نکته مهم در این نمایشگاه، استقبال از آثار ادبی بود که در زمان برگزاری در گزارشی به آن پرداختیم. این استقبال نشانگر آن بود که ادبیات همچنان کانون توجه و علاقه مردم بویژه نسل جوان است. جای این پرسش هست که چرا این توجه و علاقهمندی در تمام ایام سال به ادبیات معاصر مبذول نمیشود؟ آیا مردم تنها در یک دوره زمانی خاص به شعر، داستان و نقد ادبی علاقهمند میشوند؟ قطعا نه! پس باید مشکل را در جایی دیگر جست.
به باور نگارنده، بخشی از این مشکل به ناشران و بخشی به وزارت ارشاد برمیگردد. باید پذیرفت ناشران ما در بسیاری از موارد هنوز به روابط مدرن بازار نشر و ضرورتهای دوران دیجیتالی و شیوههای مدرن تبلیغ و پخش کتاب عادت نکردهاند.
یکی از مهمترین مشکلات در عرضه کتابهای ادبی، نبود اطلاعات کافی از اثر نزد مخاطبان است و هنوز هم بسیاری از ناشران فکر میکنند تبلیغ جدی و فراگیر کتابی که منتشر کردهاند به شأن آنان ضربه میزند، در صورتیکه رسیدن اطلاعات بموقع و درست درخصوص آثار منتشره به سود ناشران و نویسندگان است. از سوی دیگر، جوایز ادبی، مقالات رسانهای و ایجاد زمینههای بحث و گفتگو برای ایجاد فضای هماندیشی و گفتگوی جمعی درباره آثار ادبی نیز میتواند در توجه دادن مردم به این حوزه تاثیرگذار باشد.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز میتواند با اجرای طرحهای عملی برای شکستن بنبستهای نشر و ارائه راهکارهایی برای صدور سریعتر مجوز آثار ادبی با همفکری و مشارکت نویسندگان و شاعران به این روند کمک کند.
به هر حال باید از اقبال مردم به ادبیات معاصر به عنوان فرصتی خجسته برای شکستن بنبست پیش رو و گرمتر شدن بازار شعر و داستان و ادبیات خلاق استفاده کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم