نگاهی به فیلم‌ «روزی که حسنی مرد شد»

تجربه‌های رنگی‌ برای کودکان

رشد و توسعه تکنولوژی‌های کامپیوتری و تحولی که در پویا نمایی در سال‌های اخیر به واسطه آن ایجاد شده است به تدریج آثار خود را در عرصه هنری ما بویژه سینما و تلویزیون نشان می‌دهد. مسائل سیاسی ‌ اجتماعی مثل ساخت انیمیشن‌های ضد اسلامی و تبدیل شدن این هنر صنعت به ابزاری مهم و تاثیرگذار بر معادلات جهانی و افکار عمومی نیز بر دغدغه مسوولان و هنرمندان این مرز و بوم افزوده و انگیزه ساخت و تولید آثار تصویری در حوزه انیمیشن را بیشتر کرده است.
کد خبر: ۱۷۶۰۵۳

 اینک فیلم  «روزی که حسنی مرد شد»، به‌عنوان اولین فیلم سینمایی انیمیشن ایرانی می‌تواند به شروع حرکت در تولید آثار انیمیشن وطنی باشد. برادران دالوند پس از تهیه و تولید چندین برنامه تلویزیونی و فیلم کوتاه انیمیشن فیلم «روزی که حسنی مرد شد» را به عنوان نخستین انیمیشن سینمایی بلند، تجربه می‌کنند که ساختار تلفیقی دارد و از ترکیب  نقاشی‌‌های متحرک و بازیگران واقعی ساخته شده است که البته این تلفیق از جنس کارتون‌ها و فیلم‌های عروسکی نیست که موقعیت هر کدام از شخصیت‌های واقعی در تناسب با عروسک‌ها مشخص شده باشد و یا حتی مثل سریال خارجی بروجک نیست که دو شخصیت انیمیشن و پیرمرد نجار، کاراکترهای اصلی فیلم بودند. در واقع انیمیشن  «روزی که حسنی مرد شد» در خدمت تخیلات فانتزی و زیبای ذهنی قهرمان داستان قرار می‌گیرد.

موقعیت‌های رومانتیک دارد و نه دراماتیک!‌ ضمن این‌که در برخی از سکانس‌ها تصاویری کامپیوتری، بازسازی انیمیشن قصه واقعی هستند. مثل قصاب و بز و خود حسنی که در چندین صحنه ما شاهد نمایش انیمیشنی و واقعی آن به دنبال هم هستیم. «روزی که حسنی مرد شد» اگر چه یک تجربه‌گرایی در سینمای کودک و انیمیشن است اما به لحاظ داستان‌پردازی و ساختار قصه،‌ چیز تازه‌ای دارد و از تلفیق اسطوره‌‌ها و حکایت‌‌های کهن در ادبیات ایران سرچشمه می‌گیرد که کودکان در شکل‌های دیگری، قبلا آن را شنیده و دیده‌اند. داستان غول و چراغ و آرزوهای کودکانه همیشه یکی از قصه‌های مادربزرگ‌ها بود که بارها آن را شنیده‌ایم. البته تکرار کهن الگوهای ادبی چندان ملال‌‌انگیز نخواهد بود اگر با زبان تازه‌تری بیان شود. در اینجا پیرمرد شیرین زبانی که در نقش جادوگر حضور داشت اتفاقا نسبت به دیگر بازیگران و موقعیت دراماتیکی که داشت از جذابیت بیشتری برخوردار بود ولی در نهایت به حال خود رها و کمتر به آن پرداخته شد.

ضمن این که کاراکتر خود حسنی به عنوان شخصیت محوری داستان بسیار ضعیف و منفعل به تصویر کشیده شد. این در حالی است که بنا به تصوری که مخاطب با عنوان فیلم و مرد شدن حسنی دارد انتظار می‌رفت که با شخصیتی پویا و قدرتمند‌تر از وی مواجه می‌شد.

شاید این فیلم به صورت یک برنامه تلویزیونی تولید می‌شد جذابیت‌های بیشتری برای مخاطب بویژه کودکان داشت اما وقتی قرار است چنین ساختاری در ژانری سینمایی ساخته شود باید عناصر جذاب و پرکشش‌تری به داستان اضافه می‌شد تا مخاطب بتواند در سالن سینما بنشیند و با جاذبه بیشتری آن را ببیند.

 ریتم فیلم متناسب با حال و هوای کودکان نیست. در ابتدای فیلم که از زبان شعر و موسیقی برای بیان مقصود استفاده می‌شود هم لطافت فیلم بیشتر است و هم ارتباط خوبی با دنیای شاد کودکانه برقرار می‌شود، اما در ادامه این شیوه حذف می‌گردد و بر وجوه تخیلی و فانتری آن افزوده می‌شود.

سینمای ایران در تولید آثار انیمیشن آن‌ هم از جنس سینمایی آن بسیار فقیر و هنوز در ابتدای راه است. تولید فیلم‌هایی مثل «روزی که حسنی مرد شد» با تمام ضعف‌هایش می‌تواند نقطه امیدی در این گونه هنری باشد و قطعا حمایت‌های بیشتری را می‌طلبد. تجربه تاریخی نشان داده است تولید آثار ارزشمند در حوزه کودک و نوجوان با استقبال خوبی از سوی مخاطبان بویژه طیف کودک و نوجوان روبه‌رو می‌شود. بدیهی است امکانات تکنولوژیکی در عرصه پویانمایی و انیمیشن می‌تواند جاذبه این گونه آثار را بیشتر کند، اما تکیه صرف بر لوازم تکنیکی این موضوع چندان کارساز نیست و بیش از فیلمنامه قوی، شخصیت‌پردازی و خلق موقعیت‌های دراماتیک جذاب، نقش بسیار پررنگی در رونق و تکامل سینمای انیمیشن خواهد داشت. چه بسا ساخت چنین آثاری نسبت به فیلم‌های داستانی از دشواری‌های بیشتری برخوردار باشد. بهره‌گیری مناسب از تکنیک‌های کامپیوتری از یک سو و توجه به مخاطب‌شناسی کودک از سوی دیگر می‌تواند شتاب بیشتری به این پروژه بدهد.

سید رضا صائمی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها