هنرمندان و مدیران نمایش کشور بررسی می‌کنند

قهرصحنه تئاتر با نمایشنامه‌های ایرانی

بازیگران با زبان فارسی دیالوگ‌های خود را بیان می‌کنند، اما نام‌هایی خارجی دارند و درباره حوادث، اشخاص و مکان‌هایی صحبت می‌کنند که هیچ ارتباطی با ایران ندارند. این وجه مشترک بیشتر نمایش‌هایی است که این روزها در تالارهای تئاترشهر تهران روی صحنه هستند؛ نمایش‌هایی که بر اساس متون خارجی اجرا می‌شوند و بعضی از آنها برای چندمین بار است که در طول این سال‌ها فرصت روی‌صحنه رفتن را پیدا کرده‌اند. اشغال بیشتر صحنه‌های تئاتر تهران به وسیله نمایشنامه‌های غیرایرانی، اتفاقی است که براحتی نمی‌توان از کنار آن گذشت. این امر اگر برای مدتی طولانی ادامه یابد، بیش از گذشته عرصه را بر جریان نمایشنامه‌نویسی ایران که با موانع و مشکلات گوناگون روبه‌رو است، تنگ خواهد کرد. استقبال نکردن کارگردان‌های تئاتر از متن‌های ایرانی آیا برخاسته از سلیقه شخصی آنهاست؟ آیا به ضعف‌های محتوایی و ساختاری نمایشنامه‌های داخلی برمی‌گردد؟ آیا ریشه در سختگیری‌های ممیزی دارد و آیا پاسخ به استقبال تماشاگران از نمایشنامه‌های خارجی است؟ برای پاسخ به این پرسش‌ها و بررسی دلایل کمرنگ شدن حضور متن‌های ایرانی بر صحنه‌های تئاتر، به سراغ هنرمندان و مسوولان رفته‌ایم و موضوع را با آنها در میان گذاشته‌ایم.
کد خبر: ۱۷۶۲۱۴

حمید سمندریان، استاد هنرهای نمایشی در دانشگاه و کارگردان پیشکسوت تئاتر، سال‌ها پیش در پاسخ به این پرسش که چرا متون ایرانی را روی صحنه نمی‌برد، بسیار کوتاه گفت: ما متاسفانه درام ایرانی نداریم.

این جمله در طول سال‌های گذشته به صورت‌های گوناگون از زبان تعداد دیگری از دست‌اندرکاران هنر نیز به گوش رسیده است. از این رو بیراه نیست اگر از این مدخل وارد بحث غیبت نمایشنامه‌های ایرانی روی صحنه تئاتر کشور شویم و آن‌گاه از وجوه و منظرهای دیگر موضوع را بررسی کنیم.

ایوب  آقاخانی، نویسنده و کارگردانی که این روزها مسوولیت پروژه چهارفصل تئاتر ایران را عهده‌‌دار است؛ با اشاره به این‌که نظر استاد سمندریان را به یک معنا قبول دارد، می‌گوید: در میان نویسندگان ایرانی تضارب آرا، تکثر سلایق و تشتت فهم از دنیای درام موج می‌زند. بعضی در حال انجام دادن تجربیاتی هستند که موفقیت آن ضمانتی ندارد و برخی که تصور می‌کنند مدرن حرکت می‌کنند، به دنبال جریان‌هایی در عرصه نمایشنامه‌نویسی هستند که سال‌ها پیش امتحان خود را پس داده و از دنیای درام بیرون رفته است.

رضا صابری، نویسنده و کارگردانی که از اواخر دهه 40‌خورشیدی در تئاتر کشور فعال بوده است نیز در این‌باره عقیده دارد: فضای درام نویسی ایران دچار بلبشوی عجیبی است و متاسفانه ضعف نویسندگی را بویژه در شهرستان‌ها باید بپذیریم.

وی با اشاره به این‌‌که درام نویسی جای چندان مطمئنی در تئاتر کشور ندارد، ضعف‌های نمایشنامه‌های ایرانی را چنین برمی‌شمارد: در یکی، دو دهه اخیر مفاهیم نمایشنامه‌های نوشته شده اغلب تکراری است. ساده‌نگری در بیشتر متون به‌چشم می‌آید و نوشته‌ها چندان باورپذیر نیستند.

صابری در ادامه تاکید می‌کند: با این‌که نمایشنامه سخت‌ترین نوع ادبی است، متاسفانه این سال‌ها براساس غریزه و ذوق شخصی نویسنده‌ها نوشته شده و ضعف‌های ساختاری و محتوایی به‌ آن را یافته است.

حسین مسافر‌آستانه، هنرمند تئاتری که در سال‌های گذشته برگزاری چندین جشنواره موضوعی را به عهده داشته است، از منظری متفاوت به موضوع می‌نگرد و می‌گوید: نویسندگی در عرصه هنرهای نمایشی و سینما کمترین ارج و قرب را دارد. نویسندگان ایرانی حداقل دستمزد را می‌گیرند و از نظر مالی تامین نمی‌شوند. این شرایط انگیزه نویسندگان ایرانی را بشدت کاهش می‌دهد.

سعید شاپوری هم که نمایشنامه‌ها و فیلمنامه‌های متعددی را به نگارش درآورده است، با وجود این‌که قبول دارد نویسنده‌های ایرانی تامین شغلی ندارند و دستمزد کمی می‌گیرند، تاکید می‌کند: قبول ندارم که استقبال نکردن از متن‌های داخلی به ضعف نمایشنامه‌های ایرانی برمی‌گردد. اصولا تئاتر کشور در حوزه‌های بازیگری، کارگردانی و نویسندگی دارای تناسب است و در این میان، نوشته‌های ما چندان عقب‌تر از دیگر شاخه‌ها نیستند.

این نمایشنامه‌نویس ادامه می‌دهد: مشکل اینجاست که ما کارهای نویسندگان خودمان را با آثار درام‌نویسان بزرگی چون شکسپیر مقایسه می‌کنیم و حکم به ضعف آنها می‌دهیم، در حالی که این قیاس از اساس اشتباه است.

شاپوری با اشاره به‌این‌که نویسندگان ما در سال‌های اخیر رغبت ندارند متن اوریژینال بنویسند و بیشتر به اقتباس روی آورده‌اند، هشدار می‌دهد: در این‌گونه متون در واقع فرهنگ و تفکر غیرایرانی را تبلیغ می‌کنیم و امکانات صحنه را در اختیار خارجی‌‌ها قرار می‌دهیم.

وی با تاکید بر این که چنین اتفاقی برای مدیران و هنرمندان سابقه خوبی نخواهد بود، تاکید می‌کند: اگر متن خوب کم داریم، وظیفه مسوولان و مدیران هنری است که با حمایت‌‌های خود به جریان نمایشنامه‌نویسی کشور شکل دهند و آن را تقویت کنند.

دکتر محمدعلی خبری، رئیس اداره نظارت و ارزشیابی مرکز هنرهای نمایشی در واکنش به چنین درخواست‌ها و توصیه‌هایی می‌گوید: متون ایرانی هر‌زمان به بالندگی دست یافته‌اند، مورد توجه قرار گرفته‌اند. مرکز هنرهای نمایشی در چند سال گذشته با چاپ و انتشار نمایشنامه‌های ایرانی و حمایت از اجرای متون داخلی در تالارهای تئاتر، نشان داده به دنبال معرفی شایستگی‌‌های نمایشنامه‌های ایرانی است.

ایوب آقاخانی هم با اشاره به پروژه چهار فصل تئاتر ایران که چندی است آغاز شده، توضیح می‌دهد: این برنامه گسترده به دنبال ارتقای سطح نمایشنامه‌نویسی در کشور است و این نشان می‌دهد حوزه نویسندگی به طور جدی مورد توجه و حمایت مرکز هنرهای نمایشی است.

رضا صابری برای نشان دادن اهمیت حمایت مسوولان از نمایشنامه‌نویسان و نمایشنامه‌های ایرانی به 40 سال قبل برمی‌گردد و می‌گوید: دهه 40 و اوایل دهه 50 خورشیدی، دوران طلایی تئاتر و نمایشنامه‌نویسی بود؛ چرا که مسوولان پایگاهی (تماشاخانه سنگلج)‌ را به اجرای نمایش‌‌های ایرانی و متون داخلی اختصاص دادند که شکوفایی نوشته‌های نویسندگان کشور را به دنبال داشت.

از دیگر بحث‌هایی که در خصوص کمرنگ شدن حضور متن‌های داخلی بر صحنه‌‌های تئاتر به میان می‌آید، موضوع ممیزی است. بسیاری اعتقاد دارند که نمایشنامه‌های ایرانی در مقایسه با همتاهای خارجی خود در معرض سختگیری بیشتری قرار دارند و همین عامل باعث می‌شود کارگردان‌‌ها کمتر به سراغ متن‌های داخلی بیایند.

حسین مسافر آستانه که با کارهایش نشان داده است تمایل بیشتری برای اجرای متن‌های ایرانی در قیاس با نمایشنامه‌های غربی دارد، در عین حال تایید می‌کند که ممیزی روی آثار داخلی کمی سختگیرانه‌تر اعمال می‌شود. وی در این باره توضیح می‌دهد: حساسیت‌های اجتماعی و سیاسی در نمایش‌های ایرانی بیشتر مورد ممیزی واقع می‌شود و این در حالی است که با نمونه‌های مشابه خارجی به صرف این که داستان آن در ایران رخ نمی‌دهد، آسان‌تر برخورد می‌شود.

ایوب آقاخانی هم در حالی که قبول دارد حساسیت روی متن‌های ایرانی بیشتر است، می‌گوید: این امر باعث می‌شود کارگردان‌ها حوصله قرار گرفتن در محدودیت‌ها و معذوریت‌های روی صحنه بردن نمایشنامه‌های ایرانی را نپذیرند و به سراغ آثار خارجی بروند.

وی در عین حال تاکید می‌کند: من خودم نمایشنامه‌هایی دارم که ممکن است در بازخوانی دچار تغییرهای ناشی از ممیزی شود. در چنین شرایطی چنین متنی را کنار می‌گذارم و طرحی متناسب با شرایط را برای کارگردانی انتخاب می‌کنم. این کار سرسپردن به شرایط نیست و می‌توان از آن به عنوان تقدم و تاخر دادن به اندیشه‌های خودمان یاد کرد.

آقاخانی در پایان متذکر می‌شود: چنین وضعیتی تنها به ایران منحصر نمی‌شود و در دیگر نقاط جهان و در دیگر دوره‌های زمانی نیز بوده است.

با وجود چنین اظهارنظرهایی از سوی هنرمندان، محمدعلی خبری حساسیت‌های ممیزی روی نمایشنامه‌های ایرانی را چندان منطبق بر واقعیت نمی‌داند و توضیح می‌دهد: اداره نظارت و ارزشیابی در مرکز هنرهای نمایشی با هدف توسعه و اعتلای هنر نمایش در کشور وظایفی دارد که بیشتر معطوف به حمایت از تولیدات فاخر است.

رئیس اداره نظارت و ارزشیابی می‌گوید: مرکز هنرهای نمایشی پیش از این که بخواهد صرفا به طرح مسائل نظارتی تکیه کند، به ارزشیابی هنری آثار توجه دارد. بنابراین، صرف ایرانی بودن متون، دایره انتخاب را تنگ نخواهد کرد.

دکتر خبری در پایان تاکید می‌کند: دغدغه‌های ما بیشتر معطوف به مسائل هنری و کیفی است. در این خصوص آثار حرفه‌ای واجد شرایط که همواره بر‌صحنه‌های نمایشی ایران خوش درخشیده‌اند، هیچ‌گاه ارزشیابی هنری را ممیزی تلقی نکرده‌اند و آن را در جهت بهبود کار پذیرفته‌اند.

مهدی یاورمنش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها