در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به مقصد که رسیدیم، من پیاده شدم و منتظر پیاده شدن خواهرزادهام بودم که مرد راننده یکدفعه حرکت کرد و هر چه دویدم به او نرسیدم این در حالی بود که صدای فریادهای خواهرزادهام تا زمان دور شدن خودرو شنیده میشد. دختر جوان که موفق نشده بود شماره پلاک خودروی سمند را بردارد فقط توانست مشخصات ظاهری 2متهم را به پلیس ارائه دهد و پلیس با همین مشخصات اندک تحقیقات خود را برای شناسایی 2 جوان آدمربا آغاز کردند. 24 ساعت بعد از این گزارش، دختر نوجوان در حالی که بشدت آسیب دیده بود خود را به پلیس رساند و گفت: وقتی خالهام از ماشین پیاده شد، مرد راننده پدال گاز را فشار داد و من نتوانستم فرار کنم. آنها مرا به خانهای بردند که فکر میکنم منزل یکی از دوستانشان بود، هر چه التماس کردم و گفتم کاری با من نداشته باشند توجهی نکردند، حتی گفتم اگر پول میخواهند پدرم به آنها میدهد. باز هم اعتنایی نکردند و 3 نفری به طرز وحشیانهای مرا مورد آزار قرار دادند و بعد از انجام اینکار در خیابان رها و تهدید کردند که اگر به پلیس شکایت کنم، دوباره مرا آزار خواهند داد.
وی در ادامه نشانی منزل متهمان را ارائه داد. با به دست آمدن این اطلاعات پلس خانه مورد نظر را به طور نامحسوس تحت کنترل گرفتند و پسر جوانی را که صاحب خانه بود دستگیر کردند.
جوان دستگیر شده در تحقیقات پلیس گفت: من در ربودن دختر جوان هیچ نقشی نداشتم. روز حادثه در خانه نشسته بودم که دوستانم کیومرث و آرش با ماشین سمندی که متعلق به پدر کیومرث بود آمدند، آنها دختری را سوار ماشین کرده بودند، من نمیدانستم دخترک کیست، او بشدت ترسیده بود. کیومرث و آرش به زور دخترک را وارد خانه کردند و مورد آزار قرار دادند، اما ادعای این دختر در مورد من دروغ است. من هیچ کاری نکردم.
در ادامه تحقیقات به دستور بازپرس پرونده ماموران کیومرث و آرش را دستگیر کردند، آنها نیز ابتدا منکر ارتکاب هر گونه جرمی شدند، اما در نهایت در بازجوییهای فنی پلیسی لب به اعتراف گشودند. کیومرث در اعترافاتش گفت: ما شادی را نمیشناختیم، وقتی سوار ماشین شد، من وسوسه شدم به آرش پیشنهاد دادم که وی را بدزدیم.
اول به فکر افتادیم هر دو سرنشین را بدزدیم، اما بعد پشیمان شدیم چون آنها 2 نفر بودند و ممکن بود که مقاومت کنند و ما به هدفمان نرسیم به همین خاطر هم وقتی خاله از ماشین پیاده شد، بهترین فرصت بود که دخترک را بدزدیم.
وی گفت: برای این که بتوانیم دخترک را ساکت کنیم تهدیدش کردیم که اگر فریاد بزند با چاقو او را خواهیم کشت. بعد شادی را به خانه یکی از دوستانمان بردیم و او را مورد آزار قرار دادیم. باتوجه به اعترافات متهمان ماموران پلیس به دستور بازپرس 2 متهم را بازداشت کردند و تحقیقات از 3پسر جوان همچنان ادامه دارد. پلیس بررسیهای خود را درخصوص این که متهمان جرایم دیگری انجام دادهاند یا خیر آغاز کرده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: