در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حامد کمیلی را عید امسال در چندمین کارش با «اساماس از دیار باقی» دیدیم که گرچه کار چندان موفقی نبود و حواشی زیادی داشت، ولی برای او این خاصیت را داشت که نقش طنز را هم تجربه کند، اما ملت هنوز هم او را با الیاس «اغماء» به یاد میآورند که او دربارهاش میگوید: «به عنوان بازیگر در این کار شدیدا اذیت شدم، نزدیکی با شیطان به لحاظ روحی بشدت بیمارم کرد و تا مدتها کابوس میدیدم».
روکمکنی با منتقدان
«هر نقد منفی، موتور حرکت من برای ساخت فیلم بعدی است».
این جمله صادقانه از طرف کارگردان «به همین سادگی» نشان میدهد که اولا او نقدهایی را که درباره کارش نوشته میشود، میخواند و دوما هم این که از آنها برای کارهای بعدیاش استفاده میکند یا لااقل تاثیر میگیرد.
رضا میرکریمی ادامه داده: «میخواهم یک جوری روی طرف عیبجو را کم کنم یا بهانهاش را ببرم. یک بار شاید بنشینم و دربیاورم که کدام منتقد مرا تحریک کرد که هر کدام از فیلمهایم را چطور بسازم. این مسیری است که تا به حال ادامهاش دادهام. مثلا سر «به همین سادگی» بود که فهمیدم میتوانم دوربینم را که انگار به زمین زنجیرش کرده بودم، بکنم و همراه بازیگرم حرکتش دهم. این فقط یک مثال بود، ضمن این که هر تجربهای به خود آن اثر محدود نمیشود. شاید من بعدها از این تجربه برای فیلمهای بعدیام استفاده کنم».
خدا را شکر! نمردیم و لااقل یک فیلمساز به تاثیر گرفتنش از ما منتقدان و نویسندگان سینمایی اعتراف کرد. حالا مثبت و منفیاش خیلی فرق نمیکند.
شکر خدا لهجهام برگشت
«در روستایمان تا دوم ابتدایی درس خوانده بودم. وقتی به کرج کوچ کردیم، پدرم رفت پروندهام را از مدرسه بگیرد، ولی گفتند ندارد. من هم از خیرش گذشتم. بعد از بازی در فیلم «پدر» مجید مجیدی گفتم که به سینما علاقهمند شدهام و میخواهم بعد از این هم در کارهایش بازی کنم. گفت، به شرط این که درس بخوانی. من هم با چنان انگیزهای درس خواندن را در نهضت سوادآموزی شروع کردم که موفق شدم سال قبل با معدل خوب دیپلم تجربی بگیرم. حالا هم دانشآموز پیشدانشگاهیام و سال دیگر میخواهم در رشته هنر درس بخوانم.»
حسین عابدینی در مصاحبهاش گفته که چطوری یکهو از میوهفروشی سر از فیلمهای مجیدی درآورده. او که حالا مجموعه «شهریار» را هم روی آنتن دارد، درباره مهمترین ویژگیاش یعنی لهجه آذریاش حرف قشنگی میزند: «وقتی برای «پدر» انتخاب شدم، لهجه غلیظ آذری داشتم اما به مرور لهجهام کمتر شد، ولی وقتی مجیدی میخواست در فیلم باران بازی کنم 2 ماه به من مهلت داد که اگر بتوانم مثل چند سال قبل حرف بزنم مرا بازی میدهد. در آن مدت شبانهروز تمرین کردم تا لهجهام برگشت».
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: