در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در ابتدا «خودمونی» نوید برنامهای در ستایش سادگی و بیآلایشی میداد، اما آیا آنچه قرار بود بشود شده است؟ «خودمونی» با توجه به تعدد زمان پخش و فشردگی وقت برای سازندگان آن در این مدت خوب خودش را سر پا نگه داشته، اما طبعاً آسیبهایی هم دیده است. اینکه گویا قرار است از تیر «خودمونی» هفتهای یک بار روی آنتن برود چه بسا به دلیل آگاهی عوامل از این آسیبها باشد و تلاشی که برای پیشگیری از ضعفهای احتمالی دارند.
از ابتدا شروع کنیم. داستان واره ابتدای برنامه همچنان متکی بر قدرت اجرای بازیگران مجری برنامه است و به قوت خود باقی است. ساده است، معرفی غیرمستقیم دارد و جذاب و دیدنی هم هست؛ اما بخش اصلی که به نظر میرسد برنامه از آن بخش آسیبدیده بخش کارشناسی است. «خودمونی» به آن سادگی و بیادعایی که از ابتدا نویدش را میداد دست نیافته است و اگر پسرفت نداشته باشد پیشرفتی در این زمینه نداشته است. اگر جسارت مقانلو در تذکر دادن به میهمانان و مدعوین برای ساده گویی توجه ما را جلب میکرد نوعی محافظه کاری در ادامه از او شاهد بودیم و دیگر اهتمامی از ناحیه او به این مسأله دیده نمیشد. نتیجهاش این شد که نه فقط کارشناسان که احتمالاً نمیتوانستهاند از گویش معمول غیر ساده خود دست بکشند که در مواردی میهمانان هم دیگر پیچیده حرف میزدند و از قبل برنامهریزی شده و از بر کرده و مقانلو به آنها هم تذکری نمیداد. در بخش کارشناسی برنامه این تکلف بیشتر به چشم میخورد. برنامه برای دقایقی هم که شده کاملا علمی میشود و از مقتضای نامش که خودمانی بودن است فاصله میگیرد. مجری سوالات از پیش طراحی شده میپرسد و بحث طوری پیش میرود که انگار رسیدن به نتیجهای کلی و حل مشکلات جامعه هدف این برنامه است. به نظر میرسد آن برنامه «خودمونی» تاثیر محور، حالا بیشتر «نتیجه» محور شده باشد. بهترین سوالاتی که از کارشناسان پرسیده میشود و جایی که تأثیرگذارترین نقش را در برنامه ایفا میکنند هنگامی است که از میان بحثهای غیر رسمی، غیر برنامه ریزی شده و کاملا اتفاقی پیش آمده سوالی مطرح میشود و کارشناس هم وارد این بحث دوستانه غیر رسمی میشود. کم تأثیرترین سوالات هم آنها هستند که روی کاغذ نوشته شدهاند برای اینکه از کارشناسان پرسیده شوند. بخشی از برنامه که به پخش قسمتهایی از فیلمهای طنز متناسب با موضوع برنامه اختصاص داشت کمرنگ شده و همه بار تنفس را مصاحبههای میان برنامه به دوش میکشند که البته همچنان به سادگی، بیتکلفی، خودمانی و از همه مهمتر متنوع بودن خود باقیاند. تنوع در مصاحبه و استفاده عامدانه از اظهارنظرهای متضاد و حتی بظاهر بیمصرف یکی از ویژگیهای متمایز این برنامه از ابتدا بود و خوشبختانه همچنان هم حفظ شده است.
اگر بخش کارشناسی برنامه بیش از این صدمه ندیده شاید به خاطر حضور کارشناسان نسبتا ثابتی برمیگردد که ادبیات کلامیشان خود به خود ساده و خودمانی است و خوب میتوانند به زبان عام حرف بزنند و خودشان را با شرایط اختصاصی برنامه وفق دهند. در دیگر بخشها هم باید از اردلان شجاع کاوه سپاسگزار باشیم که هرجا میتواند با تکه و مزه پرانیهایش فضای برنامه را غیر رسمی میکند تا گفتگوها از دل شرایط و فضای صمیمانه شکل بگیرند و به جای مفید بودن به معنای منتشر، موثر باشند نه اینکه از چالشها برخاسته باشند و صورتی عالمانه و فاضل مآبانه به خود بگیرند.
توجه به این نکته لازم به نظر میرسد که گویا این تغییرات نه از روی سهلانگاری و کمکاری عوامل که اتفاقاً به گمان بهتر شدن و پیشرفت کیفی انجام گرفتهاند؛ اما با کدام معیار؟ معیار شایع علمی بودن؟ «خودمونی» نباید بترسد از اینکه در نگاه مرسوم، غیر علمی، غیر آموزنده و عامهپسند یا ضعیف جلوه کند. «خودمونی» پیش از هر چیز در انتخاب نام خود سنت شکن بوده و ادبیات محاورهای را محور قرار داده است؛ پس انتظار درستی است که توقع داشته باشیم بی توجه به زمزمههای حواشی برنامه به راه اصلی که برگزیده با قدمهای استوار ادامه دهد.
جذابیت واژهای است که نامش بد در رفته است. مساوی پنداشته میشود با بیهودگی، استفاده از ضعفهای مخاطب و زیر سوال بردن شعور و فهم او. جالب است که معنای واقعی واژهای تا این حد وارونه شود و کسی هم به آن توجهی نکند! احترام به درک مخاطب در این نیست که برایش پیچیدهگویی کنیم و از او بخواهیم با ما همراه شود و اگر نشد به هوش خود شک کند. وقتی برای فهم او ارزش قائل شدهایم که بدون تظاهر حرفمان را ساده به او بزنیم و ایمان داشته باشیم که میتواند از دل جذابیتها جان کلام را دریابد. همه ما به جذابیت نیاز داریم. اگر کتابی را میخوانیم و در ذهنمان میماند به این خاطر نیست که کسی به ما توصیه اکید کرده آن را بخوانیم بلکه برای آن است که کتاب اصطلاحاً ما را گرفته و با خود همراه کرده است. کمتر کسی دوست دارد از موضع بالا نصیحت شود.
برنامه «خودمونی» که رویکردی روانشناسانه دارد و حالتی مثل مراجع و مشاور در آن دیده میشود، باید توجه داشته باشد که این فقط یک تشابه است و اگر کسی با اختیار خود به مشاور مراجعه میکند تا نصیحت شود مخاطب به این انگیزه این برنامه را انتخاب نکرده و نباید از این موضع با او روبهرو شد. بدیهی است که قصد اولیه ساخت برنامه این نبوده و اتفاقاً کاملاً بالعکس تلاش داشته گپی خودمانی درباره مسائل و مشکلات باشد، اما اینکه چه شده است که «خودمونی» از این اصل خود فاصله گرفته، آیا این تنها موقعیتی گذراست و میتوان به روزگار وصل امیدوار بود یا نه، این مسیر، جریان حاکم فکری بر برنامه شده، باید منتظر ماند و ادامه برنامه را دید و بعدها بهتر دربارهاش قضاوت کرد.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: