کارشناسان، نهایت تولید نفت در جهان را تا 30 سال آینده تخمین می‌زنند

شمارش معکوس برای انرژی و اقلیم

در حالی که ارزیابی‌های خوشبینانه، نهایت تولیدات جهانی نفت را در برخی موارد تا 30 سال آینده تخمین می‌زنند بیشتر کارشناسان، بحران انرژی و تغییرات اقلیمی را زودتر از دهه آینده پیش‌بینی می‌کنند. چنانچه به طور ضمنی در بند 2 کنوانسیون تغییرات آب و هوایی سازمان ملل متحد بیان شد که ظرفیت جاذب اتمسفر نسبت به گازهای گلخانه‌ای نیز محدود شده و این مساله زنگ خطر برای امنیت انرژی و بحران تغییرات اقلیمی را به صدا درآورده است.
کد خبر: ۱۷۴۵۱۲

در سال‌های اخیر، موضوعات امنیت انرژی و تغییرات اقلیمی با استقبال فزاینده عمومی مواجه شده و همچنین در دستور کار ملی بیشتر کشورها و دستور کار سازمان‌های بین‌المللی و ازجمله گروه 8 قرار گرفته است. از آنجا که این دو مشکل به خودی خود به یکدیگر وابسته‌اند، تقارن تحولات سیاسی آنها تعجب‌آور نیست.

بدیهی‌ترین جنبه این ارتباط، وجود رابطه میان این معضلات با مصرف بیش از اندازه منابع حیاتی جامعه بشری است. با توجه به ارزیابی‌های کارشناسی متعدد، مهم‌ترین منابع انرژی اولیه یعنی نفت و گاز طبیعی در نیمه دوم قرن کم و بیش به پایان خواهند رسید.

دکتر صدیقه بیران، مدیر گروه مطالعات توسعه پایدار و محیط زیست مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در این باره می‌گوید: خاورمیانه با داشتن بیش از 60 درصد ذخایر نفت جهان می‌تواند پس از پایان یافتن ذخایر دیگر مناطق به استخراج ادامه دهد؛ اما این مساله علاوه بر این سیاست‌های اقلیمی، ایده‌های نوینی را می‌طلبد که نه‌تنها انتشار جهانی گازهای گلخانه‌ای، یک پیش‌شرط الزامی برای پایداری غلظت گازهای گلخانه‌ای در اتمسفر است، بلکه کاهش رشد انتشار جهانی در صورتی قابل انتظار است که تغییرات بنیادین در مصرف سوخت‌های فسیلی صورت گیرد.

وی ادامه می‌دهد: کشورهای صنعتی طی دهه 90 سبب رشد انتشار گازهای گلخانه‌ای نشدند. رشد انتشار در ایالات متحده و کشورهایی مانند استرالیا به واسطه پایان دوره گذار اقتصادی تعدیل شد، ولی در همان زمان میزان بسیار عظیمی از گازهای گلخانه‌ای بیش از 3 میلیون تن سالانه یا یک‌هشتم کل نشر جهانی توسط کشورهای در حال توسعه در سال 2002 در مقایسه با سال 1990 منتشر شده بود.

وی با اشاره به آمارهای بین‌المللی می‌افزاید: آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌بینی کرد از رشد انتشار دی‌اکسیدکربن در جهان حدود 62 درصد آن بین سال‌های 2002 تا 2030 و بیش از دوسوم این رشد در کشورهای در حال توسعه اتفاق می‌افتد. نکته قابل توجه این است که دقیقا این منطقه هیچ مسوولیتی برای مشکل تغییر آب و هوا به واسطه پایین بودن نشر سرانه احساس نمی‌کند، در حالی که نیازمند فناوری‌هایی برای کاهش انتشارات و اداره آنها از طریق تغییر در مخلوط انرژی با انرژی‌های غیرفسیلی یا از طریق پیشرفت محسوس در کاهش کارایی انرژی است.

دست‌کم در ارتباط با چین و هند، امنیت انرژی و مشکلات آب و هوایی رابطه بسیار نزدیک و موازی با هم دارند. گرچه سرانه مصرف نفت و گاز طبیعی و سرانه نشر گازهای گلخانه‌ای در چین و هند مانند دیگر کشورهای در حال توسعه پایین است، اما هم نرخ رشد مصرف انرژی و هم نشر گازهای گلخانه‌ای در این دو کشور بسیار بالاست که این رشد به استفاده ناکارآمد از انرژی در این کشورها مربوط است.

کارشناسان معتقدند اگر چین کارایی انرژی خود را (مصرف انرژی در سرانه تولید ناخالص داخلی براساس نرخ تبدیل پایه)‌ طی سال‌های 2002 تا 2030 طبق مدل خطی که براساس آن کارایی انرژی باید با سطح مورد توافق اتحادیه اروپایی از سال 2002 تا پایان این دوره منطبق باشد بهبود بخشد، هیچ رشدی در مصرف انرژی در طول این مدت دیده نخواهد شد و در نتیجه می‌توان رشد سالانه تولید ناخالص داخلی را در سطح 8/7 درصد حفظ کرد، در حالی که بهبود کارایی انرژی، پتانسیل بسیار زیادی برای تامین امنیت انرژی و معضلات اقلیمی ارائه می‌کند.

راه‌حل‌های موازی‌

کارشناسان معتقدند برای ثبات و کاهش نشر گازهای گلخانه‌ای بیش از همه به کاهش انتشار گاز دی‌اکسیدکربن از سوخت‌های فسیلی نیاز است. نشر دی‌اکسیدکربن در مجموع، حدود سه‌چهارم انتشار گازهای گلخانه‌ای را شامل می‌شود. از این رو به منظور کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای، افزایش بازدهی انرژی و تغییر ترکیب انرژی به منابع انرژی با حجم کربن کمتر نیاز است.

هر دو گزینه مورد اشاره مستلزم بهبود در فناوری‌های به کار گرفته شده است که با وجود کاهش نرخ پیشرفت در اروپا و ژاپن که بازدهی انرژی آنها در سطح بالاتری بود، در کشورهای صنعتی افزایش بازدهی انرژی به طور مداوم در حال پیشرفت است.

طی سال‌های آتی، نرخ پیشرفت بازدهی انرژی جهانی احتمالا پایین‌تر از رشد تولید ناخالص داخلی خواهد بود؛ بنابراین چنانچه تغییر ترکیب انرژی به منابع انرژی با حجم کربن کمتر به کار گرفته نشود، مجموع انتشار گازهای گلخانه‌ای افزایش خواهد یافت.

اگرچه گزینه ذغال‌سنگ یا مایع کردن گاز طبیعی و تنوع واردات انرژی می‌توانند بر امنیت انرژی اثر مثبتی داشته باشد، اما بر تغییرات اقلیمی بی‌اثر است.

جایگزینی ذغال‌سنگ و نفت با گاز طبیعی برای مثال در نیروگاه‌ها و سیستم‌های گرمایشی و احتمالا در بخش حمل‌ونقل، اثر مثبت و محدودی بر انتشار گازهای مربوط به اقلیم خواهد داشت.

اگر این تغییر پذیرفته شود، این گزینه اثر واقعی بر امنیت انرژی نخواهد داشت، چرا که مشخص نیست گاز طبیعی از نظر تنوع عرضه نسبت به نفت یا ذغال سنگ بهتر باشد.

کارشناسان معتقدند انرژی هسته‌ای برای هر دو هدف انرژی و تغییرات اقلیمی به‌کار می‌رود و ذغال‌سنگ پاک، انرژی‌های تجدید‌پذیر و هیدروژن گزینه‌های دیگر پیشنهادی هستند.

بررسی‌ها نشان داده است در حالی که سهم بازار انرژی‌های تجدید‌پذیر به آهستگی در حال افزایش است، ذغال‌سنگ پاک در سطحی پایین‌تر به یک فناوری پیشرفته در 20 سال آینده تبدیل خواهد شد.

راهبرد‌های دو سوی اقیانوس اطلس

در حالی که به‌طور قطع فصل تغییر آب و هوا یک مشکل جهانی مشترک است، اما امنیت انرژی موضوعی است که عموما با منافع ملی همراه است.

مدیر گروه مطالعات توسعه پایدار و محیط زیست مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌گوید: درست است که کشورهای مصرف‌کننده، سیاستگذاری در زمینه انرژی را منحصرا بر مبنای مصالح ملی انجام می‌دهند، اما واضح است که تلاش‌های مشترک، بخشی از فرآیند بهینه‌سازی در حمایت از امنیت انرژی را امکان‌پذیر می‌کند.

دکتر بیران می‌افزاید:‌ رهبران کشورهای دو سویه اقیانوس اطلس ناگزیر به سازماندهی سیاست‌های بین‌المللی آب و هوا هستند و به‌دلیل فقدان گزینه‌های فناوری و امتناع عمومی از سرمایه‌گذاری برای حل مشکلی که مطمئن هستند دیگران به‌وجود آورده‌اند، به رهبری کشورهای در حال توسعه در این زمینه نمی‌توان امیدوار بود.

روسیه نیز اگرچه به مشکلات تغییر آب‌وهوا افزوده است، اما نقش رهبری را نخواهد پذیرفت به‌رغم آن‌که ضایعات انرژی و نشر گاز‌های گلخانه‌ای این کشور نسبت به کشورهایی چون چین و هند بیشتر شده است.

از سوی دیگر ایالات متحده و اروپا این امکان را دارند که در فناوری حل چالش امنیت انرژی و تغییر آب‌وهوا سرمایه‌گذاری کنند، علاوه بر آن، این کشورها از منابع لازم برای سازماندهی منظم، نظام‌‌های قانونی ملی و بین‌المللی نیز برخوردارند. تلاش مشترک ایالات متحده امریکا و اروپا برای حمایت از بخش‌های تحقیق و توسعه در زمینه‌های جذب و ذخیره کربن و سازماندهی محدودیت انتشار گاز‌های گلخانه‌ای به‌ نحوی که بازار ملی تجارت نشر بتواند با بازارهای منطقه‌ای و بین‌المللی مرتبط شود ضروری است.

امنیت محیط زیست، رفاه

انرژی لازمه و پیش‌نیاز پیشرفت اجتماعی و توسعه اقتصادی است. انرژی، نیازهای اولیه انسان به آب، غذا و سرپناه را تامین می‌کند و فراهم‌کننده حرارت، حرکت و قدرت محرکه آن است که از طریق امکان‌پذیر کردن اشتغال، آموزش و بهداشت شالوده پیشرفت اجتماعی محسوب می‌شود.

همچنین بی‌تردید در افزایش طول عمر از 46 سال به 63 سال در طول 50 سال گذشته، انرژی نقش مثبتی داشته است. دسترسی نداشتن به انرژی پاک موجب فقر غیرضروری میلیاردها انسان می‌شود. طبق برآورد سازمان جهان انرژی یک میلیارد و 600 میلیون نفر در کشورهای در حال توسعه در منازل خود از نعمت برق محرومند.

همچنین براساس گزارش‌های جهانی، بین مصرف سرانه انرژی و معیارهای سنجش توسعه از قبیل شاخص توسعه انسانی‌ (HDI) که واحد سنجش احتمال طول عمر، آموزش و سطح زندگی است، رابطه‌ای روشن و واضح وجود دارد.

کشورهایی که میزان مصرف سرانه‌شان در سال کمتر از 2 تن نفت باشد از شاخص‌ توسعه انسانی پایینی برخوردارند.

یک عامل کلیدی دیگر توسعه شهرنشینی است. در طول قرن گذشته جهان شاهد رشد بی‌سابقه شهرنشینی بوده است. در سال 1900 فقط 14 درصد از جمعیت جهان در مناطق شهری زندگی می‌کردند که این رقم در سال 2000 به 47 درصد یعنی معادل 8/2 میلیارد نفر رسیده و پیش‌‌بینی می‌شود این رقم به بیش از 60 درصد برسد که عمده این افزایش در کشورهای در حال توسعه خواهد بود، به ‌طوری‌که هم‌اکنون تامین انرژی لازم برای فراهم آوردن سوخت این شهرها چالشی کلیدی است، ضمن آن‌که تقاضای آنها برای طیف گسترده‌ای از منابع کلیدی مانند آب، زمین قابل کشت و مواد کافی دیگر مانند چوب را نباید فراموش کرد.

اخلاق مصرف انرژی

تامین انرژی مساله‌ای جهانی است، ولی مصرف آن موضوعی محلی است. مدیریت تامین انرژی، مستلزم تفاهم جمعی و اقدام محلی است. احتیاجات و فرهنگ محلی اتخاذ مسیرهای مختلفی را از تولید تا مصرف انرژی ایجاب می‌کند آن هم با ذی‌نفعان متنوعی که هر کدام اهداف خاص خود را دارند.

اقتصادهای ثروتمند از مصرف سوخت‌های فسیلی نفع می‌برند، ولی انتشار مواد کربنی حاصل از مصرف این سوخت‌ها به برخی از آسیب‌پذیرترین جوامع در توسعه‌نیافته‌ترین کشورها اثر‌گذار است.

اینک باید یاد بگیریم که چگونه تغییرات آب‌وهوایی را کاهش دهیم و با آن سازگار شویم، چرا که این پدیده نیز مانند همه مسیرهای دیگر، گذشته، حال و آینده‌ای دارد.

گذشته گنجینه‌ای سرشار از تجارب شخصی و دانش مشترک در اختیار ما قرارمی‌دهد که با بهره‌گیری از آن می‌فهمیم چه کارهایی امکان‌پذیر است. آینده نیز امیدبخش است و وقتی خواسته‌ای مشترک در کار باشد این نقش موثر هم می‌شود اما هرگز نباید فراموش کرد که زمان حال است که میدان عمل را در اختیار ما قرار می‌دهد.

حمیده سادات هاشمی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها