خانه دوست

گفتگوی شاعرانه‌

چرا مرغ مادر و پدرها یک پا بیشتر نداره؟ رحیم طاهری از حسن‌آباد فشافویه‌(ری) در پاسخ به پرسش ما خلا‌قیتش گل کرده و یک مصاحبه خیالی انجام داده، بخوانید:
کد خبر: ۱۷۳۴۹۵

من: مامان! چرا مرغ شما و بابا یه پا بیشتر نداره؟

مامان: چی؟ مرغ من و بابات؟ کدوم مرغ؟ مگه ما مرغ داریم؟

من: نمی‌دونم. شاید داشتید یا دارید و خودتون خبر ندارید.

مامان: خب، اگه داشتیم یا داریم پس کو؟ کجاست؟ چرا کسی اونو ندیده؟

من: نمی‌دونم. شاید... شاید... خب لابد حتما دارید که پرسیدن چرا یک پا بیشتر نداره.

مامان: من که از حرفات سر در نمی‌آرم. بذار بابات شب بیاد خودت ازش بپرس. خب حالا بگو ببینم کی یه همچه چیزی پرسیده؟ لابد سر کاریه؟

من: نه سر کاری نیست. توی ضمیمه وزین نسل سه جام‌جم که سه‌شنبه‌ها چاپ می‌شه ستون خانه دوست مطرح شده.

مامان: چی بگم والاه. به حق چیزای نشنیده و ندیده. یکی نیست به اینها بگه آخه تو این بازار گرونی مرغ کجا بوده؟ اون هم یه پا. من و بابات تو 7 تا مرغداری یه جوجه هم نداریم. حالا تو گیر دادی به گونه نایابش اون هم یه پا؟ در ضمن لازم نکرده هر چی تو روزنومه‌ها می‌نویسن بخونی و بیایی خونه بپرسی، فهمیدی؟

من: آره. مامان! 2 هزار تومان می‌دی برم سینما؟

مامان: نعععععععععععع.

من: آخه چرا؟

مامان: واسه ارا؟ گفتم نععععععععععععع.

من: حالا فهمیدم چرا مرغ شماها یه پا بیشتر نداره. (اون یکی پاشو زدید قلم کردید.)

یه بنده خدایی از یه جایی: بهتر بود می‌پرسیدین چرا مرغ کافه کاغذی یه پا داره؟ چون ما هر چی سوال طرح می‌کنیم و پیشنهاد می‌دیم و ابراز وجود می‌کنیم باز این آقا کار خودشو می‌کنه واصلا انگار نه انگار که ما وجود داریم و با این کارش به روح لطیف ما ضربه می‌زنه (ای خدا از دست این کافه کاغذی... اشکمو درآورد.
های‌های‌های) بگذریم. به نظر من تو این دوره زمونه مرغ همه آدما یه پا داره دیگه چه برسه به پدر و مادرا... اما خب مرغ یه پای این پدر و مادرا با بقیه آدما یه فرق اساسی داره و اونم این که این پدر و مادرای گل (کیف می‌کنید چه مودبم..!) حال و آینده و سرنوشت بچه‌هاشون براشون خیلی مهمه و دوست دارن این نوگلای زندگیشون (اوه چه رمانتیک شد) همیشه سالم باشن و به جاهای خوب خوب برسن، برای همینم مرغ‌هایشان همیشه یک پا دارد و خودشان هم کوتاه نمی‌آن که خب البته بعضی وقتا این به نفع ماست و مارو چند قدم جلوتر می‌بره و بعضی وقتا هم درست بر عکس چون جای ما نیستن، نمی‌تونن حال و روز مارو درک کنن و ما هم می‌شیم آخر افسردگی برای همینم لازمه این پدر و مادرا بعضی وقتا، از این مرغ یه پاییشون  دست بردارن و به بچه‌هاشون اعتماد کنن و اونارو به حال خودشون بذارن.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها