رویکرد مجدد مردم به جریان اصولگرایی حاوی چه پیامی برای اصولگرایان است و آنها چگونه میتوانند پاسخ مناسبی به این اعتماد در مجلس هشتم داشته باشند؟
به عقیده من، دو جریان شناخته شده سیاسی که در کشور از ابتدای انقلاب در قالب نامهای گوناگون ازجمله نام وارداتی چپ و راست فعال بودهاند، در چارچوب قواعد و ارکان نظام فعالیت سیاسی میکردند و مورد قبول امام و رهبر معظم انقلاب هستند.
متاسفانه در سالهای اخیر، زاویه کوچکی به وجود آمد و گروهی با عنوان اصلاحطلب پیدا شد که در حقیقت اقلیتی را تشکیل میدهند، ارتباطی را با خارج از کشور برقرار کردند که بزرگترین نقطهضعف این جناح سیاسی بود.
این رویکرد باعث شد مردم پس از مجلس ششم این موضوع را تشخیص دهند و به طور کلی اقبال جدی به این گروه نداشته باشند و تصور میکنم بعد از این نیز اقبالی نخواهند داشت.
مردم مشاهده کردند که در مجلس هفتم و دولت نهم به موضوعاتی پرداخته شد که مطالبات واقعی آنان بود، البته به چه میزان این مطالبات تامین شده است باید مورد ارزیابی قرار گیرد.
به طور قطع تصور این نیست که مطالبات مردم در مجلس هفتم و دولت نهم به طور کامل تامین شده باشد. مردم خواستههایی دارند که هنوز برآورده نشده است که باید برای تحقق آن کوشید.
در این دور از انتخابات، جریان اصولگرا تلاش کرد با جمعآوری نیروهای خود وحدتی ایجاد کند، اما توفیق آنها در این امر نسبی بود و مشاهده کردیم که جمعی از اصولگرایان نیز به طور مستقل و با اسامی متعدد وارد عرصه شدند. علت این که مردم از میان اصولگرایان به جبهه متحد اصولگرایان رای دادند چه بود؟
رشد سیاسی مردم با روند انقلاب ارتباط دارد. مردم بویژه کسانی که به طور منظم در انتخابات شرکت میکنند، بینش سیاسی بالایی دارند. اگر قشر فعال انتخابات را بررسی کنیم میبینیم که جزو روشنترین عامه مردم در دنیا هستند و تردیدی در این موضوع نیست.
در کشورهای دیگر که احزاب حاکم هستند، مردم به شکل سنتی یا با تعلق خاطری که به حزب دارند، رای میدهند؛ اما در ایران به دلایل متعدد احزاب مطرح نیستند و جبههها، جناحها و یک طیف فعال هستند.
جبهه متحد اصولگرایان پس از اختلاف سلیقههایی که در انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم و ماههای پس از آن پیدا شد، سعی کرد این موضوع را ترمیم کند و تا حدودی توانست این اقدام را انجام دهد و قطعا به طور کامل این موضوع ترمیم نشد.
این هماهنگیها ساختاری و شکلی است و نمیتوان آن را مفهومی دانست. نه در جبهه اصلاحات و نه در اصولگرایان هنوز تئوری مدون و منسجم برای اداره حکومت نداریم؛ هرچند اصلاحطلبان در همه حوزهها وقتی مورد مطالبه برنامه قرار میگیرند به جهانی شدن در همه حوزهها احاله میدهند که قطعا با آرمانهای ملی و انقلاب سازگار نیست.
در لایههایی از جریان اصولگرا نیز هنوز این نیاز احساس نشده که به مبانی تئوریک و منسجم برای تامین عدالت و رشد احتیاج باشد.
به دلیل این که هنوز چنین تئوری منسجم ارائه نشده، هماهنگی و وحدت گروهها ازجمله گروه اصولگرا شکلی و مرحلهای است و این وحدت به عنوان یک ایده نهادینه نشده است؛ البته در اصول تفاهم وجود دارد، اما وقتی به شیوه اداره در حوزههای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میرسیم با اختلاف سلیقه مواجه میشویم که این یک آفت بزرگ است که اگر ترمیم نشود وحدت و انسجام موجود نیز شکسته میشود.
برخی اصولگرایان معتقدند جمعی از نیروهای کارآمد جریان اصولگرا از فهرست جبهه متحد اصولگرایان بازماندند و نتوانستند به مجلس راه پیدا کنند. همین موضوع میتواند زمینه برخی اختلافات و شکافها در درون جریان اصولگرا شود. چه راهی میتوانید برای به حداقل رسیدن این موضوعات بیندیشید؟
تا ما سازوکار نهادینه شدهای برای انتخابات نداشته باشیم، همه این مسائل محتمل است. برخی شخصیتهای شناخته شده وجود داشتند که اگر در فهرست 30 نفره تهران قرار میگرفتند رای میآوردند و اکنون جزو منتخبان بودند؛ البته اگر این عده نیز در فهرست قرار میگرفتند تعداد دیگری خارج از فهرست میماندند. اگر بنا باشد هر کس از فهرست بیرون قرار گرفت این موضوع را به طور جدی پیگیری کند و انشعابی ایجاد شود هیچ وقت کار تشکیلاتی شکل نمیگیرد.
در مجلس هفتم از جناح اصولگرا 28 نماینده داشتیم که همه آنها منهای 3 نفر داوطلب نمایندگی در مجلس هشتم بودند و معنایش این است که باید همین افراد را تایید کنیم و فرد جدیدی داخل نشود. آرایش سیاسی تا حدودی تغییر کرده و براساس سازوکار جبهه متحد اصولگرایان ایجاب میکرد که از 3 ضلع معروف در این جبهه تعدادی نماینده باشند و به طور طبیعی، تعدادی بیرون قر ار میگیرند.
فرض باید بر این باشد که اگر ما اعتقاد به جریان اصولگرایی داریم باید خویشتنداری کنیم، البته نقادی موضوعی طبیعی است، اما نباید پا را فراتر بگذاریم تا از دایره اصولگرایی خارج شویم. این موضوع در نهایت به نهادینه شدن سازوکارهای انتخابات باز میگردد که اگر کار حزبی شود، موضوع کمی آسانتر میشود.
فراکسیونهای سیاسی مجلس هشتم به چه صورتی خواهد بود؟ آیا شاهد فراکسیونهای متعدد در این مجلس خواهیم بود یا به حضور 2 فراکسیون اکثریت و اقلیت اکتفا خواهد شد؟
اگر 2 فراکسیون اصلی حضور داشته باشند، مباحث و چالشها بهتر ارزیابی میشود. اگر اقلیت و اکثریت مجلس بتوانند به طور جدی عمل کرده، مطالبات خود را مطرح کنند و طرح و لوایح کارآمدی به تصویب برسد به نفع کشور خواهد بود؛ البته این خطر وجود دارد که 3 ضلع جبهه متحد اصولگرایان بخواهند هر کدام خود را مستقل و در مواجهه با دیگران مطرح کنند.
مقصود من این نیست که گروهها و اضلاع و جناحها آرای خود را کنار بگذارند، زیرا چنین چیزی ممکن نیست، اما باید بتوانیم با وجود اختلافات روی نکات مشترک خود سرمایهگذاری کنیم.
طبیعی است سه ضلعی که در آرایش سیاسی کشور مطرح شد در موضوعات اجتماعی آرای متفاوتی داشته باشند، اما در انتخابات تشخیص دادند اختلافات را کنار بگذارند و به وحدت دست یابند.
در مجلس هفتم پیش از انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم، کارآمدی بهتری داشتیم زیرا در فراکسیون اصولگرایان اتفاق نظر وجود داشت، اما پس از انتخابات ریاست جمهوری و بروز اختلافات سلایق در حوزه اصولگرایان، کارها به کندی پیش رفت و هر کس سعی میکرد آرای خود را پیگیری کند که این خطر در مجلس هشتم نیز وجود دارد.
اگر ا ین سه ضلع بخواهند به طور مستقل خود را در مواجهه با دیگران مطرح و رای جمع کرده، رایزنی کنند جریان اصولگرا به جایی نخواهد رسید. باید آرای خود را بگوییم، البته در گفتمان درونگروهی به آرای فراکسیون گردن بنهیم و از آن حمایت کنیم که این نیازمند سازوکار مناسب و شرح صدر است.
تصور این است که ترکیب مجلس هشتم هماهنگتر از مجلس هفتم با دولت خواهد بود؟ تصور برخی نیز این است که مجلس هشتم به طور کامل در اختیار دولت خواهد بود. چنین تصوری به عقیده شما درست است؟
اساسا چنین تحلیلی را نمیپسندم. کسانی که چنین تصوراتی را مطرح میکنند بدرستی مجلس را نمیشناسند. قانون به مجلس و نمایندگان قدرتی داده است که قدرت کمی نیست.
وقتی این را بدانیم، وقتی نمایندهای در مجلس حاضر میشود تعهدی حزبی ندارد ساماندهی آنها کار بسیار مشکلی است. ریاست کردن بر مجلس چندین برابر مشکلتر از ریاست بر قوه مجریه و قضاییه است. در مجلس مواجه با نمایندگانی هستیم که قانون، اختیارات بسیاری به آنان داده است.
اساس بحث به تعریف تعامل با دولت بازمیگردد. ما ادعا میکنیم که در مجلس هفتم تعامل سازنده و کاملی با دولت داشتیم. در هیات رئیسه مجلس هرگز جبهه جدید روبهروی دولت باز نمیشد که بخواهد مقابلهای صورت گیرد؛ البته مجلس حقوقی دارد که گاهی مجلس هفتم هم از حق خود استفاده و موضعگیری میکرد.
مجلس هفتم در تعامل با دولت موفق بوده است، به این دلیل که عدهای مجلس را وکیلالدوله میدانستند و عدهای نیز ادعا داشتند که مجلس مانع کار دولت بوده است. همین دو نوع آرا نشان میدهد که هیچ کدام از این دو نظریه درست نیست. مجلس هفتم حتیالمقدور به وظیفه خود عمل کرده است.
درباره هیات رئیسه مجلس بحثهایی صورت گرفته و رایزنیهایی آغاز شده است. جمعی از نمایندگان با نفوذ مجلس قصد دارند ترکیب فعلی هیات رئیسه را حفظ کنند، در حالی که با ورود علی لاریجانی به مجلس و قصد وی برای حضور در هیات رئیسه، مسائل جدیدی ایجاد میشود. تحلیل شما از ترکیب هیات رئیسه مجلس هشتم چیست؟
از هماکنون زود است که در این خصوص بخواهیم بحثی مطرح کنیم؛ هرچند رایزنیهایی آغاز شده، اما حواشی و شایعات پیرامون موضوع جدیتر از متن است. افراد با انگیزههای مختلف صحبتهایی از ترکیب هیات رئیسه میکنند، حتی درخصوص روسای کمیسیونها نیز صحبتهایی صورت گرفته است. همیشه در فاصله انتخاب نمایندگان تا آغاز مجلس رایزنیها آغاز میشود و حرف آخر را آرای نمایندگان خواهد زد.
البته موضوع ریاست مجلس به این تندی که در رسانهها به آن دامن زده میشود، مطرح نیست. در گوشه و کنار افرادی بحث میکنند و ادلهای میآورند. در نهایت باید دید افرادی که نامشان مطرح است خود باید اظهارنظر کنند.
در مجموع میتوان گفت آقای حداد عادل به عنوان رئیس یک قوه در 4 سال گذشته، کارکرد مثبتی داشته است. مجموعه نظام، از ایشان به عنوان رئیس یک قوه رضایت داشته و الزامات رئیس قوه را رعایت و در فعالیتها شرکت کرده است. آقای لاریجانی هم از مدیران ارشد نظام است که تجربیات گرانبهایی دارد؛ شاید توصیه برخی دوستان این است که ایشان در اولین سال ورود به مجلس پرهیز داشته باشد از این که ریاست قوه را به دست گیرد.
مسوولیت قوهای مانند مجلس شورای اسلامی که به ساماندهی فعالیت 290 نفر باز میگردد، آرای خاص خود را دارند و آییننامه داخلی مجلس نیز حاکم است که به یک تجربه نیاز دارد.
با همه این تفاسیر باید دید که نمایندگان چه نظری ارائه میکنند؛ اما تصور میکنیم ما در این خصوص در درون اصولگرایان به نتیجه برسیم و به احتمال قوی رقابتی درباره رئیس مجلس میان اصولگرایان وجود نداشته باشد و با رایزنی موضوع حل و فصل شود.
داریوش غفاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم