از کجا میآید این حساسیت؟
اگر چه حساسیت فصلی ممکن است گریبان هر آدمی را بگیرد ولی آمارها نشان میدهد این بیماری، تمایل عجیبی دارد که در بعضی خانوادهها شایعتر باشد و در بعضی خانوادهها، ناشایعتر. پس با این حساب، میشود گفت که حساسیت فصلی یک جور بیماری خانوادگی است.
میپرسید این حساسیت کی اتفاق میافتد؟ جوابش روشن است: پس از برخورد فرد با یک ماده حساسیتزا. مثلا پس از برخورد با گرده گیاهان. با این حساب، وقتی گیاهان مشغول میشوند به گرده افشانی؛ هر شخصی که در نزدیکی گیاهان قرار داشته باشد و البته از این زمینه خانوادگی هم بینصیب نباشد، ممکن است به یک یا حتی چند نوع از این گردهها حساسیت نشان بدهد و به قول پزشکان، «علامتدار» بشود. اما این «علامتدار»شدن یعنی چه؟
شناسنامه حساسیت فصلی
عطسههای مکرر. این شایعترین علامتی است که در بیماران مبتلا به حساسیت فصلی دیده میشود و معمولا هم برای یک مدت طولانی، بیمار را همراهی میکند. این عطسهها البته تنها نیستند. معمولا علائم دیگری هم با آنها همراهند: گرفتگی بینی، آبریزش بینی، تورم و خارش در بینی یا گلو یا دهان و حتی خارش در گوش، اختلالات تنفسی در شب، اختلال در خواب شبانه و ...
طبیعی است که شدت و حدت این علائم، از یک بیمار تا بیمار دیگر متفاوت است؛ به نحوی که در موارد شدید، زندگی روزمره و عادی بیمار، از مدرسه رفتنش گرفته تا کار کردنش، مختل میشود.
ضمنا این بیماری، مزمن است. یعنی به مرور باعث مشکلات بهداشتی بعدی میشود. سینوزیت مزمن یکی از همین مشکلات است. ابتلا به پولیپ بینی یکی دیگر از همین مشکلات و ... به علاوه، درصد قابل توجهی از این افراد نیز به آسم مبتلا بوده یا بعداً به آن مبتلا خواهند شد.
کدام آلرژی؟ کدام فصل؟
حساسیت فصلی به طور کلی در فصل بهار شایعتر است اما فصل ابتلا به این بیماری برای افراد مختلف، متفاوت است. در واقع، نوع حساسیت هر فرد تعیین میکند که زمان بروز این بیماری، چه فصلی باشد. برای مثال، از آنجا که درختان در اوایل بهار گرده افشانی میکنند؛ پس بیمارانی که به گرده درختان حساسیت دارند، بیشترین علائمشان را در اوایل بهار نشان خواهند داد. درختانی که گردهافشانیشان این بیماران را به زحمت میاندازد، عبارتند از: صنوبر، توس، افرا و نارون.
آنهایی که به گردههای تولید شده از علف و چمن حساسیت داشته باشند، عمدتا در انتهای بهار و اوایل تابستان، «علامتدار» میشوند؛ یعنی همان موقعی که علفها بیشترین فعالیت گرده افشانیشان را به نماشی میگذارند. حدود نیمی از بیماران مبتلا به حساسیت فصلی به گرده ناشی از علف و چمن حساسیت دارند.
جالب این که، آن دسته از گردههای سبک که براحتی توسط باد جابهجا میشوند، مشکل بیشتری به وجود میآورند اما گردههایی که سنگینترند و برای جابهجایی به زنبورها و سایر حشرات محتاجند، فقط وقتی مشکلزا میشوند که فرد در تماس مستقیم و نزدیک با این گیاهان قرار داشته باشد. گردههای سبک با توجه به این که براحتی جابهجا میشوند، در هر مکانی چه در داخل خانه و چه در خارج خانه، میتوانند فرد را «علامتدار» کنند.گلهای تزیینی هم منابع دیگری برای ایجاد علامت در افراد مبتلا به حساسیت فصلیاند. این گیاهان از اواسط تابستان تا اواخر پاییز گرده افشانی کرده و مبتلایان نیز در همین زمان، بیشترین علائمشان را نشان میدهند. اما در شرایطی که یک نفر به چند مورد از این موارد حساسیت داشته باشد، فصل بروز علائم به طور معمول از اوایل بهار تا اواخر پاییز خواهد بود. یعنی در واقع، چنین فردی در بیشتر مواقع سال دچار مشکل است.
نوع دیگری از این حالت در افرادی دیده میشود که به دود سیگار، گرد و غبار موجود در هوا، پوست و موی حیواناتی مانند سگ و گربه و یا سایر مواد حساسیتزای موجود در هوا حساسیت دارند. این افراد معمولاً در تمام طول سال «علامتدار»ند و تعبیر «حساسیت فصلی» برایشان تعبیر مناسبی به شمار نمیرود زیرا این افراد در تمام طول سال با مواد حساسیتزا برخورد دارند و «علامتدار»ند.
قارچها و کپکها نیز میتوانند حساسیتزا باشند. این حساسیت معمولاً در ماههای تابستان و پاییز باعث ایجاد علائم بیماری در بسیاری از افراد میشود. این مواد حساسیتزا غالبا در محل تجمع کاه، یونجه و برگهای خشک شده وجود دارند و در آب و هوای مرطوب، رشد آنها سرعت بیشتری گرفته و بویژه در شرایطی که جریان هوا و تهویه آزاد هوا برقرار نباشد، به مقدار زیادی رشد کرده و گرده تولید میکنند.
سلامت علیه تندرستی، بدن علیه بدن
سیستم ایمنی بدن، کارش این است که از بدن دفاع کند. این سیستم وقتی با یک ماده ناآشنا و احتمالاً خطرناک مانند باکتری یا ویروس یا ... مواجه میشود، با تولید موادی به نام آنتیبادی سعی میکند ماده ناآشنا را از پا درآورد. این روند، یک روند طبیعی در حفظ ایمنی بدن محسوب میشود، اما حساسیت وقتی اتفاق میافتد که سیستم دفاعی در برخورد با عوامل بیضرری مانند گرده گیاهان، واکنش شدیدی از خودش نشان بدهد و آنتیبادی تولید کند. آنتیبادیهای تولید شده به سلولهای دیگری در بدن متصل شده و از آنها موادی مثل هیستامین آزاد میکند که در ایجادعلائم حساسیت نقش دارند.
بنابراین پس از این که یک بیمار، یک بار در معرض ماده حساسیتزا قرار گرفت، سیستم ایمنی بدنش در دفعات بعدی به محض برخورد با ماده حساسیتزا، با سرعت بیشتری از خودش هیستامین و سایر مواد حساسیتزا را آزاد کرده و باعث اتساع عروق خونی، افزایش ترشحات بدن در قالب اشکریزش و آبریزش بینی، تورم بافتها، خارش، عطسه و ... می شوند. البته این واکنشها تهدیدکننده زندگی نیستند و با وجود آزاری که برای فرد ایجاد میکنند، به محض دور شدن فرد از محیط حاوی مواد حساسیتزا، این علائم نیز در او فروکش خواهند کرد.
... و اما درمان
دوری از ماده حساسیتزا، هر چه بیشتر، بهتر. در واقع، بهترین راه برای مقابله با این بیماری، رعایت همین نکته است. این نکته آنقدر اهمیت دارد که برخی پزشکان به بیمارشان توصیه میکنند محل زندگیاش را عوض کند. این توصیه با این که گهگاه موثر واقع میشود اما هیچ تضمینی وجود ندارد که بیمار به مواد حساسیتزای آن منطقه جدید حساسیت نداشته باشد و یا این که پس از مدتی به آنها نیز حساس نشود. لذا این روش با وجود هزینهای که برای بیمار به همراه دارد، امکان شکستش هم کم نیست.
استفاده از وسایل تهویه و تصفیه هوا در خانه و در طول فصول بیماری نیز باعث میشود کیفیت خواب شبانه و کیفیت زندگی بیمار بهبود یابد. همچنین استفاده از ماسکهای ضد گرد و غبار در محیط خارج خانه و محل کار هم باعث کاهش علائم میشود.
همانطور که گفته شد هیستامین یکی از موادی است که باعث «علامتدار»شدن فرد میشود. بنابراین داروهای آنتی هیستامینیک نیز در کاهش علائم فرد مؤثرند. داروهای ضد احتقان هم میتوانند در کاهش بعضی از علائم مفید باشند، اگرچه هیچکدام از این داروها روی بیماری زمینهای اثری نداشته و فقط علائم بیماری را کاهش میدهند. داروهای بدون نسخهای مانند اسپریهای بینی علاوه بر این که ارزش محدودی در کاهش علائم بیماری دارند، استفاده طولانی مدتشان ممکن است عوارض شدیدی به دنبال داشته و علائم بیماری را بدتر کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم