در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چه انتظارهایی از برپایی این نمایشگاه داشتید؟ آیا از قبل روی موضوعها و نوع کار هماهنگی وجود داشته یا آثار را تنها برای نمایشگاه گزینش کردید؟
این دومین نمایشگاهی است که با هنرجویان برگزار کردهایم؛ البته هر سال افراد گروه تغییر میکنند و به طور ثابت بچههای سال گذشته نیستند و در مقاطع تحصیلی مختلف در حال ارائه کار هستند. پیش از هر چیز باید بگویم <خوشبینم> چون سال به سال کارها بهتر میشوند. کارهای امسال تخصصیترند و نکتههایی که در تصویرسازی هست، در آنها رعایت شده است؛ مثلا کار طراحی تخصصی این بچهها قوی است که شاید همه این شناخت و تجربه را نداشته باشند و دوم تکنیکال بودن کارهاست، چون بچهها با تکنیکهای متنوع اجرا داشتهاند. بله. هماهنگی هم بوده ولی بچهها در هر مرحله آزادانه انتخاب کردهاند. یکی از برنامههای ما برای این نمایشگاه شرکت دادن آثار در نمایشگاه ژاپن و ایتالیاست و همچنین بیینالهایی که در داخل برگزار میشود. در جشنواره جوان حوزه هنری که خیلی هم موفق بود و جشنواره ادیان در موزه امام علی (ع) کارهای این بچهها بود. در هر صورت این تجربهها برای آنان بسیار لازم و کارساز است.
با توجه به تفاوت تکنیک و استفاده از رنگ (گواش، پاستل، آب مرکب، آکریلیک) و نوع تنوعی که در روایتها و اجرا دیده میشود. شما چه اعمال نظری داشتید؟
من بچهها را در کار کردن آزاد میگذارم و این تنوع به خاطر متنهای متنوعی بود که انتخاب کرده بودند. یکی ممکن است شعر دوست داشته باشد. یکی داستان... من سفارش نمیدهم. این بچهها میخواهند آزاد کار کنند و کار یاد بگیرند و به وادیهای حرفهایتر راهیابند. آنان واقعا جستجوگرند و ذهنشان واقعا پویاست و خیلی از داستانها و روایتها را خودشان ساختهاند.
با مطرح شدن بحث آزاد در تصویرگری موافقتر هستید یا بازسرایی متن و جاری شدن آن در تخیلی که با ابزار و بیان بصری نمود یافته و در مجموع وجه هنری در کدام حالت غالبتر است؟
تصویرسازی حتما موضوعی دارد. موضوع یا در نمایشگاهها تعریف میشود یا خودتان آن را بر میدارید. من فکر میکنم هر دو حالت آن درستتر است.
با توجه به تغییر نسبی زاویه کارکرد یک هنر در اعصار مختلف تاریخ و تمدن و اشاره به این نکته که نگارگری ایرانی، شکلی از تصویرگری بوده و از دوران باستان هم این هنر با نقش برجستهها، سفالینهها و کاشیکاریها و... همواره در پیشینه هنری ما جایگاهی ویژه داشته است. شما کارکرد امروزی آن را در حال و هوای ما و تغییر کیفیت زندگی آدمها، چگونه ارزیابی میکنید؟
شما با اشاره به تاریخچه این بحث را آغاز کردید که یک بخش آن کتابت است و بخش دیگر آن نگارگری است و با یک مرور اجمالی کاملا پیداست که ما گذشته پرباری در تصویرگری داریم. من فکر میکنم شکل اجرای آن کاملا عوض شده. مثلا ممکن است شما به یک نمایشگاه بروید و حجم سادهای را در فضایی سبز ببینید که روی یک قسمت آن تصویرسازی شده باشد. یعنی کار گاهی از حالت دوبعدی خارج و دارای حجم شده است و ممکن است دیگر نمایشگاهی نباشد. ضمن آن که ابزار کار و نگاهها هم تغییر یافته است.
امروز در کشور خودمان اگر بخواهیم کارکردی غالب را برای تصویرسازی در نظر بگیریم، باید تنها به محدود کردن آن در کتابهای داستان کودکان بیندیشیم یا اینکه این روزها در حوزههایی مانند علمی و تبلیغاتی نیز میتوان از آن بهرهگیریهای موثری داشت؟
تقسیمبندیهایی درحوزه تصویرگری وجود دارد. مثلا شما در بیلبوردهای تبلیغاتی میتوانید تصویرسازی ببینید. تصویرسازی زیستمحیطی داریم، تصویرسازی علمی داریم (مانند مراحل رشد یک دانه) در گذشته نیز تصویرسازی طب، نجوم و ... داشتیم. شاخهها متنوعند و انتخاب هر کدام از آنها سلیقهای است.
بچههای امروز با چه جور تکنیکها یا بیان بصری بهتر ارتباط برقرار میکنند؟
دنیای امروز دنیای متنوع سرگرمیها و کارهای سه بعدی است. بههمین دلیل، با یک برنامهریزی جدی باید آنها را به کتاب علاقهمند کنیم. اگر بچهها به کتاب علاقهمند نشوند، سروکارشان به ماشین دیجیتال میافتد که شوخیبردار نیست و بچهها را با خود خواهد برد. ما اگر فرهنگ دیجیتال را نشناسیم و درگذر از فرهنگ سنتی به مدرن آنها را با نگاههای معاصر مرتبط با سنتهای ارزشمندمان آشنا نکنیم، بیهویت بارشان آوردهایم. گذشته ما پربار و باارزش است و اگر آن را با دیجیتال که جزء جدایی ناپذیر زندگی بچههای عصر ماست پیوند دهیم، کار ثمربخشی انجام دادهایم.
با تصویرسازی کامپیوتری که این روزها رواج پیدا کرده، چقدر موافقید؟
یک شیوه است. شما میتوانید با کامپیوتر یا دست کار کنید یا کلاژ کار کنید که روشهای مختلف اجرا است.
یعنی این شیوهها به لحاظ شکلگیری جنبههای هنری تفاوتی ندارند؟
یک مثال ساده میزنم. در جایی دیدم که سیبهای پلاستیکی را برای هنرجویان مدل کرده بودند که من خیلی تعجب کردم و ناراحت شدم و رفتم چند تا سیب گرفتم و به بچهها گفتم اول آنها را بو و بعد لمس کنید و بعد سیبها را بخورید و با این تمرین ساده، تمام حواس پنجگانه آنها راه افتاد. البته من مخالفتی با کار دیجیتال ندارم؛ ولی لذت و تاثیرگذاری که در کار دست هست در کار دیجیتال وجود ندارد.
در تصویرسازی امروز بیشتر چه نکاتی مورد نظر است با توجه به آنکه همواره رابطه موضوع و تصویر یا متن و تصویر و در نهایت همخوانی آنها با تکنیک ارکان اصلی بهشمار میآید؟
هنر تجربه است و انتهایی برای آن در کار نیست. مثلا اگر ما از تصویرسازیهای چاپ سنگی خودمان خوب استفاده کنیم، خیلی کمکمان میکند که مجموعه چاپ سنگیها هم در اختیار جناب دکتر جابر عناصری است و همینطور مجموعههای دیگر که ایشان طی سالیان سال جمعآوری کردهاند و ای کاش بهصورت کتاب درآید. در وهله دوم، جدی گرفتن دانشجویان است و اینجا بحث اهمیت تدریس بهمیان میآید. از طرفی، تصویرسازی هم کار مشکلی است و هم کارکردن در این حیطه علاقهمندی ویژهای میخواهد.
تصویرگری سنتی یا دیجیتال
وقتی از سنتها و الگوهای ملی و هویتی و همخوان کردن آنها با دیجیتال و کامپیوتر حرف میزنیم قرار است بچهها را وارد دنیایی جدید تر بکنیم.
ببینید. بهطور نمونه، اگر من بخواهم از فضاهای زندگیهای صمیمی و پراحساس قدیمی حرف بزنم.
برای بچهها قابل درک نیست. ما باید بکوشیم عالم کودکی بچهها را ببینیم و بدانیم در ذهنشان چه میگذرد و ذهن یک کودک را با ترانهها، فولکلورها و فرهنگ غنی گذشته فیکس کنیم تا بتوانیم پایههای تفکر را بههمراه تخیلی پویا برای کودک بهوجود بیاوریم تا کودک تشویق شود پس از یک کتاب، کتاب دیگری بخواند.
ما باید خودمان باشیم و این خودمان بودن باید تازه باشد.
پروانه توکلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: