یک عاشقانه آرام‌

مرجانه صدری از اصفهان: این مطلب هم بخشی از نامه مرجانه است که در واقع یک جور مناجات‌نامه است. مناجات با خدایی که خیلی وقت‌ها هوای شما نسل سومی‌ها را داره. مناجات نامه‌ای برای تمام جوان‌هایی که دلشون برای «او» می‌تپد:
کد خبر: ۱۷۳۴۹۳

تو زیبایی. این رو می‌دونم. این‌رو حس می‌کنم. وقتی صبح‌های زود از کنار زاینده رود رد می‌شم صدای آواز آب رودخانه را می‌شنوم، وقتی صدای گنجشک‌ها و بلبل‌ها رو می‌شنوم که دارن ذکر تورو می‌گن. اون وقت زیر لب به خودم می‌گم «... این شرط آدمیت نیست/ مرغ تسبیح خوان و من خاموش» و بعد شروع می‌کنم به حرف زدن با تو. حرف‌هایی که فقط تو می‌شنوی. حرف‌هایی که فقط باید به تو گفت و نمی‌دونی چه لذتی داره وقتی سنگینی نگاهت رو روی شونه‌هام حس می‌کنم. نمی‌دونی چه جوری غرق شکر و شور می‌شم وقتی می‌فهمم که با چه دقتی داری به حرف‌هام گوش می‌کنی و بعد احساس غرور می‌کنم، از این که می‌بینم تو را دارم. فقط تو را خدای مهربون من. چقدر تکراری است گفتن این حرف که دوستت دارم. آن قدر که این دوست داشتن همه وجودم شده.
وجودی که از آن توست. برای توست و امیدوارم این عشق کوچولو اما اصیل رو از من بپذیری. توی زندگی جز این هیچ آرزویی ندارم... .

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها