آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
مرد خندید. نوزاد را در آغوش گرفت و به دو النگویی که توی دستش بود اشاره کرد.
«بزرگه مال خانومه. کوچیکه مال دخترمه...»
پرستار به مرد و برانکاردی که از جلوی آنها رد میشد نگاه کرد.
«متاسفیم آقا. همسرتون...»
مرد ملافه را از روی صورت زن کنار زد.
«سلام خانومی!»
دست زن را که از زیر ملافه سفید بیرون بود گرفت. النگوها را نشان داد. دست سرد و بیروح بود. النگوها پرت شد زمین. صدای گریه مرد در صدای گریه نوزاد گم شد.
محبوبه معراجیپور
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....