متاسفانه در سالهای اخیر به دلایل مختلف از جمله محدود کردن و مناسبتی شدن برنامههای مرتبط با انقلاب و دفاع مقدس کمتر به بازخوانی و ترویج این فرهنگ ارزشمند پرداخته شده است. براستی تا چه زمانی میخواهیم همهساله و در سوم خرداد چگونگی انجام عملیات بیتالمقدس را با روایتی توصیفی و نوستالژیک مرور کنیم و تا کی میخواهیم بپرسیم؛ چرا بعد از فتح خرمشهر سراغ بصره نرفتیم یا چرا صلح نکردیم و... .
آنچه امروز و در سالی که با تدبیر رهبر معظم انقلاب، سال نوآوری و شکوفایی نامیده شده ضروری مینماید، داشتن نگاهی نو و به دور از شعارزدگی است تا بتوانیم با بررسی و جمعبندی ارزشها و داشتههای خود از زمان دفاع مقدس، واقعیتهایی از جنگ را که برگرفته از فرهنگ ایثار و مقاومت، باورپذیر و قابل الگوبرداری است به نسل امروز ارائه کنیم.
البته در این میان شیوه و زبان روایت اهمیت زیادی دارد و نباید بسادگی از کنار آن گذشت. به اعتقاد کارشناسان فرهنگی و جامعه شناسی برای بیان و الگوسازی یک فرهنگ، بهترین روش استفاده از زبان و بیان غیر مستقیم است به عنوان مثال و با احترام به همه پیشکسوتان فرهنگ ایثار و مقاومت قطعا تاثیری که فیلمی همچون روز سوم در بیان مقاومت مردم خرمشهر بر جامعه و نسل جدید گذاشت با صدها شب خاطره، بزرگداشتهای معمول و مرسوم، نمایش دادن توپ و تانک و ادوات نظامی و جنگی قابل مقایسه نیست، حال آنکه این دو روش اصلا از یکدیگر جدا نیستند و هر دو هدف و مقصدی مشترک دارند.
بنابراین به زعم نگارنده با برنامهریزی صحیح و شناخت زیرساختهای ایثار و مقاومت در دوران دفاع و با انتخاب روشی مناسب برای بیان و انتقال آنها میتوان آسیبهای متعددی را که امروز دغدغه اصلی مردم و مسوولان در جامعه شده است، ترمیم کرد.
در پایان این نکته را نباید فراموش کنیم که با توجه به شرایط دشواری که امنیت ملی کشورمان را امروز تهدید میکند و استکبار جهانی حتی حق قانونی ما را در استفاده از انرژی صلحآمیز هستهای محکوم میکند بیش از هر زمان دیگری نیاز به توجه، نگاه نو و استفاده از ظرفیتهای پنهان فرهنگ ایثار و مقاومت داریم؛ چرا که با وجود زیرساختهای وحدتآمیز در این فرهنگ راحتتر میتوانیم شرایط حساس را بفهمیم و به اتحاد و انسجامی همچون دوران دفاع مقدس دست یابیم؛ دورانی که به قول علیرضا قزوه هنوز با یک سماور برقی، متمدن نشده بودیم و یاد نگرفته بودیم بگوییم مرسی عالیجناب!
سینا علیمحمدی