سیمای حرفه‌ای‌

در زمانه‌ای که همه چیز به سمت تخصصی شدن رفته و حتی تخصص در یک زمینه خاص هم شاخه‌های جداگانه‌ای پیدا کرده دیگر نمی‌توان به جامع بودن در همه زمینه‌ها امید داشت و اصلاً نیازی هم به آن احساس نمی‌شود. در یک روند فیلمسازی امروزه دیگر کارگردان نیست که همه کاره است. فیلمنامه‌نویس هم نیست. یک فهرست بلندبالا از متخصصان در همه زمینه‌های لازم هستند که هر کدام وظیفه خودشان را انجام می‌دهند و انتظاری هم از کارگردان در خصوص آگاهی از همه جزییات کاری آنها وجود ندارد.
کد خبر: ۱۷۴۴۱۷

 توجه به تفاوت‌ها و شباهت‌ها موجب جداسازی و ادغام بسیاری از حرفه‌ها شده و اصرار بر روش‌های سنتی گذشته غیرمنطقی است. برای مثال دوربین‌های جدید اچ. دی امکاناتی را برای فیلمساز فراهم می‌آورند که گروه را از وجود سمتی به نام منشی صحنه بی‌نیاز می‌کند. راش‌های تصویربرداری شده، نگاتیوی نیستند که تنها بعد از ظهور قابل روِیت باشند و مشکل سیستم‌های دی. وی هم وجود ندارد که برای تماشای راش‌ها نیاز به عقب و جلو بردن نوار و استهلاک تصاویر باشد. همه نماهای گرفته شده در یک منو قابل روِیت هستند و بهتر از هر منشی صحنه‌ای می‌توان راکورد صحنه را شناخت و ادامه صحنه فیلمبرداری شده را بدون اشتباهات محتمل قبلی فیلمبرداری نمود. جسارت در قبول این اقتضائات تکنولوژی و مقاومت نشان ندادن در مقابل آنهاست که به پیشرفت و عدم رکود می‌انجامد. رسانه تلویزیون هم از این قاعده مستثنی نیست.

اگر دو شبکه تلویزیونی در موارد بسیاری مشابه هستند و وجه تمایزشان تنها محل استقرار سازمان و گروه تولیدکننده شان است باید به ادغام آنها اندیشید

 اگر دو شبکه تلویزیونی در موارد بسیاری مشابه هستند و وجه تمایزشان تنها محل استقرار سازمان و گروه تولیدکننده شان است باید یا به ادغام آنها اندیشید یا پیشبرد آنها به سمت تخصصی شدن. نگاهی به برخی شبکه‌های تلویزیونی خارجی راهگشای خوبی در این زمینه خواهد بود. این روند تا جایی پیش رفته که یک شبکه مختص پخش فیلم سینمایی است. آن یکی اختصاص به فیلم سینمایی مستند دارد و دیگری بر موضوع محدود دیگری متمرکز است. با این حساب مخاطب برای تغییر شبکه انگیزه درستی متناسب با نیاز لحظه‌اش خواهد داشت نه این‌که در بین شبکه‌ها به دنبال برنامه‌ای باشد که بهتر ساخته شده و یا به امید برخوردن به برنامه‌ای که متناسب با نیازهای روحی‌اش است شبکه گردی کند. در حال حاضر در کشور ما شبکه 4 ، شبکه خبر، شبکه آموزش، شبکه قرآن و شبکه سحر در این مسیر گام برمی‌دارند و موفق‌ترینشان شبکه 4 است که در عین توجه به موضوع محوری‌اش که علم و دانش است از تنوع خوبی در تولید برنامه برخوردار است و به مخاطب هم توجه دارد.

شبکه سوم سیما هم در بخش ورزشی بودن تا حدی به این مسیر نزدیک شده، اما گستردگی بیشتری دارد و مثلاً همزمان شبکه جوان هم نام گرفته است و برنامه‌های غیر متناسب با این دو هم پخش می‌کند. شبکه اول، دوم، سوم و پنجم سیما تا چه اندازه با هم متفاوتند؟ همه‌شان سریال و فیلم سینمایی پخش می‌کنند، برنامه ورزشی دارند، اخبار پخش می‌کنند، برنامه‌های متفرقه گوناگون دارند و... همه اینها هم بدون تمرکز بر یک محور مشخص.
این در حالی است که برای نمونه شبکه 4 که فیلم سینمایی پخش می‌کند رویکرد خاص خود را به در این خصوص دارد. نمونه بارز آن برنامه‌های مستند4 و فیلم‌های سینمایی سینماماوراء است. آیا این مسأله نیست که چرا همه این شبکه‌ها یک مسیر را دنبال می‌کنند؟ آیا بهتر نبود هر کدام بر محور واحد و یا به دلیل محدودیت‌های موجود بر چند محور مشخص متمرکز می‌شدند و بر همان اساس دست به تولید برنامه می‌زدند و در دیگر موضوعات وارد عمل نمی‌شدند.

مجموع برنامه‌های کودک شبکه یک و دو و پنج را در نظر بگیریم. چه زمانی می‌گیرد؟ در حال حاضر زمان پخش برنامه کودک و نوجوان در این سه شبکه با کمی ‌این طرف و آن طرف تقریباً در یک محدوده زمانی است. کودک قدرت انتخاب زمانی کمتری دارد و آن زمان مشخص پخش هم شده مختص کودک و نوجوان. اگر اینها همه در یک شبکه جمع می‌شدند بهتر نبود؟ همین‌طور بقیه موضوعات. چرا یک سریال که تمام می‌شود برای دیدن سریال بعدی باید شبکه عوض کنیم؟ در حالی که چیزی شبیه برنامه‌ای که الان قرار است بعد از سریال شبکه اولی پخش شود وقتی در حال دیدن این سریال بوده‌ایم احتمالاً از شبکه دومی‌ پخش می‌شده است! برنامه‌های تلویزیون در این وضعیت بیش از هر چیز از لحاظ کیفیت صدمه می‌خورند. تصورش را بکنید که هر شبکه تلویزیونی هم باید استودیوی خبر داشته باشد هم استودیوهای مخصوص برنامه‌های گوناگون دیگر، هم امکانات تولید سریال داستانی و هم عوامل اجرایی یک برنامه ورزشی یا کودک و نوجوان. بگذریم که فضای رقابتی که در این وضع بین شبکه‌ها بوجود می‌آید خودش برای رسانه مضر است و رقابت اصلی یعنی رقابت با شبکه‌های خارجی و ماهواره‌ای را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. به نظر می‌رسد همه این شبکه‌ها می‌خواهند پرمخاطب باشند و برای این منظور تنوع را اصلی‌ترین مبنای خود قرار داده‌اند. مثل انواع و اقسام نشریه‌های غیرتخصصی بازار مطبوعات که هرکدام درصددند مخاطب بیشتری داشته باشند و با برآورده کردن همه نیازهای احتمالی مخاطبان آنها را نسبت به دیگر نشریات بی‌نیاز کنند و مرکز توجه قرار بگیرند و در واقع موفقیت را با خیمه زدن بر جنازه رقیب به دست آورند. این شاید در رقابت‌های تولیداتی بخش خصوصی که درآمدزایی در بسیاری از آنها هدف اولیه است طبیعی باشد، اما برای یک رسانه دولتی که اهداف والاتری را دنبال می‌کند شایسته به نظر نمی‌رسد. صداوسیما بهترین سیما از حرفه‌ای بودن را بایست به معرض نمایش عموم بگذارد.

آزاد جعفری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها