در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دنیای امروز دنیای پیچیدهای شده است. امروز حتی نفس کشیدنهای ما هم نام و نشان دارد. قدیم ترها وقتی کسی از خانه اش بیرون میرفت، مهم نبود برای چه کاری شهر و کاشانهاش را ترک کرده است، صاف و ساده میگفتند: فلانی رفته مسافرت. اما امروز سفرها نیز عنوانهای جدیدی دارند. شما ممکن است صرفا یک مسافر باشید و یا با تعریفی پیچیدهتر یک گردشگر. در ادبیات، گردشگری به فعالیتی اطلاق میشود که فرد با اهدافی غیر از کسب درآمد، محل معمول و متداول زندگی خود را ترک میکند و برای مدتی کمتر از یک سال به یک مقصد جدید میرود.
این تعریفی است که دکتر محمود ضیایی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه، از گردشگری ارائه و اضافه میکند: نکتهای که در این تعریف نهفته، این است که هدف و انگیزه فرد کسب درآمد نیست و معمولا هدفهای متفاوتی را در نظر دارد؛ از جمله دیدار دوستان و آشنایان و خویشان، تفریح و استراحت، بازدید از جاذبههای تفریحی و تاریخی، شرکت در یک رویداد یا نمایشگاه، اهداف ورزشی و کاری و بسیاری اهداف متنوع دیگر. با توجه به این تعریف رانندگان وسایل نقلیه، خدمه هواپیما و کشتی، پیلهوران مرزی، دیپلماتها و افرادی از این قبیل را نمیتوان گردشگر نامید.
بنابراین، آنچه میتواند شما را در جرگه گردشگران قرار دهد هدف و انگیزهای است که از مسافرت خود دارید. اما زمان و مسافت طی شده نیز از نکاتی است که باید در نظر گرفته شود. شما در صورتی به مقام گردشگر مفتخر خواهید شد که بیشتر از 24 ساعت و به فاصلهای بیش از 80 کیلومتر مسافرت کنید.
خودتان را دست کم نگیرید
اما کار فقط به اینجا ختم نمیشود. پس از این که به جمع گردشگران پیوستید، هدف خود را از گردشگری مشخص کنید. آیا صرفا قصد دارید برای تفریح و سرگرمی چند روزی را در سواحل دریاها و کناره جنگلها بگذرانید؟ اگر چنین است شما را گردشگر تفریحی مینامند. شاید بار سفر بستهاید تا راهی اعماق جنگلها شوید، درون غارهای طبیعی، که تعدادشان در کشور ما کم نیست را کند و کاو کنید و مدتی به گشت و گذار و تماشای طبیعت وحش زیبای این سرزمین بپردازید. در این صورت در گروه طبیعت گردها قرار میگیرید. اگر خدای ناخواسته برای درمان بیماری خود از مراجعه به پزشکان متخصص خسته شده و تصمیم گرفتهاید از امکانات طبیعی برای درمان بهره بگیرید و به همین دلیل راهی چشمههای آب معدنی شدهاید و یا برای طی دوران نقاهت خود منطقهای خوش آب و هوا را برای مدتی اقامت در نظر گرفتهاید، شما را گردشگر درمانی مینامند. شاید هم آن طور که ضیایی میگوید، به دنبال شناخت هستید. شناخت خویشتن، هویت، جامعه، فرهنگ و در مقیاس بزرگتر شناخت فرهنگ و تمدن بشری. در این صورت است که به جاذبههای باستانی و تاریخی رو میآورید. اگر چنین است شما را گردشگر فرهنگی مینامند.
اگر هم قصد دارید در محیطی معنوی به راز و نیاز با خالق یکتا بپردازید و یا برای ادای حاجتی به معصومی متوسل شوید، در گروه گردشگران مذهبی قرار میگیرید.
به همین ترتیب، میتوانید گردشگر آموزشی، ورزشی، تجاری و غیره باشید. به طور کلی ویژگیهای روانشناختی گردشگر، ملیت او، کلاس اجتماعی، پایگاه اقتصادی، قدرت خرید، اطلاعات، سن، جنس و باورهای مذهبی اولویتها و انگیزههای سفر را تعیین میکنند.
سیری در آفاق و انفس
روحیه و ویژگیهای روانشناختی شما در انتخاب نوع سفر نقش مهمی دارد. ضیایی گردشگران را از این زاویه در 2 گروه گردشگران محافظه کار و گردشگران کنجکاو و ماجراجو قرار میدهد.
شما چگونه به مسافرت میروید؟ آیا باید از پیش همه چیز روشن باشد؟ این که به کجا میروید، محل اقامتتان کجاست، وضعیت خورد و خوراک چگونه است و اگر کمی ابهام در پاسخ هر یک از این پرسشها داشته باشید، از مسافرت شانه خالی میکنید؟ افراد محافظهکار این گونه عمل میکنند. آنها بیشتر درون گرا و به دنبال تجربههای آشنا و تعریف شده هستند و ریسکپذیری کمتری دارند. آنان از خطرپذیری میترسند و چنان چه اندکی جابهجایی در برنامههایشان ایجاد شود با بدخلقی مسافرت را برای خود و اطرافیان تلخ میکنند. آنان تنها به دنبال راحتی و آسایش هستند. در این نوع گردشگری کمتر به اصالت مقصد توجه میشود. آداب و رسوم، فرهنگ و نحوه زندگی جامعه میزبان چندان برای چنین گردشگرانی مهم نیست. آنچه آنان میخواهند این است که چند روز از هیاهوی روزمره زندگی دور باشند و استراحتی بکنند.
اما گروهی از گردشگران سفرهای پرماجرا را ترجیح میدهند. آنها دوست دارند به مکانهای ناشناخته سفر کنند، مردم، آداب و رسوم و فرهنگهای جدید را بشناسند و تجربه کنند. چنین گردشگرانی چندان از یکنواختی لذت نمیبرند. وسیله مسافرت آنها بیشتر یک کوله پشتی و چادر و اندک وسایل ضروری است. گردشگرانی از این دست در پی شناخت جوامع و فرهنگهای دیگر و تعامل با جامعه میزبان، طبیعت شناسی و نهایتا خداشناسی و خود شناسی هستند. هدف آنها شناخت جامعه میزبان است، بنابراین در حفظ و نگهداری میراثهای تاریخی و فرهنگی آنها میکوشند. یعنی به آنها احترام میگذارند و تخریب نمیکنند. شنیدهاید که افرادی مثل سعدی، سیر آفاق و انفس میکردهاند؟ سفر آنها از همین دست بوده است.
در کشور ما سفرهایی به این شکل رواج کمتری دارد؛ اگرچه هزینههای آن بسیار پایینتر از سفرهای کلاسیک و معمولی است. اما اگر اهل ماجراجویی باشید، البته با کمی احتیاط، قطعا حوادث موجود در چنین مسافرتهایی میتوانندخاطراتیفراموشنشدنی برای شما به جای بگذارند.
این دو گروه گردشگران در واقع دو سر طیف و دو بینهایت هستند. گروههای بسیاری از مردم جایی در بینابین این دو سر قرار دارند، نهچندان ماجراجو و بیحساب و کتاب و نه بیش از اندازه محتاط و قالب بندی شده.
در هر کجای این تقسیم بندیها که باشید، میزان رضایتمندی از سفر میتواند در برنامهریزی برای سفرهای بعدی موثر باشد و شما را تشویق کند که برای سفرهای بعدی حتی با حداقل امکانات برنامهریزی کنید. اما این رضایتمندی تا حدی به شرایط روحی خودتان و اوضاع و احوال محیطی مقصدتان وابسته است. برای مثال اگر قصد دارید چند روزی را در ساحلی تمیز، به دور از هیاهو و شلوغی بگذرانید، با مشاهده سرو صدا و ازدحام، زبالههای رها شده در کنار ساحل و نابسامانیهای ناشی از رعایت نکردن قانون و حقوق اجتماعی نه تنها به آرامش مورد نظر خود دست نخواهید یافت، بلکه احتمالا با روحیهای آشفتهتر ساحل را ترک میکنید و عطایش را به لقایش میبخشید.
و یا اگر برای بازدید از آثار تاریخی و به دست آوردن پیشینهای از آن مسافرت کرده باشید، چنانچه راهنمای محلی تنها به معرفی محل اکتفا کند و شما را با تاریخ و پیشینه محل آشنا سازد و موقعیت زمانی و مکانی را که بنا در آن ساخته شده است، تعبیر و تفسیر نکند، بهره شما از سفر تنها مشاهده ستونها و خشت و گلهایی است که احتمالا چندی بعد خاطره آن از ذهن پاک خواهد شد. برای مثال، اگر راهنمای گردشگر نتواند شما را به فضا و زمانی ببرد که بنایی مانند تخت جمشید با امکانات موجود و بدون وسایل و تجهیزات امروزی ساخته شد، بهره چندانی از گردشگری فرهنگی خود به دست نیاوردهاید.
ایجاد این رضایتمندی تا اندازهای به خود شما به عنوان گردشگر بستگی دارد. این شمایید که سعی کنید باید از سفر لذت ببرید و این شمایید که باید در مراقبت از فضایی که از آن استفاده میکنید بکوشید. اما این تنها یک سر ماجراست. ایجاد زیرساختهای لازم برای توسعه گردشگری در شکلهای مختلف، تربیت راهنمایان مهارت دیده و آشنا به سوابق مکانهای مورد بازدید از عهده من و شما خارج است.
معرفی گروههای مختلف گردشگر بهانهای بود برای اشارهای دوباره به گوشهای از ظرفیتهای موجود برای توسعه صنعت گردشگری. موضوعی که سالهاست رنگ و بویی جدیتر به خود گرفته و به عنوان مسالهای ملی بخشهایی از فضای رسانههای دیداری و شنیداری و مطبوعات ما را به خود اختصاص داده است؛ اما با گذشت سالها هنوز هیچکدام از طرحهای مطرح شده به بار ننشسته و به بازدهی نرسیده است. طرحهایی که به گفته مسوولان میتواند با رشد فرهنگ گردشگری بخش عظیمی از مشکلات اشتغال را برطرف کند و موجبات شکوفایی و رونق اقتصادی را فراهم آورد.
سعیده کافی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: