یکی از افرادی که در روزگار طراحی عملیات بیتالمقدس، مسوولیت مهمی را به دوش داشت، امیر سرتیپ عبدالحسین مفید است.
امیر سرتیپ عبدالحسین مفید در آن روزگار مسوول اطلاعات ارتش در قرارگاه مشترک کربلا بود.
وقتی با او به گفتگو نشستیم از لابهلای کلماتش به 2 نکته رسیدیم . اول، امیر سرتیپ عبدالحسین مفید رزمنده ساده و خاکی همان روزهاست. دوم، حافظه و دقت او در روایت آن لحظههای ناب مثال زدنی است.
ابتدا درباره طراحی اطلاعاتی برای عملیات بیتالمقدس بگویید؟
در منطقه عملیاتی جنوب، قبل از عملیات بیتالمقدس حدود 425 کیلومتر خط تماس پیوسته و ناپیوسته با دشمن، از منطقه مهران تا فاو داشتیم. من به عنوان مسوول اطلاعات قرارگاه عملیات مشترک کربلا با همکارانم و در یک مدار پیوسته با مسوولان اطلاعات عملیات سپاه میبایست در تمام این منطقه و در تمام شب و روزها چشم و گوش خودمان را باز میکردیم و از دشمن، اخبار و اطلاعات به دست میآوردیم، بویژه این که نمیبایست به هیچ وجه غافلگیر میشدیم.
آگاهی دارید که بعد از انقلاب، اولین عناصر که مورد تصفیه قرار گرفتند، عناصر اطلاعاتی بودند که همان عناصر ضداطلاعات ارتش را شامل میشدند؛ ولی پرسنل ارکان دوم یگانها به هیچ وجه کار امنیتی و ضداطلاعاتی نمیکردند. وظیفه آنها فقط جمعآوری اخبار در مورد جو، زمین و دشمن بود که با این تصفیه به عبارتی مورد بیمهری قرار گرفتند. سازمان ارکان دوم لشکرها و عناصر اطلاعاتی با این وضعیت وارد جنگ شدند.
یکی از مشکلات مسوولیت من این بود که بایستی افراد آموزشدیده را که از کار و مسوولیت خود کنار گذاشته شده بودند، از سراسر یگانهای نزاجا جمعآوری و مجدد سازماندهی مناسب میکردم تا بتوانم جوابگوی مسوولیت خود در جنگ باشم.
همگان بخوبی اطلاع دارند که دشمن با پنهان کردن اطلاعات خود، سعی در فریب سازمان اطلاعاتی حریف هم دارد. پس من باید به صورت هدایت شده به دنبال اخبار و اطلاعات صحیح و دقیق میرفتم و با جمعآوری جزء به جزء اخبار و جمعبندی و تحلیل آنها، به یک نتیجه قابل استفاده میرسیدم. این کار نه زمان شروع داشت و نه زمان پایان، بلکه مستمر باید تلاش میکردم.
دیگر این که، هر گونه تصمیم و طرح و برنامهای در زمینه هر نبردی، نیاز به اطلاعاتی از جو و زمین دشمن و اثرات آنها تواما بر نیروهای دشمن و خودی دارد. به عبارت دیگر، باید سازمان اطلاعات یگانهای رزمنده تلاشهای خود را در راستای ماموریت، مسوولیت، هدایت و اجرای نبرد، ماهها پیش از هر عملیات انجام دهند تا در هر گونه طرحریزی و تصمیم فرماندهان و مسوولان اعمال شود.
بنابراین مسوولیت من در مورد جمعآوری اطلاعات از منطقه و زمین دشمن در عملیات بیتالمقدس، خیلی جلوتر از دهم اردیبهشت سال 1361 که شروع عملیات بیتالمقدس بود، شروع شده بود.
وقتی شهید سپهبد علی صیاد شیرازی اواخر شهریور ماه 1360 به فرماندهی نیروی زمینی منصوب شد، من به اتفاق تعدادی از افسران منتخب، همکاری با او را شروع کردیم.
از چگونگی تعاملی که میان نیروهای ارتش و عملیات و اطلاعات سپاه به وجود آمده بود، بگویید؟
در نهایت صمیمت و هماهنگی، با همدیگر تعامل و همکاری داشتیم. اگر غیر از این بود و دانههای زنجیر همکاریهای اطلاعاتی به طریقی پاره میشد. دیگر نمیتوانستیم ادعا کنیم که مسوولیت خود را انجام میدهیم.
اگر امروز پس از 25 سال که از آن عملیات میگذرد، به مدارک اغتنامی از ارتش عراق که ترجمه شده است، مراجعه کنید یا به گفتههای رزمندگان اسلام گوش بدهید، همه از تلاش و دقت توان اطلاعاتی نیروهای اطلاعاتی از نیروهای اطلاعات عملیات سپاه و پرسنل ارکان دوم و گروههای پشتیبان اطلاعات رزمی (گپار) صحبت میکنند.
شما در عملیات بیتالمقدس از طرحهای دفاعی ارتش عراق هم اطلاع داشتید؟
عجب سوالی!؟ اگر اطلاع نداشتیم که این عملیات با این عظمت موفق نمیشد.
قبلا گفتم که دشمن طرح و اطلاعات خود را که به ما نمیدهد. پس باید اخبار را جزء به جزء جمعآوری کرد و با داشتن دانش و آگاهی، از نحوه جنگیدن، شکل و آرایش دشمن در روی زمین و همچنین از روی ساختار و استعداد واحدهای دشمن، به نیت و طرح عملیاتی او پی برد.
این زمان عملی بود که عناصر اطلاعاتی، آموزش و تجهیزات فنی لازم را در اختیار داشته و سازمانها و نیز افسران و مسوولان اطلاعات، دارای دانش و آگاهی از سازمان، اصول و قواعد جنگیدن دشمن باشند.
به عنوان مثال در همین نبرد بیتالمقدس، ما در برآوردهایمان پیشبینی کرده بودیم در مرحله دوم عملیات بیتالمقدس که از خط سرپل به طرف مرز پیشروی میکردیم پشت سر 2 لشکر 5 و 6 مکانیزه و زرهی سپاه 3 عراق که در امتداد کرخهکور و در غرب اهواز آرایش گرفته بودند، قرار بگیریم. بناچار دشمن یا باید تن به اسارت و انهدام میداد یا به سرعت عقبنشینی میکرد؛ البته این 2 لشکر دشمن عقبنشینی کردند.
اولین جرقه این عملیات کی زده شد و چه کسی مبتکر این طرح بود؟
اولین جرقه بدون هیچ شکی، موقعی زده شد که ارتش عراق وارد خاک ما و بخصوص استان خوزستان شد.
این طرح در راستای راهبردهای کلی نظام جمهوری اسلامی ایران تدوین و اجرا شد و این راهبرد توسط شخص خاصی نوشته نشد؛ بلکه در فکر و در ذهن تمام آحاد این ملت بود. از همان ابتدا در فکر و ذهن و عمل شهدایی همچون سرگرد کاوهها، جهان آراءها، فهمیدهها، شهید سرلشکر فلاحیها، سرگرد قاسمیها، خرازیها، همتها، ظهیرنژادها، صیاد شیرازیها، شهدای نیروهای ژاندارمری و کمیتهها، فدائیان اسلامها، بسیجیها، شهید چمرانها، بقاییها، سرلشکر باباییها، باکریها، سرلشکر آبشناسانها، کلاهدوزها، سرتیپ نامجوها، شیرودیها، کشوریها، وطنپورها، علمالهدیها، علیهاشمیها، زینالعابدینها، باقریها و ... تا دلتان بخواهد از این اسوهها داریم و از دیگر این طراحان، فرماندهان بودهاند که هماکنون یا شاغل هستند یا بازنشسته شدهاند یا در سنگرهای دیگری خدمت میکنند یا به رحمت ایزدی پیوستهاند؛ بنابراین میبینید که دامنه پاسخ این پرسش شما چقدر گسترده است و توصیه میکنم که دنبال شخص یا اشخاص خاصی نگردید.
استعداد ارتش عراق و نیروهای این کشور در منطقه عملیاتی چه مقدار بود؟
اگر ما تعداد تانک و نفربر یاد شده را در قالب گردانهای شناخته شده ارتش عراق در این منطقه سازمان بدهیم و بگنجانیم،حدود 4 لشکر زرهی و مکانیزه (که دقیقا همان لشکرهای 3 و 6 و 9زرهی و 5 مکانیزه میشود) قبل از شروع نبرد در منطقه مستقر بود، میشود.
وضع زمین، آبگرفتگیها، رودخانههای کرخهکور، کارون، اروند رود، شکل و موقعیت خاکریزهای احداث شده در امتداد کرخهکور، در امتداد جاده اهواز خرمشهر ، 2 منطقه سرپل انتخابی ما (منظور غرب کارون در سه منطقه عباعمود، خرائب و مشارع) و همچنین شکل و امتداد خاکریزهای محدوده خرمشهر و مجاور کارون یا نصب دستکها، تیرآهنها، حتی عمودی گذاشتن خودروهای منهدم شده و ... در شمال خرمشهر برای ممانعت از پیاده کردن چترباز توسط ما و همچنین شیوه استقرار نیروهای دشمن در این مناطق و بخصوص محل واحدهای تقویتی که عمدتا زرهی و مکانیزه بودند، همه چگونگی نحوه دفاع سپاه 3 عراق را به ما دیکته میکرد.
همچنین از افسران عراقی که در نبردهای ثامنالائمه، طریقالقدس، فتحالمبین اسیر شده و در دست ما بودند، برای پیبردن به طرح دفاعی و توان دفاعی عراق بسیار بهرهبردیم.
در خاتمه عملیات بیتالمقدس براساس بازجوییهایی که از اسرا به عمل آوردیم. استعدادی معادل 5 لشکر پیاده را هم باید با 4 لشکر زرهی و مکانیزه اضافه کنیم.
در مرحله سوم عملیات بیتالمقدس، حدود 100 گردان پیاده زرهی و مکانیزه دشمن در یک خط تماس (شامل نیروهای درگیر و تقویت) 90 کیلومتری در مقابل ما قرار داشت.
موضع و استعداد نیروهای اسلام در چه شرایطی بود؟
از نظر عوامل فیزیکی در چارچوب توان رزمی، برابر آنچه مدارک نشان میدهد در این نبرد حدود 195 گردان به کار بردیم که 61 گردان آن متعلق به نیروی زمینی ارتش و 134 گردان دیگر از نیروهای سپاه و بسیج بودند.
از نیروی زمینی علاوه بر لشکرها، گردانهای توپخانه لشکرها و از گردانهای توپخانه، گروههای 22 و 23 توپخانه، جمعا حدود 29 گردان توپخانه شرکت کردند.
از گردانهای 411 و 414 مهندسی پل و پلهای سازمان PMP دو لشکر زرهی 16 و 92 هم استفاده شد.
همچنین از گروههای پشتیبانی هوانیروز، پایگاههای هوانیروز اصفهان، تهران، کرمانشاه در سطح وسیعی سازماندهی استفاده شد.
در کل حدود 26 فروند بالگرد کبری و 22 فروند 214 و 22فروند 206 و 16 فروند شنوک و 3 فروند هواپیمای بالدار به کار گرفته شدند.
نیروی هوایی نیز به همین ترتیب، چه به عنوان یگانهای پدافند زمین به هوا مانند سایتهای موشکی تبوک، خیبر و بدر که در شمال آبادان، جاده سوسنگرد و شمال خرمشهر، مستقر شده بودند و چه در سطح پوشش هوایی با هواپیماهای اف 14 ، هواپیماهای اطلاعات الکترونیکی (معروف به خفاش) یا پشتیبانیهای نزدیک هوایی که با هواپیماهای اف 4 و اف 5 انجام میشد ، رزمندگان اسلام را یاری رسانیدند.
منطقه مسوولیت نیروی هوایی، گستردهتر از منطقه نیروهای زمینی و فعالیت آنها پیش از شروع عملیات بیتالمقدس بود.
نیروی هوایی در فعالیت عکسبرداریهای هوایی بسیار به ما کمک کردند. اگر منطقه مسئولیت ما 5400 کیلومتر و تا حدود اروندرود بود، منطقه مسوولیت آنها خیلی گستردهتر و تا حدود پایگاههای هوایی شعیبه، ناصریه و عمارهها بود.
مسلما این پیروزی نیروهای ایران بازتابها و عکسالعملهایی در سطح ارتش عراق و جهان داشته است. در این مورد کمی توضیح بدهید؟
چطور شد که از بازتاب این پیروزی بزرگ در سطح کشور و در سطح نیروهای مسلح ما سوال نکردید. به هر حال پاسخ پرسش شما را میدهم.
اولین عکسالعمل ارتش عراق بعد از این نبرد، تنبیه و اعدام تعدادی از فرماندهان عراقی بود که از نظر صدام کوتاهی کرده بودند. دومین عکسالعمل ارتش عراق، عقبنشینی از مناطق تصرفی در داخل خاک ما در جنوب و غرب بود؛ البته هنوز 2500کیلومترمربع از مناطق حساس را در دست خودش نگه داشت. بازتاب آن در سطح جهانی، اول برمیگردد به اسرائیل که زنگ خطر در گوشش صدا کرد و حمله او به جنوب لبنان و تصرف آن ناشی از همین احساس او بود.
جهان غرب هم بعد از این نبرد و مشاهده تلاشهای بعدی ما در ورود به خاک عراق متوجه این شد که جنگ نباید طرف پیروز داشته باشد و میبینیم که از همه طریق ارتش عراق و دولت بعث عراق را پشتیبانی کردند.
9 ماه برنامه ریزی برای عملیات بیتالمقدس
در بعضی از صحبتها یا نوشتهها میشنوید یا میخوانید که بعضی از مردم ناآگاه فکر میکنند نبردهایی که توسط فرماندهان طرحریزی و به وسیله رزمندگان اسلام اجرا میشد، یکشبه درباره آنها تصمیم گرفته میشد یا به جای تفکر، تحلیل و برآورد و تصمیمگیری مشترک و هماهنگ میان مسوولان، جریان به استخاره یا دعای توسل برگزار میشده است.
به طور قطع این چنین نبوده است قبلا گفتم برای اجرای همین عملیات بیتالمقدس، از اوایل آبانماه 1360 که هنوز زمان، استعداد و چگونگی این نبرد مشخص نشده بود، مسوولان اطلاعات در هر دو سازمان ارتش و سپاه، به فکر جمعآوری اطلاعات، تحلیلها و طرحریزیها بودند. ولی به صورت خیلی جدی، دقیقا از روز 9/1/61 که نبرد فتحالمبین در غرب کرخه پایان یافت، تمام حواس، تفکر و تلاشها متوجه منطقه غرب اهواز و خرمشهر و... شد.
اولین جلسه پس از عملیات فتحالمبین در 16/1/1361 در ستاد نزاجا برگزار شد. شهید صیاد شیرازی با اشاره به جلسه شورای عالی دفاع گفت: امام فرمودند: «که به خاک عراق تجاوز نشود و کشت و کشتار بیخودی راه نیفتد.»
شورای عالی دفاع باتوجه به فرمایشهای امام (ره) به این نتیجه رسیدند که برای تامین خرمشهر و جزیره آبادان باید آتش دوربرد دشمن دور شود. این عمل هم با تامین بصره (نه تصرف) انجام میشد.
ماموریت بعدی را ساحل شرقی اروندرود تعیین کردند؛ زیرا ضرورت عملیات نظامی درحمله ایجاب میکند که هدف باید در دسترس و بعد از تصرف هم قابل دفاع و نگهداری باشد. منطقه ساحل شرقی و شمالی اروندرود دارای این ویژگی بود. جلسه دیگری هم در روز 17/1/61 داشتیم؛ ولی اولین جلسه مشترک با برادرانمان از سپاه در ساعت 11 شب روز 18 فروردین با حضور مسوولان برگزار شد.
بحثها ادامه پیدا کرد و هر یک از مسوولان 2 ارگان یاد شده، اطلاعات و نقطه نظرات و به عبارتی برآوردهای اولیه خود را ارائه کردند. جلسه بعدی در ساعت 9صبح روز 23/1/61 برگزار شد.
بعدازظهر همان روز ساعت 30/16 جلسه دیگری با حضور برادران سپاه به صورت مشترک داشتیم و مجدد آمادگیها، برنامهها، برآوردها چه به صورت شفاهی و ذهنی و چه کتبی ارائه و مبادله شد.
در آن جلسه تصمیم گرفته شد که این نبرد با 3 قرارگاه تابعه به نام قرارگاههای قدس، فتح و نصر اجرا شود.
جلسه بعدی روز 28/1/61 در ساعت 30/21 در اتاق جنگ لشکر 92 به صورت مشترک با مسوولان سپاه و ارتش برگزار شد. در این جلسه 2 نظریه مختلف در مورد رسیدن به هدف وجود داشت. یکی این که به سمت خاک عراق (بصره و نشوه) پیشروی کنیم و به ساحل اروندرود برسیم.
نظریه دوم این بود اول منطقهای که تمرکز زیادی از یگانهای زرهی و مکانیزه دشمن در مقابلمان بود را منهدم کنیم و سپس به طرف خاک عراق و ساحل اروندرود برویم. مسلما در هر دو نظریه در صورت موفقیت خرمشهر خود به خود آزاد میشد.
جلسه تا ساعت 11 شب ادامه داشت و نظریه اول مورد تصویب هر دو ارگان قرار گرفت. از آن به بعد مسئولان برای تهیه طرحها، دستورها و آمادگی نیروهایشان به دنبال کارهای خود رفتند. جلسات بعدی مسوولان قرارگاه کربلا، برای نظارت بر پیشرفت کار و میزان آمادگی و رفع نواقص، در روز 6/2/61 در قرارگاه تابعه قدس و 7/2/61 در قرارگاه تابعه فتح برگزار شد.
آخرین جلسه قرارگاه کربلا در ساعت 3 بعدازظهر روز 9/2/1361 یعنی همان شب عملیات برگزار شد. علت هم این بود که برابر آخرین اطلاعات مستند به عکس هوایی، دشمن یک لشکر زرهی در حدود گرمدشت (20 کیلومتری شمالغرب خرمشهر) بین جاده اهواز - خرمشهر و خط مرزی مستقر کرده بود که مسلما عکسالعمل این لشکر روی عملیات و راهکار ما اثر قاطع داشت. در این جلسه میبایست تدبیری برای خنثیکردن عمل این لشکر به کار میبردیم.
زهرا ابوعلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم