بختیاری در سخن نویسندگان دیگر

مرتضی سرهنگی: داوود علم زیادی در نوشتن زندگینامه‌های داستانی داشت و از او آثار بسیار روشنی در این حوزه به جا مانده است که نام او را تا ابد در اذهان به جای می‌گذارد. بختیاری بیشتر از آن که بنویسد، مطالعه می‌کرد و برای نوشته‌هایش زحمت می‌کشید. او با مهارت گوش دادن اعتماد به نفس راوی را به دست می‌آورد و مصاحبه‌کننده را به صورت کمی و کیفی هدایت می‌کرد.
کد خبر: ۱۷۱۲۳۹

گفتگوهای بختیاری در قالب داستانی بسیار عمیق بود. وی عناصر داستانی را می‌شناخت. بختیاری در ثبت جزییات  ‌بخصوص وقایع جنگ   موشکافی و دقتی خاص داشت و برای مصاحبه همیشه دنبال عکس و سند بود.
داوود بختیاری حدود 25 کتاب داشت که می‌توان گفت هر سال 5/1 کتاب می‌نوشت.

از جمله کارهای ارزشمند داوود بختیاری نگارش زندگینامه مهندس خادمی با عنوان <مردی که خواب نمی‌دید> بود.

علیرضا کمری:  دو نکته از رفتار و ظاهر او ذهن مرا از روزهای نخست آشنایی متوجه ایشان کرد. یکی نگاه مغموم و دیگری چهره نجیب این مرد بود. او همواره ساکت و آرام بود و علی‌رغم حرفه‌ای بودن هرگز دچار خودشیفتگی نشد و خود را پشت مصاحبه‌های متعدد نشان نداد.

به دلیل تنهایی و بیماری کار کردن همواره همدم و همراه همیشگی او بود. از همان روزهای اول رفتاری بسیار بی‌آزار و بی‌سر و صدایی داشت.

با توجه به این که هزینه درمان بختیاری بسیار بالا بود و او گاهی اوقات با پرداخت این هزینه مشکل داشت، هیچ‌وقت ندیدم یا لااقل نشنیدم که این نیاز را با کسی در میان بگذارد. طی این سال‌ها بختیاری به دلیل بیماری جانکاه و تنهایی همواره به دنبال کسانی بود که مرهم دردهایش شوند.

 رضا امیرخانی:  بختیاری با وجود بیماری صعب‌العلاج به کار نوشتن می‌پرداخت و نوشتن توام با این مشکل او را از هم‌نسلانش و نویسندگان دیگر متمایز می‌کرد. زندگی وی نه از جنس ملودرام، بلکه از جنس تراژدی و حماسه بود. او با داشتن بیماری ام اس در شرایط سختی می‌نوشت؛ مثل این‌که با نداشتن پا در مسابقه دو 100 متر شرکت می‌کرد.

شخصیت داوود بختیاری به گونه‌ای بود که علیه قوانین زندگی می‌شورید. او در مقابل بیماری‌اش سخت‌ترین عرصه را برای زندگی کردن انتخاب کرد. وی سال‌ها نان عمل خود را خورد. او زیاد کار می‌کرد تا به بیماری‌اش فائق آید.
او به دلیل بیماری همواره مرگ را همراه و همگام خود می‌دید و با مرگ آگاهی‌اش به ما آموخت که چگونه زندگی کنیم و از مرگ نهراسیم.

داوود به دلیل مرگ آگاهی‌اش یک زندگی کاملا متفاوت با ما داشت که مرگ را دور می‌پنداریم.

به نظر من روز حشر، روز شگفتی‌هاست و من دوست دارم در آن روز داوود بختیاری را ملاقات کنم. او نویسنده‌ای بود که با وجود فعالیت زیاد در عرصه ادبیات داستانی صفت گمنامی را با خود به دوش می‌کشید.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها