یادداشت

گذشته، چراغ راه آینده

وقتی به ایستگاه راه‌آهن تهران رسیدم باورم نمی‌شد این‌همه همکار و این‌همه شور و هیجان. واقعا تا حالا همکارامو این‌طوری ندیده بودم انگار یه دنیای دیگه بود. همه هیجان‌زده بودند و از این‌که می‌خواستن به زیارت امام رضا(ع)‌ برن ذوق‌زده، هر طرف رو که نگاه می‌کردی باید می‌گفتی سلام چطوری، خوبی؟ چه خوب تو هم میای؟ و جملاتی از این قبیل. همه با شوق و شور سوار قطار شدن و هر 4 نفر یه کوپه رو گرفتن. تو بعضی از کوپه‌ها می‌دیدی 10 نفر نشستن همه با هم مهربون و شاد و سرحال.
کد خبر: ۱۷۶۰۷۱

رسیدن به مشهد مقدس و زیارت حرم مطهر و غذاخوردن بر سفره حضرت همه و همه به یادموندنی بود تا این‌که نوبت برنده‌های جشنواره رسید همه با شور و هیجان برنده‌ها رو تشویق می‌کردن و از پیروزی همکاراشون خوشحال بودن...

عصر وقتی می‌خواستیم برگردیم تو ایستگاه راه‌آهن مشهد خیلی‌ها اون خوشحالی رو که موقع رفتن داشتن دیگه نداشتن شاید اونا حضور در جشنواره رو فقط به دریافت جایزه محدود کرده بودن در حالی که جایزه شاید فقط بهانه‌ای باشد برای این‌که بچه‌ها رو دور هم جمع کند و بعد از یک‌سال کار و تلاش چند روزی وسیله‌ای باشد برای استراحت و در کنار هم بودن و همفکری و استفاده از دیدگاه‌های دیگران البته با فراغ بال بیشتر. به هر حال امروزه آنچه که در جشنواره‌ها مهمه جایزه است ولی باید گفت مهمتر از جایزه دوستی‌هایی است که قراره سال‌های سال ادامه داشته باشه و با همکاری صمیمانه گرمتر و گرمتر بشه.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها