جوجه کلاغ گرسنه‌

کد خبر: ۱۷۳۳۱۷

  تنها فکرش این بود تا برای جوجه کلاغش که تازه به دنیا اومده بود آذوقه‌ای جور کنه که از دور دید یه سایه داره تو برفا تکون می‌خوره.

خیلی دوست داشت که اشتباه ندیده باشه و یه غذای خوشمره به همراه جوجه‌اش نوش‌جان کنه.نزدیک که شد دید یه موجود خیلی کوچولو داره ناله می‌کنه و دنبال مامانش می‌گرده.

اونو به سختی برگردوند و دلش کلی به حالش سوخت.پنگوئن کوچولوی سیاه و سفید راهشو گم کرده بود و داشت از سرما و بی‌غذایی از بین می‌رفت.کلاغ قصه یاد جوجه خودش افتاد و آهی از ته دل کشید. با زحمت زیاد رفت و خودشو به جمع پنگوئن‌ها رسوند و این خبرو بهشون رسوند که پنگوئن کوچولو داره می‌میره. همه پنگوئن‌ها زود کلی لباس و غذا برداشتن و همراه کلاغ فداکار به سمت پنگوئن کوچولو رفتن و اونو نجات دادن.

بعد هم به عنوان پاداش این فداکاری به کلاغ قصه کلی آذوقه دادن تا برای جوجه‌اش ببره.

کلاغ قصه خوشحال بود چون با کار خوبی که کرده بود تونسته بود، هم پنگوئن کوچولورو از مرگ نجات بده، هم پدرومادرشو خوشحال کنه و هم برای فرزندش آذوقه بیاره. وقتی کلاغ به لونه‌اش رسید دید جوجه‌اش خیلی گرسنه‌اس. با خوشحالی براش جریانو تعریف کرد و با هم به خوردن غذا مشغول شدن.

اون پاداش کار خیرشو گرفته بود.

بهاره سدیری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها