در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
و گرنه پنجه میافکند شبها سوی ماه، آهو
اگر آهو نصیبی دارد از هو، این از آنجا نیست-
که حتما میرود گاهی به سوی خانقاه، آهو
چنان که گاو در دوران سابق گاو بود آری-
به آهو نیز میگفتند در دوران شاه، آهو
ولی امروز از بس دود و دم در شهر تهران هست
که گاهی میشود از دور با بز اشتباه، آهو
اگر بینی که نا بینا همان آهوست، ساکت باش!
و گرنه میرود از هول میافتد به چاه، آهو
تمام آهوان را آدمی یکروز خواهد خورد
ولی هرگز نخواهد خورد چیزی جز گیاه، آهو
نمیداند هزار افسوس! یک صیاد آدم نیست
و میافتد به دامش با همین یک اشتباه، آهو
اگر شد میگذارد بر سر آهو، کلاه، آدم
ولی کی میگذارد بر سر آدم کلاه، آهو؟!
کره از آب حاصل کردن از اطوار آدمهاست
کجا مانند آدمهاست آب زیره کاه، آهو؟!
به نام زنگی و رومی اسیر رنگ شد آدم
رها در دشتها اما، سپید آهو، سیاه، آهو
دلم میسوزد از این قدر سرگردانیات در دشت
چرا مانند مردم نیستی غرق رفاه، آهو؟!
من این افسانه را از خود درآوردم، در این مورد
مقصر بندهام، یعنی که باشد بیگناه، آهو
شب مرگش شبیه قو همان قویی که زیبا مرد
خودش را میرساند بر لب یک پرتگاه، آهو
از آن بالا نگاهی میکند با ترس پایین را
و پایش میخورد لیزو تو میبینی که، آه... آهو
ولی آواز مرگی را نمیخواند کسی امروز
از آن بالا بیفتد بر زمین گر یک سپاه، آهو
من از تصدیع شعرم قبل از آهو عذر میخواهم
به امیدی که باشد بعد از اینها عذر خواه، آهو
به بیت مقطع آمد شعر و دیگر قافیه تنگ است
که دارد میکند این بیت را هم افتضاح، آهو2
اگر آهو بداند گریه ما را درآورده است
به ریش شاعران شاید بخندد قاه قاه آهو!
پانوشتها:
1- این هم یک شعر از ناصر فیض که اولینهایش را در صفحه 6 میخوانید. چون مصاحبه بلند بود این شعر به صفحه 2 نقل مکان کرد تا بیشتر از این از مصاحبه فیض حذف نکنیم.
2 - تغییر قافیه از حالت دیداری به شنیداری عمدی بوده و اشتباها آن را اشتباه شاعر ندانید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: