در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از من خواستند یک مصاحبه فنی با شما داشته باشم. نمیدانم مصاحبه از نوع فنیاش به اصطلاح چه فوت و فنی دارد. شما میدانید؟
والله شما خبرنگارید. هرچه بپرسید، من جواب میدهم.
اصلا ایده خوبی است برای این که بپرسم شما بازیگری را یک فن میدانید؟
بله، بازیگری یک فن است. در نظر شما فن نیست؟!
بیشتر یک حرفه و هنر است.
بله، هم فن است، هم حرفه و هم هنر. اگر بازیگری، فن آن را نداند یا ادبیات این حرفه را نشناسد یا اگر نداند باید چگونه، چرا و برای چه نقش بازی کند، دیگر بازیگر نیست. حالا این فوت و فن را شما از ادای کلمات و لحن بیان بگیرید تا شناخت از دنیای پیرامون و چیزهای دیگر که همه لازمه بازیگری است.
حتی شناخت نور، رنگ، صدا، میزانسن و... به بازی یک بازیگر کمک میکند.
بله، همه اینها جزو بازیگری است، و به نظرم بازیگر بدبخت است و اتفاقا بازیگر سینما، بیشتر از بازیگر تلویزیون یا تئاتر.
نمیدانم بدبختی را چه تعبیر میکنید، اما اگر از جنبه بازیگری باشد یا جنبه مادی آن، هر دو قضیه فرق دارد، قبول دارید؟
اتفاقا در تئاتر این قضیه کمتر است. من از 12 سالگی تئاتر کار کردم. شما در تئاتر چندین ساعت همینطور با یک حس پیش میروید و تنها یک نور و یک میزانسن دارید و باید آن را رعایت کنید و از آن جدا نیفتید. در تئاتر یک اجرا و یک شخصیت را بازی میکنید که بعد از چند روز حسابی در آن نقش و اجرا جا میافتید، باید بدانید که چگونه قرار میگیرید تا در نور باشید و مشکل صدا نداشته باشید و بازیگر دیگر را ماسکه نکنید و...
پس منظورتان جنبه بازیگری از زاویای مختلف این حرفه است؟
بله، اما این حس شما در سینما بریده بریده و منقطع میشود.
حتی امروزه این اتفاق در تلویزیون بیشتر رخ میدهد.
بله، حتی در تلویزیون و برای بازیگر بدترین چیز آن است که بخواهند پلانی را دوباره تکرار کنند و شما به عنوان بازیگر مجبور باشید بارها آن پلان را تکرار کنید، چون حس شما از بین میرود و شما را یاری نمیکند.
چه خوب که خودتان وارد بحث شدید و براحتی به مشکلات بازیگری هم اشاره کردید. پس از انتخاب نقش خودتان در سرنوشت هم بگویید.
سرنوشت را به خاطر نقش متفاوتی که فرخ داشت، قبول کردم و از شخصیت فرخ خوشم آمد و حس کردم این نقش میتواند متفاوتتر ارائه شود.
برای هر نقشی هم فوت و فن خاصی دارید؟
بله، حتما سعی میکنم چنین کنم.
فوت و فن شما برای نقش فرخ در این سریال چه بود؟
نمونه نقش فرخ را خیلی داریم و بیشمار مانند این نقشها اجرا و بازی شده است.
پس چرا انتخاب کردید؟
شاید درست نباشد بگویم، اجراهایی که من از این نقشها دیدم همه تکراری بوده.
میتوانید آن نقشها را نام ببرید؟
نه، مشخص است چه کسانی نقش آدمهای معتاد را بازی کردهاند. من اگر بگویم ممکن است سوءتعبیر شود؛ اما همیشه این آدمها را خموده و گوشهگیر نشان دادند؛ آدمهایی که طرد شدند ولی من نخواستم این نقش را این طوری ببینم.
کاملا این چیزی را که میگویید در نقش فرخ میتوان پیدا کرد؟
بله، نه این که آنقدر توسریخور باشد که هرکس رد میشود توی سر او بزند. دوست داشتم وقتی فرخ وارد میشود، همه از او بترسند. یادم هست زمان قبل از انقلاب، اطراف منزل ما شخصی بود که به هروئین معتاد بود. او آنقدر نترس بود که فریاد میکشید بیایید مرا بگیرید و همه میترسیدند طرف او بروند. من این آدم را مدنظر داشتم و آدم خطرناکی هم بود.
چرا خواستید این نقش را بازی کنید؟
برای من مهم است نقشی را که بازی میکنم تاثیر یا به قول خیلیها پیام داشته باشد. میخواستم با نشان دادن جنبههای خطرناک شخصیت این آدم نشان دهم که نباید به راحتی از کنار این آدمها گذشت.
البته تفاوت دیگری که میتوان به آن اشاره کرد؛ همین جنبههای درونی شخصیت فرخ است که در آدمهای معتاد دیگری که تاکنون نقش آنها بازی شده، ندیدیم.
من تلاش کردم جنبههای دیگر این آدم را بیرون بریزم؛ مثل دزدی، شربودن، اعتیاد، چاقوکشی و... و اگر تلاشم به ثمر رسیده باشد، خوشحالم.
میتوانستید نقش آدمهای معتاد بدبخت و بیچاره را همبازی کنید؟!
اتفاقا این نقشها خیلی راحتتر هم هست تا اینکه بخواهید جنبههای درونی این نقش را بیرون بریزید.
من حس میکنم جعفر دهقان تلاش میکند در تلویزیون با حساسیت بیشتری نقشهایش را انتخاب کند تا در سینما، قبول دارید؟
نه، موافق نیستم برای اینکه برخی شخصیتها را نمیتوانید در یکی دو ساعت زمان سینما نشان دهید.
اما یک بازیگر باید بتواند در یکی دو ساعت هم، هرچند کوتاه نقش را به شکل کامل و تاثیرگذار نشان دهد، نه؟
بله، اما من فکر میکنم اگر در تلویزیون مطرح شدم به این خاطر است که مخاطب مرا بیشتر میبیند تا در سینما که قرار است مثلا سالی یکبار روی پرده باشم.
اما در سینما ماندگاری نقش بیشتر از تلویزیون است؟
خوب بله، این جنبه هم هست. من در سینما در فیلمهای اکشن و حادثهای هم بازی کردهام. جایزه بازی در نقش مکمل مرد در فیلم حماسه مجنون را هم گرفتهام.
پس دیگر هیچ غصهای ندارید؟!
نه، هیچ دغدغهای ندارم.
یعنی هر نقشی را انتخاب میکنید؟
اگر نقش خوب و متفاوتی باشد، حتما انتخاب میکنم. واقعیت این است که در تلویزیون گزیدهتر انتخاب میکنم چون تلویزیون مخاطب بیشتری دارد و در آن صداقت بیشتری هست.
تا صداقت را چطور معنا کنید؟
ببینید، در سینما یکسری عوامل وجود دارد...
من راحتتر میگویم، منظورتان باندبازی است؟!
بله، آدمهایی هستند که آدمهای دیگری را با واسطه وارد میکنند که شایستگی این حرفه را ندارند. خب حساب کنید من 30 سال بازی میکنم.
حتما یکی از دلایل دوری سهچهار ساله شما از سینما همین است؟
بله، حساب کنید وقتی میخواهید در فیلمی سینمایی بازی کنید یکمرتبه میبینید که نقش مقابل شما را آدمی خوشگل و موبور و چشمآبی بازی میکند، شما جای من باشید، بازی میکنید؟ من اصلا به هم میریزم. آن آدم اصلا بازیگری بلد نیست و صرفا به خاطر آن واسطه آمده. حداقل در تلویزیون همه مثل خودم هستند.
کاملا حق با شماست. اخیرا سعی میکنید فقط نقشهای منفی را بازی کنید. خیلیها میترسند نکند در این نقشها کلیشه شوند، شما چطور؟
من اتفاقا عمدا انتخاب میکنم. حتی اگر یک سکانس نقش منفی باشد آن را انتخاب میکنم.
دلیلش چیست؟
متاسفانه سینما و تلویزیون ما بازیگر نقشهای منفی اگر نگویم ندارد، کم دارد. دوست دارم این نقشها را طوری بازی کنم که وقتی بیننده میبیند، با آن ارتباط برقرار کند، حالا چه مثبت چه منفی. و اگر آن بازیگر چهره و معروف باشد، باید آن نقش منفی را طوری بازی کند که مخاطب نه خود بازیگر که خود نقش را باور کند. به این خاطر بازیگر خوب نقش منفی نداریم.
شما برای بازی در این کار فقط به نقش فرخ توجه کردید، خب خود کار، فیلمنامه و عوامل چطور؟
من توصیه میکنم فیلمنامه این کار را بخوانید. این کار ابتدا اسمش سامیه بود بعد به سرنوشت تغییر کرد. فیلمنامه را که خواندم، خیلی خوشم آمد. حالا من از شما سوال میکنم. اصلا جعفر دهقان برای بازی در این کار اشتباه کرده؟ آیا محمد کاسبی و آتنه فقیهنصیری هم اشتباه کردهاند؟ ثریا قاسمی هم همین طور؟ به نظرم فیلمنامه خیلی جذاب بود. محمدرضا زهتابی هم فیلمساز خیلی خوبی است، اما باید از او بپرسید که چرا این گونه نشده. من تلاش کردم نقشم را به نحو احسن اجرا کنم.
ولی این سوال من نبود که چرا محمدرضا زهتابی این سریال را ساخته، شما در مراحل بعدی بعد از خواندن فیلمنامه هم حق انتخاب دارید، این طور نیست.
شما فکر کنید در طول سال چند پیشنهاد بازی دارید تا نقش ایدهآل شما برسد. من فرصت 2 ماههای را که در میان تصویربرداری سریال مختارنامه داشتم، این کار را پذیرفتم. به هر حال گاهی شرایط مادی ایجاب میکند و گاهی شرایط دیگری که ممکن است شما قبول نداشته باشید. شاید باید شناخت من نسبت به خیلی از مسائل بیشتر باشد. البته من در هر نقشی که بازی کنم از آن دفاع میکنم.
خب دفاع کنید؟!
واقعیت این است که شاید کاری حتی در مرحله تدوین عوض شود و حتی با جابهجایی یک سکانس این اتفاقی که شما میگویید بیفتد، ولی اگر با تدوینگر صحبت کنید، ممکن است بگوید زمان کوتاهی داشته و باید کار را جمع میکرده و با کارگردان کار نیز همین طور، بنابراین میخواهم بگویم مجموع بسیاری از عوامل باعث موفقیت یا موفق نشدن یک کار میشود.
حالا در این کار چنین شرایطی وجود داشت؟
نمیدانم.
خودتان فکر میکنید سریال با آنچه که در فیلمنامه خواندید، چقدر تفاوت دارد؟
احساس میکنم سریال با آنچه که در فیلمنامه نوشته شده بود، همخوانی نداشت. اما من تنها کوشیدم که در بخش بازیگری بخوبی از عهده آن بربیایم.
سوال آخر! بازیگران مقابل شما بجز چند نفری که ابتدای مصاحبه هم نام بردید، تجربه کمتری را در عرصه بازیگری نسبت به شما داشتند، فکر میکنید در کدام صحنهها راحتتر توانستید بدهبستان نقش را انجام دهید؟
با ثریا قاسمی خیلی راحت بودم. قبل از شروع کار با هم تمرین میکردیم مثل همان صحنهای که من وارد خانه سعید روحپرور میشوم و صحنه درگیری من با خاله بتول است و من صندوق صدقات را بر سر او میکوبم. آن صحنه فیالبداهه به وجود آمد و همانجا گفتیم اگر این کار را بکنیم، جالبتر است و خوشبختانه آن صحنه در اجرا به این شکل درآمد که دیدید.
مریم درستانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: