پاسخ به‌ گزارش «جام‌جم»

تاجیک‌ها خط‌فارسی را خط نیاکان می‌نامند

نوشتن اشاره بر این یادداشت زیبا که لهجه خوش‌آوای تاجیکی از آن به گوش می‌رسد، پسندیده نیست. گروه فرهنگ و هنر فقط برای سپاسگزاری از یک همزبان تاجیک این چند سطر را ضروری می‌داند. به ‌هر حال در ابتدای یادداشت عبدالرحمن نیازی به پیشینه‌ای که باعث نگارش مطلب شده، اشاره می‌شود. کاملا بجا و نیکوست که این مراودات ادامه یابد تا موجب همدلی و نزدیکی برادران همزبان شود.
کد خبر: ۱۷۴۵۵۲

چندی پیش روزنامه جام‌جم در یکی از شماره‌های خود گزارشی تحلیلی در واکنش به اظهارات وزیر آموزش و پرورش تاجیکستان مبنی بر اظهار نظرش درخصوص الفبای فارسی با عنوان «تاجیک‌ها خط فارسی را عربی نامیدند» منتشر کرد. هدف اصلی این گزارش تحلیلی  که دفاع از هویت و خط فارسی به عنوان یکی از هویت‌های فارسی‌زبانان و ایرانیان و مردمان ایرانی‌الاصل است  واقعا یک الگو و آموزش برای تمام فارسی‌زبانان و از جمله تاجیکان  که خود را در کنار برادران فارسی‌زبان ایرانی و افغانی خود میراث‌دار فرهنگ و تمدن باافتخار ایرانی و فارسی‌زبانان می‌دانند، است  اما برخی از اظهارنظرهایی که «جام‌جم» در این گزارش تحلیلی مطرح کرده است تا حدی بحث‌برانگیز بوده و نیاز به توضیح بیشتری دارد تا برداشت نادرستی در میان برادران ایرانی نسبت به همزبانان و هم‌فرهنگان تاجیک خود به وجود نیاید.

«جام‌جم» در آغاز این گزارش با اشاره به این‌که عبدالجبار رحمان‌اف، وزیر آموزش و پرورش تاجیکستان بر باقی ماندن زبان تاجیکی به الفبای سریلیک و عدم ضرورت روی آوردن به خط عربی تاکید کرده است، نوشته است:
«ایران برای یادگیری خط عربی‌ کتاب‌هایی را برای مدارس تاجیکستان ارسال می‌کند که دانش‌آموزان براساس آنها زبان عربی را یاد می‌گیرند». روزنامه در ادامه، این اقدام وزیر آموزش و پرورش تاجیکستان را تکرار موضعگیری امام‌علی‌ رحمان، رئیس‌جمهور این کشور می‌داند که به نوشته «جام‌جم» چندی پیش اعلام کرده بود کشورش تا 10 سال آینده به خط عربی روی نخواهد آورد.

در اینجا توجه کردن به چند نکته ضروری به نظر می‌رسد، نخست: آیا وزیر آموزش و پرورش دقیقا با همین لحن و گفتار ابراز عقیده کرده است یا هنگام مخابره اخبار بویژه در ترجمه‌ها حساسیت موضوع صرف‌نظر شده و فقط در ترجمه به همین شیوه آمده است؟ دیگر این که در زمان شوروی سابق، سیاست هویت‌‌زدای ملل مسلمان آنچنان مانند برق پیش می‌رفت که برای رسیدن به اهداف، از تمام اصطلاحات درست و نادرست استفاده می‌کردند؛ بویژه در مساله الفبای فارسی. این الفبا را در تمام موارد با نام‌الفبای عربی‌یاد کردند، تا به این وسیله از یک سو مردم را از مطالعه آن به عنوان خط و زبان منبع کتب اسلامی‌که کمونیسم بشدت با آن مخالف بود، دور می‌کردند و از طرف دیگر، تاجیکان را از اصالت و هویت هزار ساله‌شان برحذرمی‌داشتند و تمام تلا‌ش براین بود که از زبان و الفبای فارسی اصلا چیزی گفته نشود یا به عنوان یک زبان و الفبای بیگانه معرفی گردد. اگر چنین نبود، پس چرا در دوران شوروی در برخی مدارس متوسط تاجیکستان، زبان فارسی به عنوان زبانی خارجی تدریس می‌شد؟ یا چرا در آن زمان، زبان دری و زبان فارسی ایرانی در دانشگاه‌های تاجیکستان به عنوان زبان جداگانه‌ تدریس و آموزش داده می‌شد و حتی براساس فرهنگ باقیمانده آن دوران، در حال حاضر نیز همین روند ادامه دارد. در حالی که روشن‌ است این سه زبان یک زبانند یا سه گویش یک زبان فارسی هستند. افزون بر این، براساس زبان‌شناسی دوران شوروی، خط و الفباهای دنیا را طوری تقسیم‌بندی می‌کردند که یکی از الفبا را اساس قرار می‌دادند و دیگر الفباهای شبیه آن را برآمده از همان خط و الفبا می‌دانستند؛ به عنوان مثال خط‌های سریلیک اساس (از جمله خط سریلیک تاجیکی)‌؛ لاتینی اساس (از جمله انگلیسی، آلمانی فرانسوی و...) و عربی اساس (از جمله خط فارسی)‌ و امثال این. برای همین هم اگر وزیر آموزش و پرورش از آن الفبای عربی یاد کرده است، بعید نیست.

اما اصل مساله اینجاست که آیا اظهار‌نظر یک وزیر آموزش و پرورش می‌تواند ابراز عقیده یک ملت تلقی شود؟ یا حتی اظهار‌نظر یک رئیس‌جمهور را می‌توان نظر مردم یک کشور دانست، بویژه آن هم در کشورهای تازه استقلال‌یافته آسیای مرکزی نظیر تاجیکستان که در بیشتر این کشورها روسای جمهوری و مقامات عالی حرف اول را می‌زنند و اظهار نظر و برداشت آنها با عقیده و نظر عمومی ملت در بسیاری از موارد متفاوت است.

پس اگر چنین است؛ روزنامه محترم «جام‌جم» که واقعا روزنامه‌ای محبوب داخل ایران و در میان تمام فارسی‌زبانان است، عنوان گزارش را نباید با تاجیک‌ها آغاز می‌کرد، زیرا تاجیک‌ها بخصوص پس از کسب استقلال همان‌طور که خود «جام‌جم» می‌نویسد: «از عطش مردم این کشور برای کسب دوباره هویت تاریخی خود در روی آوردن به خط فارسی جلوگیری شد، اما دولت تاجیکستان طی این سال‌ها همچنان در برابر این خواسته تاریخی مقاومت می‌کند.» در اینجا خود روزنامه محترم، اصل کلام را بیان کرده است و نیاز به شرح بیشتری وجود ندارد. فقط تاکید بر این نکته لازم است که این عطش همه روزه شدیدتر می‌شود و موضوع ضرورت روی آوردن به الفبای فارسی، به عنوان خط نیاکان و یکی از اصل‌های هویت ملی همواره در میان محافل سیاسی و کارشناسی، فرهنگی و روزنامه‌‌نگاران تاجیک و در مطبوعات و رسانه‌های خبری تاجیکستان مطرح است. تاجیک‌ها خط فارسی را خط نیاکان خود می‌گویند و بر این عقیده خود استوارند. اما نحوه گذشتن به الفبای نیاکان باید در این کشور مشخص گردد و این روند باید بتدریج صورت بگیرد. زیرا این اقدام اگرچه در ابتدای کار ساده به نظر می‌رسد، ولی در اصل، تحول سخت و دشواری است که هم اراده قوی می‌خواهد و هم به زمان زیاد نیازمند است، بویژه در کشوی چون تاجیکستان که در حال حاضر با مشکلات شدید اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کند. بر این اساس، شاید تاکید رئیس‌جمهور تاجیکستان بر این نکته که کشورش تا 10 سال دیگر به این روی نخواهد آورد، محض در چارچوب همین مشکلات اقتصادی کشور قابل ارزیابی است. زیرا همگان واقفند ازبکستان، نخستین کشوری در منطقه آسیای مرکزی بود که اقدام به برگشتن از الفبای سریلیک به لاتین کرد، اما همان‌طور که معلوم است؛ این اقدام ازبکستان تاکنون در سطح میانه مانده است. قزاقستان با همه امکانات اقتصادی که در اختیار دارد، اعلام کرده است در این کشور، از سال 2010 تبدیل زبان نوشتاری به الفبای لاتینی آغاز خواهد شد و برای تغییر کامل الفبا در این کشور، به 15 سال زمان و 300 میلیون دلار نیاز است.

«جام‌جم» در گزارش تحلیلی خود، به نکته جالبی اشاره می‌کند و می‌نویسد: «در طول سال‌‌های اخیر، بسیاری از چهره‌‌های فرهنگی و علمی ایران که هیچ کس در هویت آنها شکی ندارد، از جمله رودکی، ابن سینا، مولانا، فارابی و عبدالحسن خرقانی، عرب، ترک و غیرایرانی معرفی شده‌اند...»

واقعا این موضوع، در طول دوران شوروی، مساله دردناکی برای ملت تاجیک و بویژه اندیشمندان و فرهنگیان این کشور بوده است که خود را میراث‌داران و وارثان بزرگان می‌دانند، ملت تاجیک در آن زمان که تمام در و دروازه‌های همزبانانش در ایران و افغانستان و اکثر نقاط جهان به رویشان نه‌تنها بسته؛ بلکه هم بسته و هم مهر شده بود، مجبور شد به تنهایی از فرهنگ، ملت، هویت، زبان و بزرگان گذشته خویش که همان بزرگان فارسی‌زبان و ایرانی هستند، در محدوده امپراتوری بزرگی با نام اتحاد شوروی و با ایدئولوژی بیگانه با تاجیکان و با سیاست هویت‌زدایی، دفاع کند. همه در تاجیکستان سال 1980 بزرگداشت هزارمین سالگرد ابوعلی سینا را یاد دارند. زمانی که ازبک‌ها و همه مقامات ازبکستان با استفاده از تمام واسطه‌ها تلاش می‌کردند تا سینا را ازبک (ترک)‌ معرفی کنند و از او یک ازبک بسازند، فرهنگیان و اندیشمندان و اهل علم و ادب تاجیک به عنوان وارثان این مرد بزرگ اعتراض و این اقدام متجاوزان به فرهنگ فارسی و نیاکان را خنثی کردند که در آن مقطع زمانی کار راحتی نبود. بحث‌ها در این زمینه به حدی داغ و تند بود که پس از گذشت مدت زمانی حتی رفیق نشان‌‌اف، رهبر وقت ازبکستان را وادار به واکنش کرد و وی با ارائه مقاله‌ای در روزنامه «ایزوستیه» یکی از معتبرترین روزنامه‌های زمان شوروی، ضمن پذیرفتن اشتباهات جانب ازبکستان، بر تاجیک بودن سینا (منظور همان فارسی‌زبان و ایرانی بودن)‌ اعتراف کرد. بر این اساس تاجیکان همه وقت در همه دور و زمان پاسدار ادب و فرهنگ نیاکان خود بوده‌اند و اگر فردی یا مسوولی یا مقامی ابراز نظری کرده باشد، آن نمی‌تواند نظر اکثریت مردم و ملت تلقی شود.

در فرآورد سخن اشاره به این نکته نیز ضروری است که به نظر نمی‌رسد در تاجیکستان دست‌هایی در کار باشد، همان طوری که «جام‌جم» می‌نویسد: «... ادامه شیطنت‌هایی باشند که طی چند سال آخر برای ضربه زدن به هویت ملی ایرانیان آغاز شده» زیرا اگر برخی از کشورهای همسایه ایران با دخالت و شیطنت‌های بیگانگان تحریک می‌شوند و مسائل غیرمنطقی و بدون سند و دلیل از قبیل اسم منطقه «خلیج فارس» یا جزیره‌های مربوط به ایران و امثال آن را مطرح می‌کنند، قابل درک است. چرا که قدرت‌های بیگانه بجز این چاره دیگری برای پوشاندن ضعف خود در برابر ایران نمی‌بینند، اما ملت تاجیک و مردم تاجیکستان همواره خواهان پیشرفت و ترقی ایران به عنوان یک کشور و ملت همزبان، هم‌تاریخ، هم‌دین و هم‌فرهنگ بوده است و همیشه به آن افتخار می‌کند. تاریخ، فرهنگ، زبان، دین و تمدن مشترک، دو ملت ایران و تاجیکستان را هم‌نفس و هم‌سرنوشت ساخته است. والسلام.

عبدالرحمن نیازی
رادیو تاجیکی برون‌مرزی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران‌

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها