درباره سریال «سرنوشت»

داستان وقت خواب‌

خوب به خاطر دارم در نوجوانی اولین بار که چشمم به کتاب جنگ و صلح افتاد که در 2 جلد قطور هم چاپ شده بود واقعا شگفت‌‌زده شدم و زیر لب با خودم گفتم: «عجب کتابی! این همه صفحه!...». بعضی از مجموعه‌های تلویزیونی که این روزها می‌سازند و نشانمان می‌دهند، حکایت طول و تفصیل جنگ و صلح و بینوایان را دارند با تعداد زیادی کاراکتر و چندین ماجرای فرعی. با دیدن این گونه سریال‌ها هم اولین چیزی که به ذهن می‌رسد آن است که کارگردان چگونه می‌خواهد این همه آدم و ماجرا را به هم ربط بدهد و محصولش را به سرانجام برساند.
کد خبر: ۱۷۳۴۱۶

داستان سریال روشن است و خیلی هم ساده روایت شده و مهم‌تر این که «سرنوشت» سریال بی‌ادعایی است؛ خصوصیتی که به دل منتقد می‌نشیند و باعث می‌شود در نقدش برخی نقایص را نادیده بگیرد. مجموعه سرنوشت بوضوح خوش‌رنگ و خوش‌منظر و خیلی خوب تصویربرداری شده است. در بسیاری از صحنه‌ها دوربین با حرکات نرم و ملایمش به صحنه‌ها جلوه زیبایی بخشیده و مانع یکنواختی آنها شده است. با این همه، سریال خالی از اشکال نیست. به فرض تدوین آن با دقت انجام نشده است که این اشکال‌ها شاید بتوانند روی نقاط قوت و ارزش‌های سریال سایه بیندازند، اما نمی‌توانند واقعیت مجموعه را از نظر پنهان کنند. این واقعیت را که مجموعه تلویزیونی سرنوشت به اندازه کافی جذاب و دیدنی از کار درآمده و توانسته مخاطب را تحت تاثیر فضا و کاراکترهایش قرار دهد، بخصوص آن که دربردارنده یکی از عوامل اصلی جذب مخاطب است؛ بازیگران توانا و نام‌آشنایی که به مرور زمان تبدیل به چهره‌های محبوب سریال‌های تلویزیونی شده‌اند.

مجموعه سرنوشت مشکل شخصیت‌‌پردازی هم دارد. بعضی از خصوصیات رفتاری و اخلاقی شخصیت‌ها یا فراموش می‌شوند یا در نشان دادنشان زیاده‌روی صورت می‌گیرد. در ضمن آنچه که در متن اتفاق افتاده و در اجرا هم خودش را نشان داده بی‌تناسبی بخش‌هایی از دیالوگ‌‌ها با تیپ گوینده‌های آنهاست، به طوری که برخی جمله‌‌های به کار برده شده با تیپ و وجوه شخصیتی کاراکترها جور درنمی‌آیند. به فرض در صحنه‌ای که پدر‌خوانده سامیه، سینی کباب را به همسرش عاطفه می‌دهد، عاطفه می‌گوید: «زود بیا که از گشنگی دارم می‌میرم!» که شنیدن چنین حرفی از زبان خانمی وارسته و باشخصیت، با آن منش و سر و وضع واقعا تعجب‌آور است. همچنین در پرداخت برخی شخصیت‌ها با تضادی مشابه مواجه می‌شویم. به فرض هرچند رک‌گویی و بی‌پرده صحبت کردن فرزاد از وجوه شخصیتی او محسوب می‌شود.

سریال سرنوشت قصه شب مخاطبان تلویزیون است و همان احساس پاک و سالمی را به مخاطبانش منتقل می‌کند که سال‌ها پیش مرحوم مانی با داستان‌های شب به مخاطبان رادیو می‌بخشید. سریال سرنوشت هرچند مثل برخی سریال‌‌های خاص به مفاهیم پیچیده فلسفی نپرداخته، اما در بر گیرنده نکات و مفاهیم اخلاقی و اجتماعی قابل‌توجهی است که بی‌شک ارزش نقد و بررسی را دارند. با این همه در نقد این سریال نباید چندان سختگیر بود؛ بخصوص اگر به عنوان «قصه شب» نگاهش کنیم، قصه‌ای برای وقت خواب... .

محمودرضا جغتایی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها