در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او شیوه خاصی در برخورد با غزلیات شاعران فارسی زبان دارد که اتفاقا همین شیوه خاص باعث شده تا خیلیها به منتقدان سرسخت این رویکرد تبدیل شوند و در مقابل خیلیها هم از این کار او دفاع کنند و بگویند که به هر حال این هم یک نوع نگاه است.
او برای آغاز کار به سراغ 3 قله ادبیات ایران رفته که تا به حال روایتش از اشعار حافظ و سعدی را منتشر کرده و در آیندهای نزدیک (چقدر نزدیک معلوم نیست) قرار است روایتش از اشعار مولوی را هم روانه بازار کتاب کند.
در روایت کیارستمی از غزلیات شاعران کلاسیک ایران کلیت یک غزل یا شعر به اندازه حس و حالی که یک بیت یا یک مصراع دارد، مهم نیست، به همین خاطر او در روایتش از حافظ و سعدی به گزینش ابیات و مصراعهایی دست زده که به نظر خودش از لحاظ معنایی کامل هستند و مخاطب هیچ نیازی به خواندن مصرع دوم یا کل غزل ندارد.
کیارستمی البته در پاسخ به منتقدانش به این نکته هم اشار کرده که کار او کار تازهای نیست و مردم این سرزمین خودآگاه یا ناخودآگاه معمولا چنین برخوردی با شعر شاعرانشان داشتهاند.
آنها معمولا بخشهایی از شعرهایی را که دوست داشتهاند حفظ میکنند و در مراودات روزمره هم همان یک بیت یا یک مصرع را به کار میبرند.
با این حال اما منتقدان کیارستمی هم دست بردار نیستند و معتقدند که کار این کارگردان سینما به ادبیات ایران لطمه میزند. موافقان کیا رستمی هم بر این عقیده پافشاری میکنند که این رویکرد نهتنها هیچ لطمهای به اشعار شاعران کلاسیک ایران نمیزند، بلکه نشاندهنده برخی از زوایای پنهانکاری این بزرگان هم هست.
خلاصه این رشته کماکان سر دراز دارد.
خواندن روایت کیارستمی از دنیای اشعار شاعران کلاسیک ایران البته لطف خاص خودش را دارد، او مثل یک صیاد مروارید در دریای شعر این شاعران غوطهور میشود و با تکبیت یا مصراعهایی بر میگردد که به تنهایی از زیبایی و عمق قابل توجهی برخوردارند.
مثلا او در مواجهه با یک غزل سعدی به روایت این مصرع کفایت میکند: «دیگری را در کمندآور که ما خود بندهایم» یا «من آن نیم که حلال از حرام نشناسم/ شراب با تو حلال است و آب بیتو حرام».
در برخورد با شعر حافظ هم کیا رستمی همین شیوه را اتخاذ کرده بود. «یارب از ابر هدایت برسان بارانی» یا «حافظ اسرار الهی کس نمیداند خموش».
البته کیارستمی این مصرعها یا بیتها را هم به شیوه خاصی درون یک صفحه میچیند تا نوع خوانش آن را هم مشخص کند.
معمولا ما عادت کردهایم غزل را بهصورت افقی در یک مصراع بخوانیم اما او این عادت را هم بههم میزند تا مخاطب مثلا با این تقطیع یک مصراع مواجه شود:
«ما نگوییم
بدو
میل به ناحق
نکنیم»
یا
«رند عالم سوز را
با مصلحت بینی
چه کار»
به هر حال باید منتظر ماند و دید که حاصل مواجهه او با دنیای اشعار مولوی چگونه از آب درمیآید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: