«مثلث شیشهای» قرار است چه جور برنامهای باشد؟
در حقیقت، ادامه برنامههای قبلی رشیدپور است؛ البته این بار سعی کردهایم طراحی جدیدی داشته باشیم تا این برنامه گفتگومحور، حوزههای مختلف فرهنگی، هنری، ورزشی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را پوشش دهد. ضمن این که از نقاط قوت برنامههای قبلی استفاده میکنیم. از استقبال مردم به این نکته رسیدیم که مردم به این جور برنامههای گفتگومحور علاقهمندند و به آنها اعتماد دارند. یکی از تغییرات برنامه این است که موضوع محور شده و ما در سری جدید، به موضوعات مختلفی مثل نوآوری و شکوفایی در زمینه سینما و تلویزیون، اقتصاد، هنر، تحولات علمی و فناوری در کشور، معضلات فرهنگی و اقتصادی جوانان، نحوه توسعه ارزشهای فرهنگی انقلاب، نیازها و نقاط قوت و ضعف سینما و تلویزیون میپردازیم.
تفاوت «مثلث شیشهای» با برنامههای مشابه قبلی چیست؟
«مثلث شیشهای» برخلاف برنامههای سری قبل، بیشتر موضوعمحور است تا شخصیتمحور. برای همین با توجه به موضوع است که سراغ شخصیتها میرویم و سعی میکنیم با نقد صحیح و سازنده با آنها روبهرو شویم. با توجه به این که برنامه زنده است، سعی میکنیم تفاوت نقد صحیح و سازنده با نقد مخرب را مشخص کنیم.
چرا این روند با سرعت بیشتری پیگیری نشد؟
یکی از اهداف و اولویتهای مشخص شده در افق رسانه، شفافسازی است. ما هم در برنامههای مختلفی که تولید کردهایم، سعی داشتهایم این کار را بکنیم. این برنامه هم در ادامه همان روند تولید میشود؛ منتها هر کدام سبک و سیاق خود را دارد. قبل از این هم برنامه «خودمونی» را داشتیم که قرار بود در آن، آسیبهای اجتماعی استان تهران را بررسی کنیم.
ولی «خودمونی» نتوانست به موفقیت برنامههای قبلی دست یابد.
اتفاقا از این برنامه هم استقبال شد. طبق آمار، بین برنامههای غیرنمایشیها، بعد از «مردان آهنین»، «خودمونی» رتبه دوم را داشت.
پس چرا پخش این برنامه متوقف شد؟
با توجه به سیاستهای شبکه، گروه تصمیم گرفت برنامه را با تیمی جدید و با فرمت «مثلث شیشهای» روی آنتن بفرستد و همان اهداف را با رویکرد جدیدی دنبال کند.
به نظر شما، گستردگی موضوعاتی که برای این برنامه تعریف شده و از موضوع اصلیاش یعنی هنرمندان و حاشیه زندگی آنها دور میشود، جذابیت آن را کم نمیکند؟
روشهایی در نظر گرفتهایم که این اتفاق نیفتد. این موضوعات است که بیننده را نگه میدارد. مهمانها هم این جذابیت را تکمیل میکنند.
جابر تواضعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم