در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آدم با «تجربه» ... موهایش را زیر «برف سفید» نکرده!
تربیت فرزندان، «به زور» نمیشود،« به روز» باید شد.
معتدل، یعنی بالانس بین حفظ و حذف درگزینهها.
کافی است... «بهتر بشنوی» تا «بهتر بشوی».
با «سرعت» و «دقت» میتوان به هر چیز رسید.
اوقات «تلف شده» را «تلافی» میباید.
«شکست»، فرصت رشد است مانند
«شکسته» شدن تخممرغ و تولد جوجه!
«چند روز» از عمرمان را «زندگی کردهایم»!؟
تا خود «موافقت» نکنیم «موفقیت» به سراغمان نمیآید.
فرصتهایی که «پیشپا، افتاده» ... لزوما «پیش
پا افتاده» نیست.
«شکسته شدن»، از ترس ... «شکست خوردن» است.
وقتی نفرت را «میکشد» یعنی «میکوشد»، تا آسودهتر باشد.
«شور و شوق» رمز زندگی و مرز آن، اینکه «شورشو» درنیاری!
کوچکی خود را «باورکن» تا بزرگی «بارور شود».
چون در به در دنبال «مقصرم» ... «موثر» نیستم.
اگر «بدی» وجود دارد، آن را به روز «بعد» نکشانیم.
«سحر خیز»... پس از زمین خوردن، «سهل خیز» است.
تا «دست به کار» نشد... «کار دستی» نداشت.
«هزینهها»... نتیجه انتخاب «گزینهها».
برای «تداوم یک رابطه» کافی است «حدشناس» باشیم.
با «بزرگی فروختن»، «مشتریهای خود» را، از دست میدهی.
«زمین خوردی»... «زمینگیر» نشوی.
خوشید... با «استعداد درخشانی» که داشت در «صدر قرار» گرفت!
«چوب دستی»... فقط برای، ساخت «کاردستی» است!
«بد و بیراهه» را... «انتخاب نکنیم»!
راستی «چه شد»... «که نشد»؟
«روزهای بد» خود را، به خواب میزد... شبها، خواب «روزهای بعد» را میدید!
کسی که «انتظار» میکشد... «اضطراب» را هم به دنبال خود میکشد!
برای «بازبینی خویش»... لازم است به خود «ایست بازرسی» دهیم!
«مهارت»... «مهار نشدن» در شرایط و مشکلات است.
کودکان با برخورد خشونت «میشنوند»... با برخورد خوشایند «میشکفند».
با «فحاشی» به دیگران، خود را «معرفی» نکنیم!
در بازی زندگی... اگر «حفظ توپ» نکنی، از «شرایط گل» میخوری!
«نق زدن» ... «نعل وارونه زدن» است!
تا چه حد «جرات» «جبران» اشتباهاتمان را داریم؟
هر «عقب افتادنی» ... «عقب افتاده بودن» نیست.
برای این که راحتتر بار مشکلات را «بکشم» ... آن را روی بوم نقاشی «میکشم»!
اگر «گریبان گرانی» گرفته شود «گرانی گریبانگیر» نمیشود!
کسی که «کودکانه تصمیم» میگیرد ... «کورکورانه تسلیم» میشود!
تا سیم «برق را نگرفت» ... «برق او را نگرفت»!
تا مشکل «شکافته نشد» ... «شناخته نشد».
گاهی «خانه» ... با «زورخانه» اشتباه گرفته میشود!
«احتیاج مبرم» به «نوسازی در خود» دارم.
«ببار» ... تا «ابری نباشی».
«در خم» مشکلات ... فن «زیر دوخم» یادت نره!
وقتی «قادر به کاری» نیست ... وقتش «قابلی ندارد»!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: