اینک بیش از ربع قرن از آن دوران میگذرد و دانشگاه آزاد به هر تقدیر در تمامی زمینهها دارای ابعاد و گسترهای چشمگیر شده است. امروز دانشگاه آزاد هم مدرک میخواهد، هم کنکور برگزار میکند و هم در مقاطع مختلف تحصیلی مدرک میدهد. گردش مالی این دانشگاه متجاوز از صدها میلیارد تومان است و نزدیک به 2 میلیون دانشجو در آن مشغول به تحصیلند که هر یک مبالغ قابل توجهی را به نسبت درآمد خود به عنوان شهریه به این دانشگاه میپردازند. بنابراین پرواضح است که میان آن طرح اولیه با آنچه امروز موجود است، تفاوت بسیاری وجود دارد. به این ترتیب اصل مسالهای که باید مورد توجه قرار دهیم، هویدا میشود و به نظر میرسد همین مساله است که مناقشات بسیاری را دامن زده و هر از چندی توجه جامعه را به خود جلب میکند: نحوه نظارت و مدیریت بر دانشگاه آزاد چگونه باید باشد؟ در حالی که وضعیت و ابعاد این دانشگاه با آنچه در ابتدا پیریزی شد، قابل مقایسه نیست، آیا سیستم نظارتی و مدیریتی بر آن میتواند بر همان روال و سیاق سابق باشد؟!
امروز در حالی که مجموع داراییها و گردش مالی دانشگاه آزاد که جملگی متعلق به مردم است بالغ بر صدها و بلکه هزاران میلیارد تومان میشود، مردم حق دارند بپرسند توسط چه نهادی و چگونه بر این حجم عظیم پول و سرمایه نظارت میشود؟ اگرچه این دانشگاه، از هیات امنای موجهی نیز برخوردار است؛ اما آیا بزرگوارانی که در این هیات هستند، امکان نظارت بر این گردش مالی عظیم و بررسی دقیق آن را دارند؟ براستی چگونه است که عملکرد مالی وزارت علوم باید توسط دیوان محاسبات به عنوان یک نهاد تخصصی خارج از دولت مورد بررسی و حسابرسی دقیق قرار گیرد؛ اما عملکرد مالی دانشگاه آزاد توسط هیچ نهاد حسابرسی خارج از آن تاکنون بررسی نشده و گزارشهای تفریغ بودجه سالانه یا پنجساله یا 10 سالهای از آن توسط این گونه نهادها وجود ندارد.
قاعدتا در چنین وضعیتی جا دارد هیات امنای دانشگاه آزاد به عنوان عالیترین رکن این دانشگاه، متناسب با شرایط و مقتضیات کنونی دانشگاه و جامعه، ساختار نظارتی و مدیریتی کارآمد و پاسخگویی را برای این مجموعه علمی، فرهنگی و در عین حال برخوردار از گردش مالی کلان در مقیاس کشوری تدارک ببیند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم