چتر خوشرنگ

در خاطرات یک زندانی سیاسی زمان محمدرضا پهلوی ، جمله ای بود که هنوز هم می توان درباره آن فکر کرد، دادستان از او پرسیده بود: چرا شما درس نمی خوانید و علیه حکومت دست به اسلحه می برید
کد خبر: ۱۷۱۹۰
در حالی که در کشورهای دیگر جوانانش درس می خوانند و کسانی مثل اینشتین تحویل اجتماعشان می دهند؛ این زندانی سیاسی پاسخ داده بود: امثال اینشتین در کشورهایی به وجود می آیند که امنیت دارند؛ ما که از چنین نعمتی برخوردار نیستیم ؛ هستیم ؛! اگر برای این گفتگو، تاریخی قائل باشیم ، باید بگوییم این جمله ها چیزی حدود چهل سال سن دارند. وقتی این حرفها در دادگاه رد و بدل می شد، بسیاری از ما هنوز پا به این سیاره نگذاشته بودیم ؛ ولی آدمهایی بودند که برای برقراری یک امنیت فراگیر در این کشور، تا پای جان مبارزه کردند. امواج بلند و کوتاه این مبارزات وقتی قایق انقلاب را به ساحل پیروزی رساند، بزرگترین مجموعه اش همین امنیت بود. ارزش امنیت چیزی نیست که قدر و قیمت آن برای کسانی که می خواهند این چتر خوشرنگ روی سر این کشور باز نشود، پنهان مانده باشد. به همین علت است که از صبح پهلو گرفتن این قایق در ساحل ایران ، غائله ها و توطئه ها - که از مظاهر ناامنی است - شروع شد؛ در هر فصلی به شکل و شمایلی . گاهی این دسیسه ها آنقدر سنگین و خونبار بود که حتی هر آدم صاحب منطقی را متقاعد می کرد که دیگر چیزی به متلاشی شدن این قایق نمانده است . جنگ هشت ساله عراق با ایران تقریبا کامل کننده همه آن توطئه ها بود، اما پایانش نبود. شاید لازم باشد برای درک بهتر امروز، چشمانمان را از آنچه در دیروز این آب و خاک گذشته است ، ندزدیم . برای رسیدن به اسکله امروز، حداقل نیم قرن مبارزه سخت و طاقت فرسا لنگر انداخته است و چه هزینه های انسانی و مادی صرف شده که برآورد آن در توان هیچ محاسبه گری نیست . با این همه ، آیا درست است که سر به سر این سرمایه بزرگ بگذاریم و به دلیل تمایلات شخصی و گروهی ، با حاصل زحمات یک ملت سر شوخی را باز کنیم ؛ تا آنجا که می دانیم ، بسیاری از مدیران امروز انسان هایی وارسته و دلسوزی هستند که بیشترشان در همان دادگاه هایی که گفتیم ، محاکمه شدند و اگر زنده ماندند، حبسهای طولانی را تحمل کردند. پس می شود گفت هیچکدام از اینان نه با ایران بزرگ و نه با انقلابش سر شوخی ندارند؛ اما چه اتفاقی افتاده است که این همه بحران و تنش ، پی در پی جامعه ما را احاطه کرده است ؛ گاهی این بحران ها چنان تکاندهنده است که نفس تلاش و تولید و حتی امنیت اجتماعی را می گیرد. آیا تنش آفرینان کسانی هستند بغیر از اینانی که ما می شناسیم ؛ لابد کسانی هستند که می توانند از مسائل کوچک و گاهی پیش پا افتاده ، این طور امنیت فکری جامعه را دچار بحران کنند. همه اینها در حالی است که می دانیم این سرزمین پهناور و با تمدن ، به تنها چیزی که احتیاج ندارد، همین بحران ها و نگرانی هاست . استعداد حیرت انگیزی که در ظاهر و باطن این خاک نهفته است ، آنقدر غنی است که اگر در سایه یک امنیت همه جانبه از آن بهره برداری شود، به همه رنجها و امیدهای این ملت پاسخ خواهد داد و چنین مردمی شایسته خوشبختی هستند. امروز هم می شود به حرفهایی که چهل سال پیش و حتی دورتر از آن گفته شده است ، فکر کرد. آنانی که به اندازه ایران و انقلاب بزرگش فکر می کنند، می دانند راههای نرفته برای رسیدن به امنیت و استقلال حقیقی ، کم نیست .
مرتضی سرهنگی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها