علیرضا قزوه‌

نگاهی گذرا به غزل جوان‌

حوزه هنری استان تهران بتازگی مجموعه‌ای از غزل‌های شاعران جوان کشورمان را به صورت منسجم در قالب دفتری مستقل با عنوان «از نو غزل» گردآوری کرده است قالبی که در روزگار ما دستخوش تحولات فراوانی بوده است. علیرضا قزوه شاعر کشورمان با توجه به این غزل‌ها یادداشتی نوشته و در آن به نکات ارزشمندی در رابطه با شعر جوان اشاره کرده است که در ادامه آن را می‌خوانید.
کد خبر: ۱۷۵۵۴۶

شعر جوان اگر تنها و تنها یک خصیصه داشته باشد، همان تپش و پویایی و تحرکی است که در آن موج می‌زند. شعر جوان، شعر خطر کردن نیز هست. دیده‌اید که در کشتی، گاه کشتی‌گیری که 7 بر صفر بازنده شده است، چه تحرکی دارد و چگونه خود را به آب و آتش می‌زند، اما کسی که کشتی را یک بر صفر برده است، چقدر محتاط است، ریسک نمی‌کند، خود را به خطر نمی‌اندازد و منطق به او اجازه به آب و آتش زدن را نمی‌دهد. این تمثیل با شعر و شاعران جوان، بیگانه نیست. آنها چیزی به دست نیاورده‌اند که از دست بدهند. در ابتدای جاده شاعری‌اند و باید خود را اثبات کنند. هنوز شور و شیطنت نوجوانی را با خود دارند. اهل جست و خیزند و این جست و خیز در زبان و اندیشه‌شان نیز جاری و ساری است. نه فکر آب و نان کودکان‌اند و نه در اندیشه اجاره خانه و اقساط. از این روست که به گمان من دوران جوانی، زیباترین لحظات هر شاعری می‌تواند باشد. کاش تمام آنچه یک شاعر جوان به عنوان سیاه‌مشق می‌نویسد، با خود داشته باشد تا در روزگار میانسالی و کهولت، به این عکس‌های جوانی اندیشه خود بنگرد و از آن شور و طراوت، حظی وافر برد.

از سویی چه بسیارند شاعرانی که در جوانی خود را به ثبت رساندند. در ادبیات همین چند دهه اخیر ایران، فروغ‌ فرخزاد و سلمان هراتی، شاهد این ادعایند که در جوانی می‌توان به پختگی رسید و کاری کرد کارستان.

در گذشته دور نیز شاعرانی که جوان رفتند یا در جوانی خود را به ثبت رساندند و کاری بزرگ کردند، کم نیستند. آورده‌اند که فخر‌‌الدین عراقی، هنوز در سنین نوجوانی بود که حافظ کل قرآن بود و مریدان بسیار داشت. نظامی گنجوی هنوز در سنین بیست و چند سالگی بود که سرودن خمسه را آغاز کرد. اینها همه زنگ خطر و هشدار است برای شاعران جوانی که پا به سن سی و  چند سالگی می‌گذارند و هنوز با خود کنار نیامده‌اند که از کدامین راه بروند و چگونه. گاه روی دست راه می‌روند و گاه روی پا، گاه می‌نشینند به خاک بازی و بازی‌‌های زبانی، بی‌آن‌که بدانند روزگار،‌ روزگار پاک‌بازی است، ‌نه خاک‌بازی. من شعرهای شاعران این دفتر را خواندم،‌ همه را، برخی را می‌شناسم و اندکی را هنوز زیارت نکرده‌ام. اما در نهایت  می‌توان به این خلاصه رسید که غزل جوان امروز برخلاف جریان‌های مسموم و فرعی و بازی‌های ناشیانه زبانی برخی از شاعران از راه رسیده، جریان با اصالت و پرتکاپویی را نیز به شعر امروز ایران معرفی کرده است.

جریانی که نوآور است. نو می‌اندیشد و حرف تازه‌ای دارد و این جریان نه تنها در شعر امروز ایران، که در شعر امروز افغانستان نیز بسیار با جدیت و پشتوانه و تلاش خود را معرفی کرده است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها