در ساختمان شهدای رادیو بعد از اتمام برنامه رادیوییاش در شبکه صدای آشنا، نظر او را راجع به رسانه و سهم برنامههای خانوادگی در اعتلای فرهنگ خانوادهها جویا شدیم.
شما تلویزیون را انتخاب کردید یا تلویزیون شما را؟
من از سال 74 73 برای آمدن به سازمان صداوسیما اقدام کردم، در رادیو تست گویندگی دادم و در رادیو تهران پذیرفته شدم. البته پیش از این موضوع در یک مقطع خیلی کوتاه برای شبکه سه سیما نریشن میخواندم ولی به شکل حرفهای برای رادیو تهران تست دادم، دورهای را گذراندم و پذیرفته شدم. 6 5 سال پشت میکروفن رادیو تهران فعالیت کردم و بعد از آن در رادیو قرآن مشغول شدم و بعد به تلویزیون دعوت شدم.
شما جزو آن دسته از مجریانی هستید که بیشتر در برنامههای آموزشی دیده میشدید. چه سنخیتی بین برنامههای آموزشی و خانوادگی است که برنامههای خانوادگی را انتخاب کردید؟
حقیقتا پرونده کاری من در رادیو نشان میدهد که در همه حوزهها کار کردم به استثنای ورزش که خیلی کم به آن توجه کردم و شاید دلیلش این است که اطلاعاتم راجع به ورزش کم است. در رادیو هنگامی که درجات مختلف گویندگی را برای شما لحاظ میکنند، موظف هستید که برای گروههای مختلف رادیو کار کنید. این بود که با وجود این که رشته تحصیلی من ادبیات بود و بسیاری از برنامههایی که من در رادیو اجرا میکردم، در زمینه فرهنگ، هنر و ادب بود. با این حال برنامههای سیاسی، اقتصادی و هنری هم اجرا میکردم.
به نظر شما بهتر نیست در برنامهها از مجریانی استفاده شود که اطلاعات و تخصصشان در زمینه خاصی است و یا به نوعی از مجریان اختصاصی استفاده شود؟
بله، من هم قلبا با این تفکر موافق هستم و نظر بسیاری از کارشناسان و اساتید ما مثل آقای میرفخرایی هم این است که مجری و یا گوینده تکلیف خودش را بداند. از طرفی هم بسیاری از بزرگان ما عقیده دارند که در سازمان صداوسیما شرایط برای گوینده و مجری به گونهای است که باید به وسعت یک اقیانوس، یک دریا، اطلاعات داشته باشد تا در هر زمینهای بتواند صحبت کند. بنابراین در رادیو و تلویزیون خود به خود مدیران گروه، برنامهسازان، تهیهکنندگان، من و بسیاری از همکاران من را به این سمت سوق دادند تا در زمینههای مختلف اطلاعات داشته باشیم، ولی نظر شخصی من و میل باطنی من هم این است که هر گوینده یا مجری تکلیف خودش را بداند که در کلام حیطه میتواند موثر باشد و اجرای خوبی را به نمایش بگذارد.
حالا به نظر شما این چند حوزهای بودن یک مجری یا گوینده از دید مخاطب چگونه است، آیا میتواند پذیرای این تغییر باشد؟
بستگی دارد، یک زمانی مخاطب شما مخاطبان برنامه «به خانه برمیگردیم» هستند. این برنامه در میان لایههای مختلف جامعه خاصه خانمهای خانهدار و کسانی که میتوانند در خانه بنشینند و با حوصله یک برنامه تلویزیونی را ببینند نفوذ کرده است، اگر قرار باشد زمانی که من در آن برنامه قرار میگیرم و همزمان با آن در یک برنامه روتین و غیرمرتبط با به خانه برمیگردیم اجرا داشته باشم مخاطب را اذیت میکند و برای بیننده یک علامت سوال ایجاد میشود که بینیاز که مجری برنامه به خانه برمیگردیم است چطور یک برنامه ورزشی یا اقتصادی را اجرا میکند.
این خوب نیست. اما اجرای همزمان برنامههایی که تا حدودی با هم همخوانی داشته باشند از نظر من اشکالی ندارد و حس میکنم بیننده میپذیرد.
فکر میکنید تولید و پخش چنین برنامهای مثل برنامه به خانه برمیگردیم تا چه حد در جامعه ما احساس میشود؟
من فکر میکنم صداوسیما پرچمدار آموزش خانوادههاست. یعنی شما برنامههای خانوادگی تلویزیون و رادیو را حذف کنید ببینید چه اتفاقی میافتد. هر چند من احساس میکنم برنامه به خانه برمیگردیم به علت زمان پخشش و این که آن زمان مرد یا زن خانه از سر کار برمیگردد نیازمند این است که فضای برنامه فضای مفرحی باشد. در صورتی که تا حدی این فضا در برنامه کمرنگ است. ولی در زمینه آموزش بسیار خوب کار میکند. شاید در بیشتر مواقع آشپزخانه ویترین برنامه باشد. ولی واقعا این گونه نیست و ما به مناسبتهای مختلف برنامهسازی میکنیم، کارشناس دعوت میکنیم، بسته به روز و هفته آیتمها عوض میشود و کارشناسان جدیدی به برنامه دعوت میشوند و احساس میکنم هر چیزی اطلاعاتی را که مرد یا زن و یا اعضای خانواده میتواند آن را کسب کند در این برنامه گنجانده شده است.
در مدت پخش برنامه «به خانه برمیگردیم» بازخورد مخاطب چطور بوده، به نظر شما آیا این برنامه توانسته است نیاز مخاطب را برآورده کند و به طور کلی موثر واقع شود؟
این سوال باید از مخاطب پرسیده شود. البته آمار بیننده نشان داده است که این برنامه موفق بوده و حتی زمان مدیریت آقایان پورمحمدی و حرمی هم آمار مخاطبان این برنامه بالا بود. برنامههایی مثل برنامه به خانه برمیگردیم، تهران بیست، صبح تهران، شهر سلامتی و ... تعداد مخاطبان زیادی دارند و من احساس میکنم موفقیت نسبی است و تصور میکنم اگر تغییرات کوچکی در برنامه به خانه برمیگردیم صورت بگیرد به موفقیت هرچه بیشتر این برنامه دامن بزند. البته دیگر همکاران هم همین نظر را دارند که یک مقدار برنامه تحرک بیشتری داشته باشد، آیتمها بیشتر شوند، دوربینها دائم بچرخند، دکورها وسیعتر شود، مثلا یکی از ایدههایی که در برنامه لحاظ شد این بود که تعداد مجریان بیشتر شوند.
خانم امیرشاهی و آقای نظری بسیار مجریان موفقی هستند و فکر میکنم وجود این دو مجری توانا باعث جذب مخاطب بیشتر بوده و من قبل از قبول اجرای این برنامه از تکتک مجریان و تهیهکنندگانی که از گذشته با این برنامه همکاری داشتند، اجازه گرفتم و در حال حاضر من و خانم امینیان به برنامه اضافه شدیم.
فکر میکنید دلیل انتخاب شما و خانم امینیان برای اجرای این برنامه چه چیزی بود؟
تصمیم قرار گرفتن ما به عنوان مجریان جدید برنامه به خانه برمیگردیم بیشتر تصمیم آقای حمیدی مدیر گروه بود و تهیهکننده برنامه هم نظرشان این بود که اجرای من و خانم امیرشاهی شاید به دلیل نوع کلام، فعالیت اجرای رادیویی، نوع برقراری ارتباط و چیدمان واژههایی که استفاده میکنیم بسیار به هم شبیه است و ما باید کنار هم اجرا کنیم و دلیل بعدی این بود که چون قبلا خانم امیرشاهی و آقای نظری کنار هم اجرا داشتند این تغییر مجریان میتواند به موفقیت برنامه کمک کند. من و خانم امینیان با وجود سابقه فعالیت تلویزیونی جزو مجریان جدید این برنامه بودیم و حالا مدتی که نوع اجرا و آیتمهای برنامه را از این دو بزرگوار یاد میگیریم و بعد اگر لازم بود، من و خانم امینیان کنار هم اجرا داشته باشیم.
همانطور که میدانید برنامه به خانه برمیگردیم در طول مدت پخشش با افت و خیزهایی مواجه بوده، خاصه زمانی که برنامه به صورت تولیدی پخش میشد، در حال حاضر روند برنامه را چطور ارزیابی میکنید؟
به هر حال مردم برنامه زنده را به برنامه تولیدی ترجیح میدهند. این که چرا تصمیم گرفته شد برنامه از زنده به تولیدی در یک مقطع کوتاه تغییر کند را من نمیتوانم پاسخ بدهم، ولی قاعدتا وقتی که برنامه زنده است مخاطب بیشتری جذب میکند و در حال حاضر آمارهای برنامه نشان میدهد که برنامه دوران خوبی را طی میکند.
گویا شما از دبیران آموزش و پرورش هستید، در حال حاضر هم تدریس میکنید؟
بله. من در مقطع راهنمایی و دبیرستان ادبیات تدریس میکنم.
عکسالعمل شاگردانتان نسبت به اجرای شما چگونه است؟
روز اول مهر که در کلاس را باز میکنم و با بچهها صحبت میکنم از صدا تشخیص میدهند و میگویند آقا شما یا دوبلور هستید یا گوینده رادیو. در طول همه این سالها بچهها و خانوادههایشان با نظرهایشان که بسیار دقیق هم است، به من کمک کردهاند و من سعی میکنم فضای تلویزیون و کارم مانع تدریسم نشود و وارد کلاس نشود تا به درسم برسم.
در حال حاضر چه برنامههایی با اجرا و یا سردبیری شما از رادیو پخش میشود؟
با محدودیتی که ایجاد شد مبنی بر این که کسی که فعالیت تلویزیونی داشته باشد نمیتواند در رادیو فعالیت کند یا بالعکس در آن مقطع خاص من رادیو را انتخاب کردم و بعد در رادیو تهران شرایطی برای من پیش آمد که به تلویزیون برگشتم و بعد از چند سال فاصله به رادیو برگشتم و در رادیو گفتگو مشغول به کار شدم، رادیو گفتگو و صدای آشنا استثنا هستند، یعنی همزمان با اجرای تلویزیون میتوان در این دو شبکه هم فعالیت داشت. در حال حاضر سه برنامه را در صدای آشنا به عنوان سردبیر یا گوینده روی آنتن دارم، سردبیری و گویندگی برنامه (شب شنیدنی) از گروه امریکا که شبهای جمعه به مدت 3 ساعت من و داوود حیدری کنار هم اجرا میکنیم. برنامه «مشرق فردا» که درباره موعود است که باز هم روزهای جمعه پخش میشود و برنامه «رو به ایران» که در حوزه سلامت است که سردبیری و اجرای آن را هم برعهده دارم.
اگر از شما بخواهیم این مصاحبه را تمام کنید، چه سوالی میپرسید؟
(میخندد) برای شما آرزوی توفیق میکنم و همچنین برای تمام همکارانم. برای مردم بسیار ارزش قائل هستم و دوستشان دارم و اگر من در کارم تداوم پیدا کردم به خاطر تشویقهای مردم است و از همه کسانی که در طول همه این سالها من از آنها آموزش دیدم اعم از تهیهکنندگان، سردبیران، گویندگان و مجریان از همه آنها تشکر میکنم.
بهناز شیربانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم