به انگیزه 28 اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم خیام نیشابوری‌

شاعر رازآلود

امروز را روز بزرگداشت حکیم عمر خیام ریاضیدان، منجم، فیلسوف و شاعر به نام ایرانی نام نهاده‌اند. در این روز احتمالا سخنرانی‌های فراوانی در اهمیت و بزرگی مقام علمی و ادبی این نابغه ایرانی در سراسر کشور برگزار خواهد شد و خیام‌شناسان بزرگ ایران و جهان به یاد این شاعر و متفکر خواهند افتاد. در این نوشتار با اشاره به ابهامات بزرگی که در زندگی این شخصیت جهانی ایران زمین وجود دارد بر اهمیت تمرکز پژوهش‌ها در زمینه بازشناسی زندگی و آثار این بزرگمرد تاکید می‌شود.
کد خبر: ۱۷۵۹۰۳

روزی که اسکات فیتزجرالد به توصیه دوستش نسخه‌ای از کتاب رباعیات شاعر ایرانی، حکیم عمر خیام نیشابوری را به دست گرفت تا آنها را به زبان مادری‌اش بازگرداند، فکر نمی‌کرد ترجمه آثار شاعری که در قرن یازدهم میلادی می‌زیست ارکان ادبیات جهان را به لرزه در آورد و ناگهان جهان ادبیات با تمام احترام در برابر بزرگمردی از سرزمین پارسیان بایستد.

فیتزجرالد در ترجمه آثار خیام خود را به ترجمه لفظ به لفظ محدود نکرد، بلکه همه ذوق ادبی خود را در بازآفرینی فضای رباعیات به کار گرفت. چند سالی از ترجمه او نگذشته بود که اندک‌اندک اروپا به گنجینه شعر خیام پی برد و پس از آن خیام سرایی به شیوه‌ای ادبی و رایج در تمام اروپا تبدیل  شد و ترجمه‌های پی در پی شعرها به زبان‌های مختلف جهان باعث شد که شهرت خیام و مترجم رباعیات او از روسیه تا امریکا گسترش یابد و حتی شاعران عرب تحت تاثیر توجه اروپاییان به راز شعر خیام پی‌ببرند. خیام و نیشابور از آن تاریخ به نمادی از نوعی تفکر تبدیل شد و در ادبیات جهان راه یافت.

شاید بسیاری از کسانی که تحت تاثیر کلمات و مفاهیم شعری خیام بودند، نمی‌دانستند او پیش از آن‌که یک چهره ادبی باشد، شخصیتی علمی و فلسفی دارد. نمی‌دانستند او همان کسی است که  نظریه‌ای درباره نسبت‌ها هم عرض با نظریه اقلیدس را ابداع کرده است و نظریه هندسی معادلات درجه سوم او ثابت کرد که معادله درجه سوم ممکن است دارای بیش از یک جواب باشد یا این که اصلا جوابی نداشته باشد. نمی‌دانستند که او نخستین کسی بود که گفت معادله درجه سوم را نمی‌توان عموما با تبدیل به معادله‌های درجه دوم حل کرد، اما می‌توان با به کار بردن مقاطع مخروطی به حل آن دست یافت و البته نمی‌دانستند که  مثلث حسابی پاسکال و دو جمله‌ای نیوتن را نخستین‌بار خیام به جهان ریاضیات تقدیم کرد و صد البته درخصوص تقویم جلالی و شاهکار نجوم ایرانی نیز چیزی نشنیده بودند و دیدگاه‌های فلسفی او را که تالی ابن سینا خوانده می‌شد نخوانده بودند. منتها همه اینها مهم نبود، آنها به بخشی از عظمت وجودی خیام که در قالب ایرانی رباعی به جهان اندیشه راه یافته بود دست یافته بودند و برای دنیا همین کافی بود که شاعری را بیابد که سرنوشت بشر را با چنین ایجازی بیان کند:

آمد شدن تو اندرین عالم چیست؟

آمد مگسی پدید و ناپیداشد!

راز شاعری یک حکیم‌

خیام به شکلی عجیب و گاه  آزاردهنده رازناک است. شاید بخشی از ابهامی که همه ما درباره زندگی و آثار او داریم خودخواسته باشد. شاید او چهره واقعی خویش را در سطور ناخوانده تاریخ به دست خویش محو کرده باشد تا آیندگان با شاعری روبه‌رو باشند که نه تنها آثارش  بلکه حتی تاریخچه زندگی‌اش در پشت ابری از راز و تردید وشک مخفی است.

اگر به سیاست نامه خواجه نظام‌الملک بنگریم، بخشی از این فضای حذفی و خطرناک بر ما آشکار می‌شود؛ آنجا که خواجه نظام همه معتقدان به مذهبی خلاف مذهب خود را بشدت می‌کوبد و همه را منحرف از راه حق و ملعون می‌داند و البته باید به خاطر داشته باشید خواجه نظام بر مسند سیاست و حکومت تکیه داشت و دست به گردن زدن نوکرانش هم حرف نداشت.

در این دوران فضای سیاسی کشور نیز به دلیل درگیری‌های پی‌درپی نظام‌های سیاسی در ایران و ظهور و رشد باطنیان و فضای سیاسی جهان اسلام به دلیل جنگ‌های صلیبی آشفته بود و دانشمندانی چون ابن سینا و ابوریحان بیرونی در اواخر عمر آینه‌ای از محنت و رنج دانشمندان ایرانی در آن فضای نامساعد بودند.

باید بپذیریم که آنچه از خیام می‌دانیم در برابر آنچه نمی‌دانیم بسیار اندک است و با این همه مجبوریم در برابر بزرگی شخصیت علمی و هنری او تعظیم کنیم.

نخستین پرسش از اینجا آغاز می‌شود که آیا اصلا خیام شاعر بوده است؟ حقیقت این است که معاصران او هیچ اشاره‌ای به شاعری‌اش نکرده‌اند؛ نه نظامی عروضی در 4 مقاله شیرینش و نه ابوالحسن بیهقی که او را الدستور الفیلسوف حجت الحق الخیام نامیده است.

نخستین اقوال درباره شاعری او نیم قرن پس از مرگش در بیان عمادالدین کاتب اصفهانی و نیم قرن پس از ان در مرصادالعباد نجم‌الدین رازی ذکر شده است. زنده‌یاد استاد سیدمحمد محیط طباطبایی نخستین کسی است که دلیرانه در عرصه خیام‌پژوهی وارد شد و همه نقل‌قول‌های رایج را به چالش گرفت و گفت که خیام شاعر و ریاضیدان دو نفر بوده‌اند و آنچه از شعر خیام به دست ما رسیده است از آن علی خیام است. آیا این ایده استاد قرین حقیقت است؟ ما نمی‌دانیم! چنانچه برخی می‌گویند آنچه از اشعار علی خیام در معجم الالقاب به دست ما رسیده است ارزش ادبی چندانی ندارد و البته رباعی نیز نیست.

از سوی دیگر حتی اگر انتساب رباعیات را به خیام بپذیریم، باز هم مشکل رباعیات جعلی و حقیقی بر سر جای خود است. این مشکل در تمام تاریخ ادبیات ما جاری بوده است که به محض شهرت ادبی یا عرفانی شخصی مجموعه‌ای از آثار تقلیدی به نام او در نسخه‌های الحاقی راه می‌یافته است که تنقیح آنها یکی از مهم‌ترین وظایف دانشکده‌های ادبیات است. استاد جلال‌الدین همایی در تصحیح رباعیات طربخانه به همین نکته به صورت مفصل و علمی اشاره کرده و نشان داده است بسیاری از رباعیاتی که به نام خیام به نسخه‌ها راه پیدا کرده و زبان تندتری نیز دارد الحاقی است. نسخه‌شناسان و مصححان با بررسی آثار قابل اعتمادی که در آنها شعری از خیام آمده است (و اغلب مربوط به قرن نهم به بعد است) به شماره 57‌رباعی صحیح الانتساب دست یافته‌اند که صدالبته دانستن صحت صددرصد آنها هم کاری محال است. اینچنین است که رویکردهای متن‌محور در تفسیر و توضیح شعر خیام چندان به کار نمی‌آید.

خیام  اگر بپذیریم شاعر بوده است و باز اگر بپذیریم رباعیات موجود همگی از اوست  در شعر شاعری تکرو و خط شکن بوده است؛ و شاید علتش این است که شاعری برایش کاری جنبی و تفننی بوده است نه دغدغه‌ای همیشگی. قالب رباعی برای بسیاری از شاعران تنها مجالی برای طبع آزمایی محسوب شده است؛ اما او این قالب را که انعطاف موسیقایی بالا و قدرت ایجاز شدیدی دارد برای بازگویی اندیشه‌هایش انتخاب کرده است و بیگمان حیات همیشگی قالب رباعی مدیون هنروری خیام است.

از سوی دیگر شیوه سرودن او با شیوه‌های مالوف ادبی روزگار کاملا متمایز است. او برخلاف بسیاری از معاصرانش زبانی پیچیده و سخت یاب ندارد. زبان در راحت‌ترین شکل ممکن استفاده شده است و آنچه شعر را ماندگار می‌کند، برجستگی عنصر تفکر است.

بسیاری معتقدند خیام گاهی با یک رباعی کاری کرده است که خود با یک رساله فلسفی درصدد انجام آن بوده است؛ اما باز اینجا نیز پرسشی مطرح می‌شود که آیا نسبتی میان تفکر جبرگرایانه رباعیات با تفکر یک فیلسوف مشایی مسلمان می‌توان برقرار کرد؟ پرسشی که بسیاری از محققان به آن پاسخ‌هایی داده‌اند، اما همچنان جای بحث دارد.

ضرورت تفکر انتقادی‌

نگارنده حدود 10 سال پیش در کنگره بین‌المللی بزرگداشت خیام در نیشابور به یاد دارد که تنها سخنرانی که جسارت کرد و با تفکری انتقادی به خیام نزدیک شد، زنده‌یاد استاد احمد بیرشک بود که گفت تقویم جلالی در ایران باستان مورد استفاده بوده است و خیام آن را در بهترین صورت بازپیرایی و به نام خود کرده است.

نکته مهم و مغفول در خیام‌شناسی امروز ما همین نکته است که باید او را دوباره بشناسیم، اما نه آنچنان که دلمان می‌خواهد بلکه آنچنان که بوده است.

بسیاری از کسانی که به آثار خیام نزدیک شده‌اند به دنبال اثبات یک فرضیه پیشینی بوده‌اند. صادق هدایت کوشیده است از دل رباعیات خیام یک صادق هدایت قرن پنجمی بیرون بکشد و دیگرانی نیز از موضع اثبات مسلمانی خیام شعر او را تحلیل کرده‌اند.

باید پذیرفت خیام هنرمند و اندیشمندی بزرگ بوده است که البته از نارسایی‌های وجود آدمیزاد نیز خالی نبوده پس برای شناخت او نیاز به یک پروژه چندوجهی بزرگ است. در این فرآیند شاعران، ادیبان، نسخه‌شناسان، فیلسوفان، زبان‌شناسان، ریاضیدانان و منجمان باید مشارکتی توامان داشته باشند و با بازخوانی و تحلیل علمی و بدون پیشداوری آثار باقیمانده یا نوشته‌های مربوط به او، به تصویری واقعی از یکی از بزرگان تاریخ و فرهنگ این سرزمین دست یابند.

او خود سروده است:

گر من ز می ‌مغانه مستم هستم‌

گر کافر و گبر و بت‌پرستم هستم‌

هر طایفه‌ای به من گمانی دارد

من زان خودم چنان که هستم هستم.

آرش شفاعی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها