در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پس از بررسی اولیه صحنه جرم به دستور بازپرس جسد به پزشکی قانونی منتقل و تحقیقات برای مشخص شدن قاتل، انگیزهاش و سایر ابعاد این ماجرا آغاز شد. در حالی که فرزندان مقتول احتمال هر گونه کینهجویی در این قتل را رد میکردند، گزارش افسران پلیس آگاهی کمک بزرگی بود برای باز شدن گره این پرونده.
افسران بررسیکننده گزارش دادند، عامل قتل وقتی از تنها بودن مقتول اطمینان پیدا کرده است، شیشه پنجره را شکسته و وارد شده و بعد از به قتل رساندن صاحب خانه با ضربات متعدد چاقو، اموال وی را به سرقت برده است.
همین گزارش بازپرس را مطمئن کرد که باید به دنبال یک سارق باشد. با توجه به این که امکان داشت همسایهها متوجه مساله مشکوکی شده باشند به دستور بازپرس، پلیس از همسایههای مقتول تحقیقات گستردهای را آغاز کرد. یکی از همسایهها به پلیس گفت: در ساعاتی که گفته میشود قتل اتفاق افتاده مردی را دیدم که هراسان از خانه مقتول خارج شد، اهمیت زیادی ندادم اما فکر میکنم، مرد جوان بتواند به پلیس کمک کند.
با توجه به این که زن همسایه گفته بود، چهره مرد جوان را دیده است وی برای چهرهنگاری مظنون به متخصصان چهرهنگاری پلیس سپرده شد.
با به دست آمدن عکس چهرهنگاری شده، پلیس متوجه شد، شخصی که در خانه مقتول دیده شده یکی از سارقان حرفهای و سابقهدار منطقه است که چند ماه قبل از قتل از زندان آزاد شده است.
بازپرس پرونده لحظاتی پس از مشخص شدن این مساله دستور بازداشت حامد، سارق حرفهای را صادر کرد و در کمتر از چند ساعت سارق جوان دستگیر شد، مرد جوان قتل را منکر شد و گفت: شاهد اشتباه کرده است و من هیچ نقشی در سرقت و قتل نداشتم.
انکار این مظنون زمانی اتفاق افتاد که پزشکی قانونی در نامهای به بازپرس اعلام کرد لکه خونهای کشف شده در محل متعلق به فردی به جز مقتول است و احتمال میرود این لکههای خون متعلق به ضارب باشد. مقتول نیز بهخاطر خونریزی شدید ناشی از ضربات چاقوی وارده بر بدنش بهقتل رسیده است.
سپس به دستور بازپرس خون مظنون تحت آزمایش قرار گرفت و مشخص شد لکههای خون متعلق به حامد است.
متهم که مدارک پلیس را دید لب به اعتراف گشود و گفت: من قصد نداشتم کسی را بکشم، برای سرقت رفته بودم و کاری به صاحبخانه نداشتم اما همینکه وارد خانه شدم، زن تنها ترسید و آنقدر داد و فریاد کرد که مجبور شدم با چاقو تهدیدش کنم و یک ضربه به او زدم.
متهم افزود: خون زیادی از تنها رفته بود از طرفی چون چهرهام را دیده بود و میتوانست مرا شناسایی کند از ترس بازداشت مجبور شدم چند ضربه دیگر هم به وی بزنم و بعد پول و طلاها را برداشته و فرار کردم.
با اعتراف حامد به قتل تحقیقات در این خصوص ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: