در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جناب سرهنگ! کلانشهر تهران، سالهاست که با معضل ترافیک دست به گریبان است، در حالی که روند شتابزده کارخانجات سازنده خودرو و تزریق آنها به معابر و خیابانهای شهر از یکسو و ظرفیت محدود راهها و به طبع آن افزایش تقاضای سفرهای درونشهری از سوی دیگر، دورنمایی نهچندان مثبت و خوشایند را در مقابل چشمان شهروندان این شهر ترسیم میکند و به نظر میرسد امید به بهبود وضعیت ترافیک تهران، تنها یک تصور واهی است. در این شرایط آشفته، راهنمایی و رانندگی تا چه حد توانسته در انجام وظیفه خود به عنوان یکی از متولیان ترافیک موفق عمل کند؟
ترافیک شهر تهران شرایط خاصی دارد. تهران کلانشهری است که از نظر رشد جمعیت، تولید سفر و رشد نیازهای حمل و نقلی، با هیچ شهری در کشور قابل مقایسه نیست. پایتخت بودن، وجود مراکز فرهنگی و هنری، سفارتخانهها، وزارتخانهها، سازمانها و ادارات مهم دولتی، برگزاری نمایشگاههای بینالمللی، همایشها و جلسات مهم، سفرهای خارجی و ... همگی از عواملی هستند که به افزایش تولید سفر در این شهر کمک میکنند. روزی نیست که مناسبت و برنامه ویژهای در این شهر نداشته باشیم و خیابانها و معابر ما متاثر از آن نشود.
از طرف دیگر، تهران با 2760 کیلومتر آزادراه، بزرگراه، شریانهای اصلی و فرعی و راههای جمعکننده منهای کوچهها و 49 متر فضای مورد نیاز برای تردد هر وسیله نقلیه، فقط ظرفیت تردد 760 هزار وسیله نقلیه را دارد، در حالی که در شرایط فعلی بیش از 3 میلیون و 100 هزار دستگاه خودرو و بیش از 2 میلیون و 800هزار دستگاه موتورسیکلت در خیابانهای تهران تردد میکنند که یعنی 4 برابر ظرفیت. شاید بتوانیم تا 2 برابر ظرفیت را عبور دهیم، اما بیش از آن دیگر ظرفیت اشباع است؛ البته به معنای این نیست که نمیتوان ترافیک را عبور داد، بلکه این تردد با سرعت پایین انجام میشود.
اکنون در برخی بزرگراهها تابلوهای حداکثر سرعت 80 یا 90 کیلومتر زده شده، اما بارها شاهد بودهایم که در ساعات اوج ترافیک سرعت تردد در همین بزرگراه به 10 کیلومتر میرسد، یعنی این وضعیت، بزرگراه ما را از نام بزرگراهیاش انداخته و دیگر آن بزرگراه استاندارد واقعی خودش را ندارد.
تعریف ترافیک استاندارد در مهندسی ترافیک به ازای هر یک کیلومتر طول راه با عرض 7 متر و 30 سانتیمتر تردد
هردقیقه 8 دستگاه خودرو است. در این شرایط ضمن کاهش راهبندان، استرس رانندگان نیز کم شده، ایمنی سفرها افزایش یافته و امداد و نجات، حرکت اورژانس، آتشنشانی و ... در شرایط اضطراری براحتی انجام میگیرد.
این در حالی است که با در نظر گرفتن تعریف ترافیک استاندارد، براساس نمونهگیریای که در یک خیابانی با
دو باند حرکتی رفت و برگشت در تهران انجام شده به جای 8دستگاه، در هر دقیقه 76 دستگاه خودرو عبور میکنند. در این شرایط دیگر چراغ، پلیس، نظم، حرکت بین خطوط و... معنایی ندارد و ملزومات ترافیکی، ساختار هندسی راه و ... کارکردی با نتیجهای عکس پیدا خواهد کرد.
در حال حاضر حدود 5/96 درصد تقاطعهای شهر تهران، تقاطعهای همسطح هستند و در شرایط فعلی ترافیک ما، تقاطع همسطح مانند یک فرشته نجات است، یعنی با توجه به وضعیت ترافیک، به خودروهای یک مسیر اجازه تردد داده میشود و در مسیر مقابل خودروهای دیگر تا سبک شدن بار ترافیکی مسیر مقابل باید منتظر بمانند.
اما وقتی در معابر بیش از چند برابر ظرفیت خودرو عبور کند، به طور قطع همین تقاطعها مانند سم عمل میکنند، یعنی همین تقاطع موجب متوقف شدن ترافیک میشود.
هماکنون در هر 173 متر در خطوط ویژه یک تقاطع داریم، اما وقتی بار ترافیک در یک مسیر عبور نکند،
پسزده و تقاطع بعدی را هم درگیر خواهد کرد. در این شرایط دیگر خیابانها و معابر متصل به یکدیگر در طول مسیر نیز درگیر این ترافیک خواهند شد و در یک آن میبینیم که در کمتر از 10 دقیقه بخشی از شهر درگیر میشود.
بارها این شرایط را تجربه کردهایم که با نقص فنی اتوبوس شرکت واحد تا 2 ساعت ترافیک چندین مسیر درگیر میشود و گاه تا چندین ساعت هم این ترافیک تخلیه نمیشود.
در حال حاضر بخش عمده چراغهای راهنمایی شهر تهران خودکار هستند، اما در ساعات پیک ترافیک از 6 تا 30/9 دقیقه صبح و 16 تا 30/21 دقیقه شب، دیگر خودکار بودن جواب نمیدهد و باید چراغها به صورت دستی هدایت شود، چرا که اگر خودکار باشد کل شهر قفل خواهد شد. در ساعات پیک ترافیک این مامور راهنمایی و رانندگی است که با توجه به وضعیت تردد خودروها و بار ترافیک مسیر، چراغ را در یک مسیر قرمز نگه میدارد تا تردد در مسیر مقابل سبکتر انجام شود.
آیا واقعا باید نظارت و مدیریت بر ترافیک این قدر سخت باشد؟!
تمام این موانع، مشکلات و نقاط ضعفی که به آن اشاره کردید، قبول؛ اما فکر نمیکنید که یک مقدار از این وضعیت آشفته هم به حضور کمرنگ ماموران راهنمایی در سطح شهر و به کارگیری نیروهای کمتجربه در برخی معابر شهر برمیگردد؟
این حرف شما کمی بیانصافی است. انضباط ترافیک و هدایت و کنترل تردد خودروها در معابر، آنقدر برای ما مهم است که نیروی بیتجربه و آموزشندیده را به کار نگیریم. تمام پرسنل وظیفه ما یک دوره به صورت فشرده تحت آموزش قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی قرار میگیرند. در کنار آن یک دوره آموزش شیوه رفتار، برخورد با شهروندان و رانندگان نیز به ماموران داده میشود و پس از فراگیری این آموزشها، برای ماموریت در معابر و تقاطعها به کار گرفته میشوند. برای ما این امکان وجود دارد که بخشی از نیروهایمان را در کنار نیروهای باتجربه کادر قرار دهیم تا با همکاری هم ترافیک مسیر و تردد خودروها را کنترل کنند، اما ما 4700 تقاطع همسطح در تهران داریم که فقط در 30 درصد آنها حضور داریم. در واقع برای ما این امکان وجود ندارد که در همه معابر نیرو و مامور بگذاریم، بنابراین به ناچار بقیه را با گشت موتورسوار کنترل میکنیم. در واقع به دلیل کمبود نیرو بیشتر تیمهای سیار ما به تقاطعها و معابری که مشکل دارند، اعزام میشوند.
ما با چنگ و دندان، ترافیک شهر را نگه میداریم. متاسفانه هنوز این فرهنگ جا نیفتاده است که مردم در مسافتهای کوتاه، پیاده رفتن یا استفاده از حمل و نقل عمومی را به استفاده از خودروی شخصی ترجیح دهند و متاسفانه همین مساله موجب میشود که ظرفیت معدود معابر ما به ناچار بار تردد 4 برابری خودروها را تحمل کند.
خب! این در صورتی است که سیستم حمل و نقل عمومی شهرمان هم پاسخگوی واقعی نیازهای
رفت و آمدی موجود باشد.
توجه داشته باشید که بهبود و تجهیز حمل و نقل عمومی، دیگر وظیفه راهنمایی و رانندگی نیست. نصب دوربین و اصلاح هندسی تقاطعها هم دست ما نیست.
روشی که در حال حاضر راهنمایی و رانندگی برای کنترل ترافیک و نظارت بر تردد خودروها در معابر و خیابانهای شهر به کار میبندد، چقدر با استانداردهای روز دنیا مطابقت دارد؛ به عنوان مثال آیا در کشورهای دیگر هم همچنان از حضور فیزیکی ماموران راهنمایی و رانندگی برای برقراری نظم و انضباط ترافیکی استفاده میشود؟
در حال حاضر در بیشتر کشورهای دنیا، میزان حضور فیزیکی پلیس راهنمایی و رانندگی در مقایسه با کشور ما زیر 2 درصد است و در آنها وضعیت ترافیکی شهر و کنترل تردد و عبور و مرور به وسیله سیستمهای هوشمند و دوربینهای نظارت تصویری انجام میشود، به طوری که اگر در یک معبر چند مامور راهنمایی و رانندگی دیده شود، رانندگان فکر میکنند که حتما اتفاق یا حادثهای در مسیر رخ داده است. در این کشورها معابر و تقاطعها به صورت هوشمند اداره میشوند. به این معنی که گرههای ترافیکی و کندی تردد وقتی در یک معبر اعلام میشود پلیس بلافاصله به محل اعزام میشود و نیازی به حضور دائمی نیروهای راهنمایی و رانندگی نیست. به طور قطع ما نیز باید به سمت کنترل هوشمند پیش برویم. براساس برنامهریزیهای انجامشده قرار است امسال شهرداری تهران 1000 تقاطع و میدان دیگر شهر را به دوربین مجهز کند. در این صورت علاوه بر کاسته شدن از نیاز به حضور فیزیکی ماموران راهنمایی و رانندگی، امکان کنترل بیشتر نیز فراهم خواهد شد و به این ترتیب مشکل کمبود نیرو نیز وجود نخواهد داشت.
اما در شرایط فعلی که هنوز بسیاری از تقاطعها و معابر شهرمان به سیستم هوشمند تجهیز نشدهاند به ناچار از حضور فیزیکی ماموران استفاده میکنیم که همین کنترل فیزیکی و چهره به چهره زمینه تنش را ایجاد میکند.
ببینید، هیچکس از جریمه شدن و توقف خودرویش در پارکینگ خوشحال نمیشود. من در این 28 سال خدمت، کمتر رانندهای را دیدهام که جریمه شود و بگوید این حق من بوده که جریمه شوم، اما دوربین با کسی بحث نمیکند و کمتر رانندهای هم بوده که بگوید چرا دوربین من را جریمه کرده است، یعنی رانندگان و مردم هم ثبت تخلف به وسیله دوربینها را راحتتر میپذیرند. دلیلش هم این است که مطمئن هستند دوربین خطا نمیکند و اگر تخلفی هم مرتکب شوند از چشم دوربینها مخفی نمیماند.
در سالهای اخیر، بارها از سوی کارشناسان امور ترافیکی و مسوولان راهنمایی و رانندگی بر این نکته تاکید شده که میزان جرائم فعلی راهنمایی و رانندگی از قدرت بازدارندگی لازم برخوردار نیست و ضروری است با تجدید نظر مجدد در قوانین فعلی، افزایش تخلفات رانندگی در کشور را کنترل کرد. شما تا چه حد به ضرورت وضع قوانین بهروزتر و افزایش میزان جرائم رانندگی به عنوان یک عامل بازدارنده معتقد هستید؟
28 سال سابقه فعالیت در بخشهای مختلف ترافیک کشور این تجربه را به من آموخته که زمانی امری نهادینه و فرهنگ میشود که ضمانت اجرایی قوی داشته باشد. شما فکر میکنید اگر در کشورهای اروپایی، کمتر رانندهای از چراغ قرمز عبور نمیکند، دلیل آن این است که آنها خیلی قانونمند هستند؟! البته سطح فرهنگ و احترام به قوانین در میان شهروندان این شهرها بالاست، اما دلیل اصلی این است که میزان جرائم و ارتکاب تخلفات رانندگی در این کشورها به حدی بالاست که در صورت ارتکاب تخلف، فرد خاطی متحمل خسارت و زیان بسیار بالایی میشود؛ چیزی که متاسفانه در کشور ما دیده نمیشود. قوانین و مقررات ما به حدی ضعیف هستند که نهتنها فرهنگ خوب رانندگی کردن را نهادینه نمیکنند، بلکه در مواردی موجب بدآموزی هم میشوند. در بسیاری موارد شاهد هستیم که یک فرد ایرانی وقتی در کشور دیگری رانندگی میکند، کاملا به قوانین احترام میگذارد، دلیل آن هم روشن است؛ چرا که کاملا میداند در صورت ارتکاب تخلف، پلیس با جدیت و سختگیری با او برخورد میکند و حتی امکان برگرداندن او نیز وجود دارد.
جناب سرهنگ! یکی از پرسشهایی که همیشه در حوزه راهنمایی و رانندگی در ذهن مردم مطرح بوده، بحث قبوض جریمهای است که ماموران از آن برای ثبت تخلف استفاده میکنند. به طور مثال این که اگر ماموران شما تمام قبوض خود را تا پایان روز پر نکنند، کمکاری محسوب شده و توبیخ میشوند و در ازای پر کردن تعداد بیشتری از برگهها پاداش به آنها تعلق میگیرد. واقعا این موارد چقدر صحت دارد؟
سوال خوبی مطرح کردید، پس خواهش میکنم جواب من را نیز برای روشن شدن اذهان عمومی بیکم و کاست منعکس کنید. این که مردم این نگاه را دارند که پلیس در خیابان کارش جریمه کردن است، دید کاملا درستی است.این یک اصل است که متخلف باید جریمه شود، چرا که اگر متخلف جلوی چشم پلیس مرتکب تخلف شده و پلیس هم با او برخورد نکند، هرج و مرج ایجاد خواهد شد. البته این واقعیت را هم باید پذیرفت که اگر ما از روش کنترل و نظارت سیستمی استفاده کنیم و دوربین موارد تخلف را شناسایی و با آن برخورد کند، علاوه بر این که میزان ثبت تخلفات تا 50 برابر افزایش مییابد، مردم هم نسبت به دوربین این نگاهی را که نسبت به مامور ما دارند نخواهند داشت. در حال حاضر ممکن است مامور ما یکی را جریمه کند اما 10 تا از کنارش رد شوند.
اما در صورت ثبت تخلف به وسیله دوربین، در عین این که امکان رد شدن حتی یک مورد وجود نخواهد داشت، مردم هم کمتر نسبت به ثبت تخلف به وسیله دوربین جبههگیری میکنند، اما حالا چون هنوز نمیتوانیم آنچنان که باید از روش سیستمی استفاده کنیم، بنابراین این نگاه منفی که باید به دوربین باشد به ماموران ما میخورد و آنها باید اعتراضات مردم را بشنوند.
این در حالی است که ماموران ما در ساعات پیک ترافیک صبح و عصر هیچ خودرویی را برای جریمه کردن نگه نمیدارند، چرا که در این ساعات به دلیل اوج سفرها متوقف کردن حتی یک خودرو موجب تردد سنگین خودروها و پس زدن ترافیک مسیر میشود اما مابین این ساعات که ترافیک روانتر میشود، برخورد با تخلفات هم بیشتر ممکن میشود.
به نظر من هیچ تخلفی نباید گذشت داشته باشد و باید برابر قانون جریمه صورت گیرد، اما میزان جریمههای فعلی بسیار کم و ضعیف است یعنی جریمه به اندازه نوع تخلف تعیین نشده است.
حالا واقعا اگر این قبوض در حد تعیینشده پر نشود، جریمه میشوند؟
باور کنید این که برای ماموران سهمیه برگ جریمه تعیین کنیم و بگوییم اگر کمتر از این میزان پر کنند، توبیخ خواهند شد، قطعا نه!
ببینید، خیلی از ماموران ما اصلا نمیتوانند جریمه کنند زیرا گاهی وقتها در جایی گره ترافیکی ایجاد میشود و ترافیک سنگین است. اتفاقا تخلف هم صورت میگیرد، اما مامور تمام توان خود را روی باز کردن مسیر میگذارد و همین گره ترافیکی فرصت و اجازه برخورد با تخلف را به مامور نمیدهد. از طرف دیگر این جریمهها به حساب دولت و خزانهداری کل واریز میشود و راهنمایی و رانندگی سعی در آن ندارد. پس این که ماموری اگر زیادتر قبض جریمه پر کند، پاداش بگیرد یا کمتر پر کند توبیخ شود، قطعا اینگونه نیست و منفعتی از این جریمه کردن نصیب پلیس نمیشود.
ما در عین حال که همواره به ماموران مستقر در معابر و خیابانها تاکید میکنیم در خصوص تخلفات رانندگی به هیچ وجه گذشت نداشته باشند، اما یادآوری هم میکنیم که برخورد با تخلفات باید برابر قوانین و مقررات باشد و حتی یک ریال جریمه بیشتر، یعنی دخالت دادن نفس و مدیون شدن آنها. پس در این شرایط قطعا هیچ ماموری حاضر نیست دنیا و آخرتش را به خاطر قبض جریمه بفروشد.
قبضهای جریمه که توسط ماموران پر میشود اگر کوچکترین خطخوردگی در آنها دیده شود، سیستم آن را نمیپذیرد، حتی اگر واقعا تخلف مرتکب شده باشند.
به نظر میرسد طی سالهای اخیر، راهنمایی و رانندگی کارکرد خود را از تذکر و راهنمایی به جریمه تغییر داده و این را در افزایش صدور قبوض جریمه نیز میتوان دید، بهطوریکه دیده میشود ماموران راهنمایی در برخورد با تخلفات به جای تذکر، بلافاصله اقدام به نوشتن قبض جیمه میکنند. دلیل این تغییر رویه چیست؟
تذکر زیاد داده شده است. تمام ماموران ما موظف هستند که یک سوت به همراه داشته باشند و با همین سوت، با اشاره، با بلندگو یا با دست، تذکر بدهند؛ اما در برخی مواقع واقعا دیگر تذکر فایدهای ندارد. به طور مثال وقتی یک مسافربر سر یک تقاطع میخواهد مسافر سوار کند، توقف او باعث کندی حرکت و ترافیک مسیر میشود، این در حالی است که این راننده تاکسی مسیر هر روزهاش اینجاست و خوب میداند که نباید در این تقاطع توقف کند. هر روز هم به او تذکر داده شده است. خب در این شرایط واقعا نباید این فرد را جریمه کرد؟ اگر جریمه نکنیم قطعا وضع بدتر خواهد شد. پس ماموران ما بهموقع از تذکر استفاده میکنند، اما در خیلی مواقع هم دیگر تذکر جایز نیست و باید همانجا با تخلف برخورد کرد.
جناب سرهنگ! بیتعارف بگویید. فکر میکنید اگر یک روز به طور نمادین، قبوض جریمه از ماموران راهنمایی و رانندگی گرفته شود، سطح فرهنگ ترافیک در میان رانندگان آنقدر ارتقا پیدا کرده که باز هم به قوانین و مقررات احترام گذاشته و تخلف نکنند؟
رعایت قوانین و مقررات از طرف مردم روز به روز وضعیت بهتری پیدا میکند . این کاملا برای ما ملموس است.
خب، فکر نمیکنید دلیل اصلی آن همین نگرانی و ترس از جریمه شدن باشد؟
خب این ترس و نگرانی باید وجود داشته باشد. این یک اصل است و ستون ساختمان. لطفا ستون ساختمان را دستکاری نکنید. من همچنان معتقدم که میزان جریمهها باید نسبت به نوع تخلفات افزایش پیدا کرده تا از قدرت بازدارندگی لازم برخوردار شود.
فکر میکنم اگر جریمهها با توجه به شرایط امروز جامعه تغییر یابند و کاربردیتر شوند، قطعا اثرات آن بیشتر و بهتر در حفظ امنیت روانی شهروندان و حرکت جریاندار و بیوقفه ترافیک شهر همراه با نظم و انضباط، نمود خواهد یافت.
ماموران همگاهی اشتباه میکنند
هر کاری که توسط انسان انجام گیرد، امکان خطا و اشتباه در آن وجود دارد. در خصوص خطای دید هم شاید مامور به اشتباه مثلا عدد 2 را 3 ببیند که البته این موارد هم بسیار کم است، اما اینکه شخصی بگوید در فلان خیابان نبودم و جریمه شدم را نمیپذیریم، چون مامور ما همانجا با رویت تخلف، قبض را پر کرده و تحویل متخلف میدهد اما با این حال تعصب هم به خرج نمیدهیم و شوراهای حل اختلاف این فرصت را ایجاد کردهاند که اگر رانندهای نسبت به قبض جریمهاش اعتراض داشت، با مراجعه به یکی از شعب، اعتراض خود را مطرح کند. در این شوراها این امکان فراهم میشود تا در فضایی آرامتر و دقیقتر نسبت به اعتراض و تخلف صورتگرفته تصمیمگیری شود و اگر به این نتیجه برسند که 50 درصد هم حق با شاکی است، جریمه او بخشیده میشود. البته اگر حذف نشود نفعی برای ما ندارد و چیزی به حساب راهنمایی و رانندگی نمیرود.
پوران محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: