سینما و سیاست‌ در عصر پهلوی دوم (4)

پایان بخش مطلب هفته گذشته، اشاره به ورود سینمای ایران به نظام ستاره سالاری و پیروی این سینما از لبنان، مصر و ترکیه بود. همچنین گفته شد که در پی حرکت سینما به سمت ستاره سالاری، درباریان نیز هر یک به نحوی وارد سینما می‌شدند. ثریا بختیاری در فیلمی سه اپیزودی به نام «سه چهره از زن» بازی کرد و رضا پهلوی نیز در فیلم «یک قصه پارسی».
کد خبر: ۱۷۶۰۷۲

در برنامه‌های کلان فرهنگی دولت در دهه 1330 برنامه‌های مربوط به زنان حضوری چشمگیر داشت که نقطه اوج آن تاسیس «انجمن بانوان ایران» به ریاست اشرف پهلوی  خواهر محمدرضا ‌  بود. این توجه بر سینما نیز بی‌تاثیر نبود و بسیاری از فیلم‌های دهه 30 حول محور زنان شکل گرفته بودند. ستاره اصلی سینمای ایران در دهه 30  یک زن بود: دلکش. شخصیت او در سینما زنی را به تصویر می‌کشید که مجبور بود به تنهایی بر مشکلات غلبه کند و هر مصیبتی را به تنهایی پشت سر گذارد. او در «شرمسار» زنی بود که می‌توانست بدون مرد هم زنده بماند و با خوانندگی روزگار بگذراند. توفیق کاذب این ستاره جدید باعث شکل‌گیری فیلم‌هایی شد که برخی آن را تحت عنوان ژانر زنان خواننده طبقه‌بندی می‌کنند. در تمام فیلم‌ها، دلکش نقش زنی فریب خورده و آسیب‌پذیر را بازی می‌کند که در آخر می‌تواند به عنوان خواننده، روی پای خود بایستد و روزگار بگذراند. این مضمون  یعنی عاقبت خوش زنی که سقوط کرده  در سینمای ایران به کرات تکرار شد و برخی آن را به عنوان توجیه دگرگونی‌های اجتماعی دانسته‌اند.

در همین سال‌های دهه 30 و در پی تمام مسائلی که تشریح شد شخصیت مادر رنجدیده و تنها وارد سینمای ایران شد که به تنهایی بار بزرگ کردن بچه‌ها را به دوش می‌کشید. بعدها سینمای ایران کمتر بدون حضور شخصیت مادر شکل می‌گرفت.

دهه 40 یادآور برنامه اصلاحات ارضی در ایران است. طرح ویلیام داگلاس امریکایی که پس از جنگ جهانی دوم به سراسر ایران سفر کرده بود و این طرح را تقدیم وزارت خارجه امریکا کرده بود. 

این جریانات درونمایه بسیاری از فیلم‌های دهه 40 را تشکیل می‌دهد. مالکیت محصول و زمین، زمینه‌ساز خشونت و حادثه در بسیاری از این فیلم‌ها گردید.

در سال 1341 خسرو پرویزی دو فیلم «زمین تلخ» و «آخرین گذرگاه» را مقابل دوربین برد که در آن شخصیت‌ها برای حفظ زمین خود تا پای جان جلو رفتند. زمین تلخ فیلمی بود که در آن اکثر افراد به کام مرگ کشیده شدند و فیلم نیز پایان خوشی نداشت. شخصیت اصلی آخرین گذرگاه  «جرج» با بازی اکبر هاشمی  برای از بین بردن صاحبان زمین از هیچ جنایتی ابا نداشت.

فیلم دیگری که اصلاحات ارضی را دستمایه خود قرار داد، «عروس دهکده» بود. شهلا  از معدود مالکان مهربان سینمای ایران ‌ مالکی روستایی است که قانون را اجرا کرده و قسمتی از زمینش را در اختیار زوج روستایی، ناصر ملک مطیعی و فرانک میرقهاری قرار می‌دهد اما پسر فرنگ رفته‌اش قانون را نمی‌پذیرد و محصولات کشاورزان را به آتش می‌کشد. برخی صاحبنظران این‌گونه تحلیل کرده‌اند که فیلم قصد دارد موانع اجرای طرح اصلاحات ارضی را خارجی بداند و تاکید کند که این موانع ناشی از مسائل داخلی نیست.

در همین سال‌ها خشونت‌های ناشی از اجرای این طرح گسترش می‌یافت و حتی تعدادی از کشاورزان در کرمانشاه مالک بزرگی را به قتل رساندند. در همین سال‌ها بود که کلیشه مالک خشن وارد سینمای ایران شد.
همچنین شخصیت‌های خوب و مهربان نمایندگان شهری که مشوق اجرای اصلاحات ارضی در روستاها بودند نیز در ردیف شخصیت‌های این دهه قرار گرفتند.

مهدی رعنایی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها