رضا رفیع‌

دعوت از اهل کتاب برای ملاحظه نمایشگاه!

کتاب البته چیز خوبی است، اما از آن خوبتر و بهتر (وبلکه بیشتر) نمایشگاه بین‌المللی کتاب است که به حول و قوه الهی به اضافه برنامه‌ریزی جامع و مانع وزارت محترم ارشاد، هر ساله در فصل گل و بلبل، در بهار گلعذار، مناسب با حال و هوای اهل کتاب (و البته با حساب و کتاب) در تهران کبیره برگزار می‌شود و امسال، بار بیست ویکم است که وزارت ارشاد مرتکب این کار می‌شود. یکی از مهم‌ترین سیاستگذاری‌های دم و دستگاه‌های فرهنگی ما و از جمله وزارت ارشاد باید باشد که ظاهراً چنین می‌باشد و نیازی به یادآوری ما (یا امثال ما) نمی‌باشد. چرا که کتاب، خود فاقد زبان و بیان است و نمی‌تواند دیگران را به مطالبه و مطالعه خودش فراخواند و فوق فوقش ممکن است با زبان بی‌زبانی (به سبک و سیاق همان معروف که گاهی اوقات نامه‌رسان امثال من و توست) دیگران را به سمت خود جلب و جذب کند. این اشکال کتاب بی‌زبان با هم حل‌بشو نیست. چند بیتی از یک شاعر معروف در همین راستا در ذهن ناقصم هست که اگر اشتباه یا قاطی نکنم، به شرح زیر می‌باشد. شاعر معلوم‌الحال از طرف کتاب مجهول‌الحال چنین می‌گوید:
کد خبر: ۱۷۳۶۱۸
من یار مهربانم‌

دانا و خوش بیانم‌

گویم سخن فراوان‌

با آن‌که بی‌زبانم‌

هم ترد و شیرین‌

هم آبدارم‌

باید برم من‌

چون کار دارم...

توضیح ادبی: این روزها براثر شدت اشتغال به امور یومیّه، حافظه بی‌صاحاب درست یاری نمی‌کند؛ فلذا اگر در نقل شعر فوق مختصر نقص و ایرادی از قبیل عدول از اصل شعر یا دخول دو شعر درهم یا امثال ذلک مشاهده یا احساس می‌شود، هرگز تعمدی یا از روی غرض نبوده؛ اصلا ما که باشیم که  بلانسبت شما  از این غلط‌ها بکنیم؟ ما نیز می‌دانیم که: <چون غرض آمد، هنر دوشیده شد....> (اگر همین یک مصرع را هم درست عرض و قرض کرده باشیم و غلط فرض نکرده باشیم. ای لعنت براین حافظه در پیتی!)

... بگذریم. داشتیم راجع به مقوله کتاب و فرهنگ کتابخوانی و کتابخری عرض می‌کردیم. انسان‌های با‌فرهنگ عموما اهل کتاب هستند و کتاب جایی ویژه و مخصوص در سبد خرید مایحتاج روزانه یا ماهانه آنها دارد. اگر شده از قوت لایموت‌شان بزنند، می‌زنند اما دست از کتاب برنمی‌دارند. چرا؟ چون تشنه مطالعه‌اند. کسانی هستند که به تبعیت از ملای رومی (که هیچ ربطی به محلی به نام «پل رومی» در تهران ندارد) در طول و عرض زندگی‌‌شان، آب کم جستند،‌ به جاش تشنگی به دست آوردند و در حال حاضر آب از بالا و پست آنها می‌جوشد. غلط نکنم اصل شعر باید این باشد:

آب کم جو، تشنگی‌آور به دست‌

تا بجوشد آبت از بالا و پست‌

البته میزان جوشش، بستگی به نقطه جوش آب دارد. مثلاً اگر آب سنگین اراک باشد (که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی دنبالش بود) ممکن است کمی دیرتر بجوشد از بالا و پست. تا حدودی بستگی به نظر شورای امنیت ملی‌مان هم دارد. دارد حرف‌ها سیاسی  هسته‌ای می‌شود.

حرف آخر و بهره اموات:

ستون طنز مرا آب جوی کافی نیست‌

که ترکنی سر انگشت و صفحه بشماری‌

به قصد سیر و تفرج برو نمایشگاه‌

اگر کتاب بخر بوده یا که بیکاری!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها