یادداشتی بر مجموعه مستند دور و نزدیک‌

تصویری از ما برای خود ما

همه ما دوست داریم به‌نوعی تصویر خودمان را در تلویزیون یا هر رسانه‌ دیگری ببینیم و هر چقدر این تصویر فرضی به واقعیت وجودی خودمان نزدیک‌تر باشد، بیشتر مشعوف می‌شویم و احتمالا بیشتر چیز یاد می‌گیریم. همه رسانه‌ها و البته تلویزیون تلاش می‌کنند چنین اتفاقی بیفتد. از برنامه‌های ترکیبی گرفته تا آثار نمایشی همه به نوعی می‌کوشند چنین اتفاقی را باعث شوند. شاید به همین دلیل باشد که هر چقدر این آثار به واقعیت نزدیک‌تر باشند، ما بیشتر با آن ارتباط برقرار می‌کنیم و سازندگانش را هنرمند‌تر می‌دانیم. در آثار نمایشی ما هم به نوعی همین معادله وجود دارد. یعنی هر چقدر بازیگر و کارگردان ابعاد بیشتری از واقعیت را نمایش دهند، بیشتر به دل ما می‌نشیند و ما بیشتر از آن خوشمان می‌آید و با شخصیت‌های آن اثر بیشتر همذات‌پنداری می‌کنیم حالا اگر اثری خلق شود که تلاش کند بی‌واسطه ما را به واقعیت نزدیک کند، نتیجه احتمالا باید خیلی فوق‌العاده باشد. با این دیدگاه به یکی از پرطرفدارترین گونه‌های تصویری تبدیل شد و توانست دیدگان مخاطب را مهمان تصاویری کند که بازسازی نبودند، هدایت شده نبودند و با این وجود، ارزش آنها مستقیما از همین تصاویر و اتفاقاتی که می‌افتاد، می‌آمد.
کد خبر: ۱۷۳۴۲۱

 فیلم مستند در تاریخ سینما در هیات‌های گوناگونی ظاهر شده است. بی‌علت هم نیست که نخبگان به‌نوعی آینده سینما را بیشتر در این نوع سینمایی جستجو می‌کنند.

تلویزیون ما هم مدت‌هاست که به اهمیت و جایگاه مستند پی برده و به اشکال گوناگون می‌کوشد از آن در برنامه‌های مختلف خود استفاده کند. در بیشتر برنامه‌های خبری و غیر خبری استفاده از گزارش تصویری و یا خبری خیلی باب شده است. در واقع مکمل و نقطه اوج بسیاری از برنامه‌های تلویزیونی همین برنامه‌های مستند هستند که بدون این‌که جایگاه واقعی آنها و ساخت علمی‌شان اصلا مورد توجه باشد. وقتی یک گزارش خبری درست و حرفه‌ای ساخته شده باشد، در واقع از پارامتر‌های فیلم مستند تبعیت می‌کند.

دور و نزدیک عنوان مجموعه‌ای است که از شبکه 3 سیما پخش می‌شود. این مجموعه یکی  از مجموعه‌های مستندی است که تلاش می‌کند بی‌واسطه و هدفمند گوشه‌های ناپیدای بعضی مردم این دیار را به تصویر بکشد. در این مجموعه می‌شود بوضوح تلاش سازندگانی را دید که می‌کوشند تصویری<خلاف آمد> هر چه دیده‌ایم، در برابر دیدگانمان بگذارد. دور و نزدیک ادعای ساخت یک اثر با آرایه‌های آنچنانی هنری ندارد و هیچ وقت هم پشت چنین نگاهی خود را پنهان نمی‌کند. نقطه ثقل مجموعه مستند دور و نزدیک در واقع خود موضوع‌ها و سوژه‌هاست. آدم‌هایی که از فرط حاشیه‌نشینی و مورد توجه نبودن علتی شده‌اند تا محور یکی از قسمت‌های این مجموعه باشند. با این که دور و نزدیک معمولا به فقر و تنگدستی و قناعت شگفتی‌آور کاراکترهایش می‌پردازد، اما هرگز تلاش نکرده است سیاه‌نمایی کند. اصلا جنس مستندی که دور و نزدیک به آن روی آورده است، سیاه‌نمایی یا تلاش برای ایجاد فضایی کاذب در این زمینه نیست. دور و نزدیک همه تلاشش را می‌کند که همه چیز را آن گونه که هست، تصویر کند. بدون این که بخواهد احیانا غرض‌ورزی کند و چیز دیگر را به این مجموعه بیفزاید. دور و نزدیک در واقع یک راوی ساده است که می‌خواهد دوربین، پنجره‌ای باشد به زندگی آدم‌هایی که تاکنون شانس آشنایی با آنها را نداشته‌ایم یا نخواسته‌ایم به هر دلیلی آنها را ببینیم. آدم‌هایی که در رفتار، گفتار و پندار آنقدر بکر و قائم به ذات هستند که مشابهی برای آنها نمی‌توان متصور شد. همین تمرکز بر تفاوت‌ها یکی از ویژگی‌های ممتاز مستند دور و نزدیک است.

 با وجود این، ای کاش سازندگان از حمایت بیشتری برخوردار بودند و می‌توانستند بیش از این با سوژه‌های مختلف مجموعه‌شان باشند. در آن صورت شاید مجموعه مستند دور و نزدیک می‌توانست بیش از این به لایه‌های زیرین آدم‌ها نفوذ کند و ماندنی‌تر از چیزی شود که دیدیم.

مهدی غلام‌حیدری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها