در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عبدالسلام عزب با امیدی اندک به آینده همچنان با مادر خود زندگی میکرد. وقتی در خانه بود برای آن که سرگرم شود جلوی تلویزیون دراز میکشید و وقتش را به تماشای فیلم شیر صحرا، محصول 1981 میگذراند که نیروهای مقاومت لیبی را با بازی آنتونیکوئین به تصویر میکشید. بارها و بارها این فیلم را دیده بود.
با آغاز جنگ عراق گاهی به تماشای برنامههای شبکه الجزیره مینشست. هیچکس در خانواده از تهاجم ائتلاف تحت رهبری ایالاتمتحده به عراق حمایت نمیکرد اما عبدالسلام محو تصاویر خونباری میشد که الجزیره پخش میکرد. او گاهی به مادرش میگفت عاقبت به عراق میرود تا با آمریکاییها بجنگند اما هر بار قبل از آن که مادر اعتراض کند، عقبنشینی میکرد: نه، نه مادر، نگران نباش. در ادامه خندهکنان میگفت: عراق که خبری نیست. همین جا میمانم و ازدواج میکنم.
یکی از آخرین روزهای سپتامبر سال 2006 بود که عبدالسلام به ناگاه ناپدید شد. زمانی که وقت صرف شام به خانه برنگشت، مادرش با اضطراب سراغش را گرفت. برادرش به مادر اطمینان داد او به بنغازی رفته تا ادکلن بخرد اما عبدالحمید خودش هم به داستانی که سر هم کرده بود، باور نداشت.
عبدالسلام احتمالا با سوار شدن به کامیونهای گذری خود را به قاهره، پایتخت مصر رسانده بود و از آنجا به سمت دمشق، پایتخت سوریه پرواز کرده بود. او اندکی بعد در حالی که 100دلار در جیب داشت از مرز سوریه با عراق گذشت تا خود را به گروهی از شورشیان که توسط شخصی به نام حمد هدایت میشدند، برساند. چند روز پس از ناپدید شدن عبدالسلام بود که زنگ تلفن خانه مادرش در دارنه به صدا درآمد. او از آنسوی خط گفت: در رمادی هستم.
اواخر سال گذشته میلادی بود که سربازان آمریکایی به یکی از خانههای تیمی شورشیان در شهر سنجر در شمال عراق یورش بردند. در آنجا فرمهای پرشدهای را یافتند که احتمالا درخواست عضویت در گروههای شبهنظامی شورشی عراق بودند که توسط متقاضیان پیش از عزیمت به این کشور پر شده بودند. فرمها که بر بالای آنها عبارت شورای مجاهدین نقش بسته بود اطلاعات چندانی جز نام و نامخانوادگی، آدرس محل سکونت خانواده متقاضی و شماره تلفن از یکی از نزدیکان را در برنمیگرفت.
وقتی تحلیلگران ارتش آمریکا با دقت بیشتری به بررسی این فرمها پرداختند یک موضوع توجه آن را جلب کرد. از بین 606 فرم پرشده تقریبا 19 درصدشان متعلق به شهروندان لیبی بودند. این در حالی بود که تا پیش از این گمان میرفت بخش اعظم ستیزهجویان خارجی عراق از عربستانسعودی به این کشور میروند.
با بررسی دقیقتر فرمها مشخص شد اگر چه 264 فرم مربوط به شهروندان سعودی بود لیکن لیبیاییها پس از آنان در رتبه دوم قرار گرفتند. نکته دیگر اینکه اگر تعداد شورشیان خارجی بر مبنای جمعیت کشوری که تابعیتاش را داشتند مورد بررسی قرار میگرفت لیبیاییها در مرتبهای بالاتر از سعودیتبارها قرار میگرفتند. از 112 لیبیایی عزیمت کرده به عراق تعداد قابل توجهی -52نفر- از یک شهر کوچک سواحل مدیترانه با جمعیتی در حدود 50 هزار نفر به نام دارنه راهی عراق شده بودند.
مناظر طبیعی بدیع این شهر کوچک را در دورنمای آبهای پرتلالو مدیترانه احاطه کرده است. این شهر مملو از خانههای سیمانی کم ارتفاعی است که با نوعی رنگ روغنی از یکنواختی خارج شدهاند.
بخش نفت و گاز اقتصاد لیبی را تحت سلطه خود دارد و تقریبا 90 درصد درآمدهای لیبی از محل فروش نفت و گاز این کشور تامین میشود با این حال سهم ناچیزی از درآمدهای این کشور از بخش انرژی به استانهای شرقی رسیده است.
مقامات دولتی در طرابلس، پایتخت اذعان دارند استانهای شرقی کشور از دیرباز مورد بیتوجهی قرار گرفتهاند. این واقعیتی است که هیچکس در دارنه از آن بیاطلاع نیست و بهرغم مخاطرات انتقاد از دولت معمر قذافی، رهبر لیبی تقریبا همه در این شهر به وضوح منتقد حاکمیت او هستند.
نکته گویای دیگر هم در فرمهای بدست آمده در سنجر وجود دارد. نزدیک به 85 درصد داوطلبان لیبیایی جنگ در عراق متقاضی انجام عملیات انتحاری بودند. این نسبت در بین شهروندان سایر کشورهایی که برای جنگ به عراق میآیند جز مراکش بیهمتا است.
با این حال سرخوردگی اقتصادی به تنهایی نمیتواند توجیهکننده گرایش جوانان دارنه برای پیوستن به شورشیان عراق باشد. دهها میلیون مسلمان فقیر در دنیا وجود دارد اما تنها تعداد اندکی از آنها که از چند صد تن در هر مقطع زمانی فراتر نمیرود به عراق میروند تا بجنگند.
اتفاق نظر ناچیزی در مورد انگیزههای این عده و عامل یا عواملی که باعث میشود شخصی فاصله طولانی بیننده خبرهای تلویزیونی تا بمبگذاری انتحاری را بپیماید، وجود دارد.
برایان فیشرمن، یکی از کارشناسان مبارزه با تروریسم مرکز تحقیقاتی وستپوینت آمریکا که اسناد کشف شده در سنجر را به دقت مورد بررسی قرار داده است، میگوید: این معمایی بزرگ است. میافزاید: انگیزههای این افراد خیلیخیلی شخصی و بومی هستند و رمزگشایی از آنها به سادگی میسر نیست.
اعضای خانواده بمبگذاران انتحاری معمولا افراد بمبگذار را کسانی که دچار نوعی سرخوردگی و سردرگمی هستند به تصویر میکشند. این عده از ایدئولوژیای جهانی الهام نمیگیرند بلکه بیشتر تابع مولفههایی چون تضادهای شخصیتی، رقابتهای خانوادگی و احساساتی سرکوب شده هستند.
یافتن پاسخی برای این سوال که پس چرا دارنه؟ کار چندان آسانی نیست. با این حال همه عواملی که برای تبدیل یک فرد به بمبگذاری انتحاری لازم است یکجا در این شهر ساحلی در حاشیه جنوبی دریای مدیترانه جمع شده است.
چرخش دیپلماتیک
وضعیت این شهر به دردسری برای دیلپماتهای لیبی تبدیل شده است. لیبی از نقطهنظر دستگاه دیپلماسی دولت بوش نمونهای از موفقیت در جنگ با ترور تلقی میشود. در دهههای 1980 و 1990 لیبی تحت رهبری قذافی نمادی از تروریسم دولتی معرفی میشد.
دارنه و مناطق مجاور آن از دیرباز خاستگاه مقاومت در برابر حاکمیت قذافی بوده است. اواسط دهه 1990 میلادی بود که نیروهای امنیتی دولت او شبهنظامیان دارنه را سرکوب کردند. هواپیماهای بمبافکن و هلیکوپترهای توپدار ارتش به محل درگیریها فراخوانده شدند تا شبه نظامیانی که خود را منتسب به گروه مبارزان اسلامی لیبی (LifG) میدانستند، سرکوب کنند.
دارنه سالهاست که آرام است با این حال هنوز هم در چند نقطه از شهر پستهای ایست و بازرسی را میتوان دید که نیروهای پلیس در آنها تردد مردم را تحت نظر دارند. وقتی از مردم شهر در مورد LifG سوال میشود اکثر آنها، حتی کسانی که از عزیمت جوانان به عراق حمایت میکنند حاضر به جواب دادن نیستند و بهتر میبینند که سکوت کنند.
مدارک کشف شده در سنجر نشان میدهد گروههای شورشی عراق رابطهایی محلی در دارنه دارند. هیچکس به درستی نمیداند مردان جوان دارنه چطور جذب گروههای شورشی عراق میشدند و چگونه در گروههایی کوچک با پشتسر گذاشتن لیبی، مصر و سوریه از عراق سر در میآورند.
آخرین گروه داوطلبها به ظاهر اوت سال گذشته روانه عراق شدند و مشخص نیست هنوز هم مشتاقان جنگ در عراق از دارنه راهی این کشور میشوند یا نه.
شاید این شبکه در حال تجدیدقوا است. همین ماه گذشته بود که یکی از اعضای ارشد دستگاه اطلاعات داخلی دولت قذافی در سفر به دارنه ترور شد.
مقامات طرابلس میگویند فرد ترور شده یکی از بازجویان خشن دستگاه امینتی بوده که به دلیل عملکردش دشمنان زیادی داشته و ترور او الزاما از ناحیه وابستگان القاعده نبوده است.
دلمشغولیهای قذافی
رهبر لیبی به ظاهر دریافته در دارنه و دیگر شهرهای فقیر و محروم از امکانات شرق کشور با مشکل مواجه است. دولت او به یمن رشد بهای نفت در تلاش است تا وضعیت معیشتی ساکنان مناطق شرقی کشور را ارتقا بخشد.
در حاشیه جاده ورودی به دارنه شرکتهای دولتی در حال احداث 2 هزار واحد آپارتمانی هستند که قرار است پس از تکمیل در سال 2006 نزدیک به 13 هزار محلی را در خود جای دهند.
این واحدها هنوز تکمیل نشدهاند اما گفته میشود پس از پایان عملیات اجرایی به طور رایگان در اختیار زوجهای جوان قرار داده میشوند.
در سایه اطلاعات به دست آمده در سنجر بود که مقامات امریکایی دولت قذافی را تحت فشار قرار دادند. نوامبر سال گذشته میلادی بود که هیاتی به سرپرستی سرلشکر بیل دیلی، از کارشناسان ارشد مبارزه با تروریسم که مامور به خدمت در وزارت کشور آمریکاست با سفر به طرابلس با مقامات ارشد لیبی دیدار و گفتگو کرد.
این هیات لیبیاییها را در جریان یافتههای نظامیان آمریکایی در سنجر قرار داد. آنان در ابتدا مقاومت میکردند اما وقتی آمریکاییها ادله و شواهد خود را رو کردند به وجود این مشکل اذعان کردند. آمریکاییها از سطح همکاری دولت لیبی رضایت دارند و با توجه به آمار و اطلاعاتی که از عراق به آنها میرسد بر این باور هستند که روند اعزام جنگجویان خارجی به عراق کند شده است.
عبدالحمید بنعلی، برادر عبدالسلام که هنوز در دارنه است، تاکید دارد نمیداند چطور برادرش توانسته به عراق برود و به عضویت گروههای شورشی درآید. او به این نکته اشاره میکند که برادرش به ندرت از اینترنت استفاده میکرد و هیچ ارتباطی با LifG نداشت. به فاصله اندکی پس از اولین تماس عبدالسلام از عراق بود که او دوباره به خانه زنگ زد که بگوید قرار است در عملیاتی شرکت کند.
وقتی تلفنی 4 روز بعد دوباره زنگ زد عبدالحمید از آن سوی خط صدای ناشناسی را شنید. ناشناس از شهادت عبدالسلام در عملیات علیه کفار در عراق خبر داد و بی آن که توضیح بیشتری بدهد تماس را قطع کرد.
دولت قذاقی به دست داشتن در بمبگذاری سال 1988 در پرواز شماره 103 شرکت هواپیمایی پانآمریکن آمریکا که بر فراز لاکربی انگلیس منفجر شد و تمامی 270 سرنشین آن کشته شدند و همچنین بمبگذاری سال 1986 در دیسکویی در برلین، پایتخت آلمان متهم بود که در آن دو نظامی امریکایی جان باختند. دولت وقت امریکا به تلافی این اقدامات طرابلس را بمباران کرد.
با این همه دولت قذاقی در سال 2003 میلادی با توقف برنامه هستهای این کشور موافقت کرد.
3 سال بعد وزارت امور خارجه امریکا نام لیبی را از فهرست کشورهای حامی تروریسم بینالمللی خارج کرد و کاخ سفید این خبر را به منزله گواهی بر مرعوب شدن دشمنان این کشور از تهاجم ائتلاف تحت رهبری امریکا به عراق از شیپور تبلیغاتی خود پخش کرد.
با وجود کشفیات سنجر مقامات اندکی در کاخ سفید بر احتمال دست داشتن دولت قذاقی در اعزام شهروندان این کشور به عراق مهر تایید میزنند. بازگشت جهادیها از عراق به لیبی که باخود طیفی از مهارتهای نظامی را به همراه میآورند به همان اندازه که مایه نگرانی آمریکاییهاست میتواند کابوسی برای قذافی باشد.
منبع: نیویورک پست
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: