هوشمندانهای است که سازندگان برنامه با پخش ابتدایی مکالمه تلفنی رشیدپور با مهمان و آشنایی اولیه با صدای شخص مدعو صورت دادهاند. در ادامه نوع سوالاتی که از پیش طرح شده و از اشخاص پرسیده میشود بسیار اهمیت دارد. برای مثال اگر سردار رادان برای مصاحبه درخصوص امنیت انتظامی بازی پرسپولیس سپاهان انتخاب شده، از او پرسیده میشود به خاطر اصفهانی بودن از باخت سپاهان ناراحت شده یا نه یا از ستاره اسکندری درباره حسادت او به خواهرش لاله اسکندری سوال میشود. اینها جزییاتی هستند که توجه به آنها موجب تمایز برنامه از نمونههای مشابه میشود. نمونههای فراوانی که بدون در نظر گرفتن شخصیتهای انتخابی تنها با فهرستی تکراری از سوالاتی که از هر کسی میشود پرسید دست به مصاحبه میزنند و طبیعتا نتیجهای را هم که مطلوبشان است نمیگیرند.
برنامه زنده این ویژگی را دارد که ممکن است روند بحث به سمتی برود که کاملاً از دست گردانندگان خارج شود یا به صورتی کنترل شود که ناخوشایند است و تحمیلی. اینجا هم باز تسلط مجری اهمیت پیدا میکند که تا چه اندازه میتواند با آگاهیها و اطلاعات عمومی شخصی، سوالات مناسب تری را در لحظه، جایگزین سوالات از پیش تعیین شده بکند و به جای جلوگیری از منحرف شدن بحث از محور اولیه، این اتفاق را به فال نیک بگیرد و با توانایی شخصی آن را به سود برنامه به کار گیرد. مثلث شیشهای دست کم تا به اینجا نشان داده رضا رشیدپور از این توانایی لازم بخوبی برخوردار است.
جسارت و صداقت، محور اصلی جذابیت مثلث شیشهای است؛ اما این دو تا چه اندازه میتوانند پایدار بمانند، مشخص نیست. ذکر نمونههایی از بحثها و پرسشهای مطرح شده در یکی از برنامههای مثلث شیشهای میتواند شمایی کلی از صداقت و جسارت مورد اشاره را نشان دهد: بحث سیاستهای حمایتی و هدایتی در مقابل سیاست منع در گونههای فیلمسازی، بحث غریب نوازی در سینما، تئاتر و تلویزیون و اینکه مثلاً چرا اهالی سینما از موضع بالا به تلویزیون نگاه میکنند در حالی که به گفته رشیدپور خیلیها باید دلشان هم بخواهد برای تلویزیون کار کنند! اینکه بازیگر انتخاب شونده است یا انتخاب کننده، درخواست از ستاره اسکندری برای انتقاد از خواهرش، افتخار به ایرانی بودن در عین انتقاد از آن، تصور قرار داشتن در جایگاه ریاست سازمان صداوسیما و بالاخره یک دقیقه تریبون آزاد که از قضا در این برنامه مذکور اختصاص یافت به تشکر ستاره اسکندری به خاطر شفافیت بیانی که در برنامه شاهدش بوده است. یعنی در واقع همان جسارت و صداقت.
و بالاخره تیتراژ پایانی برنامه با تصویر خود خواننده و این شعار متواضعانه که «تمام میشوم شبی، فقط به من اشاره کن» اشتیاق تماشای برنامه را در شبهای آتی برای مخاطب دو چندان میکند.مثلث شیشهای هر شب ساعت 55/21 از شبکه 5 سیما پخش میشود.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم