اندیشه ملاصدرا و حکمت متعالیه تا چه حد پتانسیل و ظرفیت در حل مسائل امروز افراد و جوامع را دارد؟
اصولاً یکی از وظایف و نقشهای فلسفه حل مسائل نظری و علمی عام و کلی جامعه و فرد است، وگرنه به نوعی خیالپردازی و نظریهسازی تبدیل میشود. از باب تشبیه، دین واقعی نیز دینی است که به مردم یک جهانبینی و شناخت واقعی و یک برنامه جامع برای زندگی و رسیدن به سعادت بدهد بنابراین دین و فلسفه را باید دو تعبیر از یک حقیقت دانست و گفته میشود که اساساً فلسفه از دین سرچشمه گرفته است.
در حکمت متعالیه ملاصدرا نیز باید چنین چیزی مقصود نظر باشد. این وظیفه سنگین فقط از یک دستگاه فلسفی کامل ساخته است و خوشبختانه حکمت متعالیه ملاصدرا ویژگیهای یک دستگاه و نظام فلسفی کامل را دارد و از اینروست که هم در بخش فلسفه نظری (یا حکمت نظری) تقریباً بخوبی از عهده حل مسائل مهم فکری و فلسفی تمام طول عمر فلسفه برآمده و هم در فلسفه عملی (یا حکمت عملی) میتواند راهگشا باشد.
چون مسائل فردی و اجتماعی بشر در حال تغییر است و شکل عوض میکند، بنابراین یک فلسفه واقعی باید ظرفیت این تغییرات و حل مسائل جدید جامعه بشری را داشته باشد. مکتب ملاصدرا پایه فلسفه خود را بر اصولی گذاشته که کشدار و پرظرفیت است و میشود از آن برای حل مسائل امروز و فردای افراد و جوامع کمک خواست.
فلسفه ملاصدرا از این جهت همانند دین مقدس اسلام است که دارای قدرت انطباق با شرایط جدید اجتماعی است و شاید یک دلیل آن این بوده که یکی از پایههای فلسفه ملاصدرا توجه به وحی و آموزهها و راهنماییهای دین است. بنابراین مکتب ملاصدرا توانایی و ظرفیت لازم را دارد.
بنیاد حکمت صدرا هر ساله با محوریت قرار دادن یکی از موضوعات حکمت متعالیه، همایشی را برگزار میکند. لطفاً موضوع همایش امسال را معرفی نمایید.
موضوعی که برای امسال برگزیده شده و در روز اول خرداد مورد بحث قرار خواهد گرفت، «حکمت متعالیه و تدبیر منزل» است. از قدیم فلاسفه حکمت و فلسفه را به دو دسته حکمت نظری و حکمت عملی و حکمت عملی را به 3 بخش عمده اخلاق تدبیر منزل سیاست (یا تدبیر جامعه) تقسیم میکردند که هنوز هم مورد قبول فلاسفه اسلامی است.
تدبیر منزل مربوط به تأثیر و کاربرد فلسفه در خانواده است، همانطور که اخلاق کاربرد فلسفه در خودسازی فرد و سیاست در واقع کاربرد فلسفه و حکمت در اداره سیاسی و اجتماعی جامعه است.
برخی ممکن است تدبیر منزل را اداره شکل ظاهری خانواده بدانند، ولی چون خانواده خشت بنای جامعه است و جامعه و اداره آن بسیار مهم است از اینرو نخستین گام برای یک جامعه سالم اداره و تدبیر صحیح خانواده (و به تعبیری منزل) است و فلسفه باید برای اداره صحیح و سالم خانواده نیز قاعده و دستور داشته باشد و این نقش فلسفه را «تدبیر منزل» نامیدهاند و معنی آن بیرون آوردن روابط اعضای خانواده از شکل حیوانی و خام طبیعی به صورت سازمانی است که در آن نقشها روشن و قاعدهمند و به دور از تسلط غرایز مضر بین زن و مرد و اولاد بیان شده باشد.
بسیاری از اختلافات و پاشیدگی خانوادهها به سبب دور بودن آن از قواعد حکمت از یکطرف و بی اعتنایی به احکام اسلام از طرف دیگر است.
چرا این موضوع را برای همایش امسال برگزیدید و فلسفه اسلامی بویژه حکمت متعالیه تا چه حد میتواند برای مسائل و معضلات خانوادههای امروز راهکار و تدبیر مطلوب ارائه دهد؟
فلسفه اسلامی، از جمله مکتب ملاصدرا شکلی یکنواخت و سنتی دارد که در آن از مسائل نظری معروف و مخصوص فلسفه بحث میشود. در این مسائل بهظاهر چیزی راجع به خانواده، زن، مرد، سیاست، امور بینالملل و افراد نیست؛ اما تحت عنوان عام انسانشناسی و ماهیت و خواص نفس انسانی مطالبی در آن یافت میشود که میتواند راهنمای مسائل عملی بشر چه در خانواده و چه در سیاست باشد.
مثلاً کرامت ذاتی بشر و لزوم طبیعی رسیدن او در یک حرکت تکاملی جوهری به کمال موردنظر آفریدگار مقتضیاتی دارد؛ از جمله شکل خانواده که ترکیبی از دو خلیفهالله است یکی زن و یکی مرد و با توجه به نقش حیاتی و اساسی زن در حیات دنیوی، قواعدی برای رفتار مرد استخراج میشود و وظایفی متقابل برای زن بهدست میآید.
زندگی خانوادگی در شکل فلسفی و عرفانی خود اجرای بخشی از قوانین طبیعی است که خداوند آن را خواسته و بشر را مسوول حسن اجرای آن کرده و از جمله وظایف تولید و تربیت، فرزند نسل بعد است که باید نگهبانان احکام و وظایف الهی در نوبت خود در آینده باشند.
وقتی مرد مظهر قدرت و علم الهی و زن مظهر جمال و ترّبی خداوند متعال باشد خانواده که ترکیبی از این دو عنصر آسمانی است، مثل و مثالی از ملکوت الهی روی زمین است و باید مراقب قداست و پاکی و عملکرد صحیح خود باشد و این همان «تدبیر منزل» به معنای فلسفی و عرفانی است. چنین آموزهای برای خانواده که از حکمت متعالیه بر میآید هرگز از علوم دیگر ساخته نیست.
در اندیشه ملاصدرا «زن» چه جایگاهی دارد؟ آیا مثلا این نظر او که زنان فقط دارای ادراک جزئی هستند (و نه کلی) برای نگرش امروز به زن قابل پذیرش است؟
در این نگاه فلسفی و عرفانی که بیان کردیم زن و مرد در انسانیت، کرامت و خلافتشان از خداوند یکسانند؛ ولی اساس عالم را بر ترکیب از یک زوج مختلف گذاشتهاند. برای حسن جریان عالم و از جمله خانواده و جامعه نقش زن و مرد باید از هم جدا باشد. این دو برای هم ساخته شدهاند تا در شکل قانونی و قالب عقلایی زناشویی و تشکیل خانواده بتوانند نقش خود را عرضه کنند.
مرد معمولاً کلینگر آفریده شده و در خانواده نیز مدیر مستقیم و مباشر نیست، بلکه بیشتر به اداره مالی و خارجی و دفاع از خانواده میپردازد؛ اما زن اگر جزئینگر نباشد، نقاط ظریف حیات بشری نادیده گرفته میشود و ظرافت از بین میرود.
یکی از نقشهای زن دوری از جنگ، نزاع و میل طبیعی او به صلح و آرامش است و این باعث کنترل جنس مرد و حفظ جامعه و خانواده از تنش، جنگ و ناامنی را میشود، بنابراین ادراک جزئی یا جزئینگری زن نه فقط عیب او نیست که کمال او محسوب میشود و این یکی از ضرورتهای حیات بشر و مأموریتی است که خداوند به زن داده است.
همانطور که خشونت نسبی در ظاهر و باطن مرد، عیب او نیست و کاملاً طبیعی است. مهم این است که دین اسلام و فلسفه و حکمت شکل صحیح ترکیب و عملکرد ایندو را میآموزاند.
از دستاوردهای مطلوب و پسندیده بنیاد حکمت صدرا طی سالهای اخیر این است که حکمت متعالیه را از شکل مباحث صرفا انتزاعی خارج کرده و آن را با مباحث و مسائل ملموس و انضمامی زندگی پیوند داده است. آیا قصد دارید همین طرح را برای دیگر حکمای مسلمان هم به اجرا درآورید؟ چگونه؟
بنیاد حکمت اسلامی صدرا طرحهای متعدد و گستردهای دارد که نبود امکانات و بودجه مانع تحقق بخشی از آن شده است. برنامه این بنیاد آن است که حکمت را که در اصل برای بهسازی زندگی بشری و تکامل روحی او بهوجود آمده، پا بپای زندگی مردم و در کنار نیازهای واقعی آنها پیش ببرد و فرقی نمیکند که از ملاصدرا باشد یا حکمای دیگر.
متأسفانه تأثیر فرهنگ مادیگرایانه غربی در فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی به اینصورت تجلی کرده که امور مادی و محسوس مانند اقتصاد و بهداشت جهانی و حتی فناوری را مؤثر و ضروری در زندگی افراد میدانند و تفکر و عقلانیتی را که در فلسفه هست و روش زندگی و بهداشت روانی که در حکمت جای دارد، جدی نمیگیرند و برای زندگی میدانند و حال آنکه وقتی درون افراد جامعه از حکمت و عقلانیت خالی باشد، رشد نهادهای دیگر نه فقط سودمند نیست که حتی مضر است و بهقول مثنوی، سرگنگبین سبب فزونی سودا و مرض میشود.
از همه نهادهایی که دلسوز جامعهاند و برای بهبود مشکلات روانی و مادی افراد میکوشند، دعوت میکنیم راه درست رسیدن به اهداف خود را در نشر و توسعه حکمت و معرفت فلسفی بیابند و تشخیص دهند و به ما در پیشبرد اهداف مشترکمان کمک کنند.
برای همایشهای سالهای آینده چه موضوعاتی را در دستور کار دارید؟
انتخاب موضوع برای همایشها در این بنیاد به وسیله شورای علمی و اعضای بنیاد و شور و مشورت کافی انجام میشود و برای سال آینده هنوز موضوعی پیشبینی نشده ولی وظیفه خود میداند که حکمت را که برای تربیت فرد و بهسازی جامعه است، به میان جامعه بیاورد و با زندگی مردم پیوند دهد و در این راه، از خداوند متعال همت و مدد و از نهادهای دولتی همکاری میطلبد.
حسین شقاقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم