اشاره : انسان چیزی جز همان کودک رشد یافته نیست . کودک امانتی است که به پدر و مادر سپرده شده است . قلب او پاک ، ساده و بی پیرایه است .
کد خبر: ۱۷۰۶۶
آن چنان که پذیرای هر نقشی و روکننده به هر سو است . از این رو، اگر به سمت کارهای خیر نیکو رود و نیکبختی هر دو جهان را به کف آرد، پدر و مادر و همه مربیان وی در این پاداش سهیم اند و اگر همانند چهارپایان رها شود و به بدی ها رو کند و به هلاکت افتد، آنها نیز در این فرجام زشت با وی شریک اند. منظور از الگو و اسوه ، حالتی است که انسان به هنگام پیروی از غیر خود پیدا می کند و برحسب این که پیروی از چه کسی باشد، ممکن است اسوه ای نیک یا بد برای انسان فراهم آید. روش نشان دادن الگوها در قالب داستان ، روش عبرت آموزی از سرگذشت زندگی دیگران است که می توان با بررسی و جستجو در نمونه ها، پاره ای از اصول تعلیم و تربیت کودکان را در قالبی جذاب و دلنشین ارائه کرد. به گونه ای که موضوعات برخاسته از متن زندگی واقعی انسان های گذشته و حال باشد و پیام آن تربیت و پرورش است که پویندگان راه زندگی بویژه جوانان با بررسی و شناخت آن ، راه را از چاه باز شناسد و والدین از فرزندان خویش غافل نباشند. این روشها ازجمله راهکارهای کاربردی است که می توان با استفاده از آنها، جوانان را در پرتو تعلیم و تربیت با الگوهای مناسب هدایت کرد و در واقع هر جوان ، پلیس خویش شود. فرهنگ صحیح خود کنترلی را می توان در قالب داستان و تمثیل های آموزنده به وجود آورد. ایجاد این فرهنگ ، به خودی خود به وجود نمی آید ؛ بلکه در سایه آموزش های گام به گام از خانواده و مدرسه آغاز می شود و با رسانه های عمومی ، بویژه تلویزیون ادامه پیدا می کند. صدا و سیما که جمعی ترین رسانه ارتباطی کشور است ، بایستی با همکاری نیروی انتظامی در راستای ایجاد فرهنگ پلیس جوان به آموزش های سمعی و بصری در قالب ؛ داستان ، فیلم ، قصه و تمثیل بیش از پیش بپردازد. اضطراب یک احساس عمومی است و ممکن است علل بسیاری داشته باشد. مانند ؛ مشکلات حل نشده و باقیمانده از گذشته ، نیازهای عاطفی برآورده نشده به زبان نیاوردن خشم ناشی از احساس گناه شدید که شخص گناهکار آن را در درون خود خفه کرده و یا حتی اصلا متوجه نشده که این کار را کرده است . اضطراب ممکن است در دوران نوجوانی ، هنگامی که نوجوان به طور ناگهانی با امیال جنسی روبه رو شده و تلاش می کند حالت قابل قبولی برای آن پیدا کند و یا زمانی که برای به دست آوردن شان و مقام اجتماعی ، عشق و محبت و یا مستقل شدن از پدر و مادر تلاش می کند، به او دست دهد. در بیشتر موارد، مسائل حل نشده مربوط به گذشته ، به همراه مشکلات جاری در برخورد با دیگران ، شخص را مضطرب می کند. اضطراب بیش یا کم ، ظرفیت جوان را برای عمل موثر کاهش می دهد و آسایش او را در برخورد با دیگران از میان می برد. او معمولا نمی تواند علت اضطراب خود را تشخیص دهد و قدم های مناسبی برای رهایی از آن بردارد. ضمن این که اضطراب شدید می تواند دیدگاه های جوان را در مورد گذشته ، مختل کرده و در قضاوتهای او اخلال ایجاد کند. امنیت از راحت بودن و پیش گرفتن رفتاری بر مبنای برخوردهای بدون ناراحتی تشکیل شده است . امنیت روانی از آغوش پرمهر و محبت مادر، دوستی و تفاهمی که یک پدر به دختر یا پسر خود نشان می دهد و آمیخته ای از مجوزها و محدودیتهایی که والدین با قضاوت صحیح در مورد جوان خود اعمال می کنند، حاصل می شود. شخصی که اضطراب ندارد، می تواند در مورد بیشتر مشکلات مربوط به برخوردهای خود با دیگران صحبت کرده و آنها را حل و با مردم ، روابطی گرم و محکم برقرار کند. او راهی برای مقابله با خواسته های ناگهانی و تضادهای درونی که در درون او به وجود می آید، پیدا می کند و گاهی این روشها را عملیات امنیت می نامند. اضطراب و امنیت با هم نسبت عکس دارند. آنها دو طرف یک الاکلنگ هستند. وقتی یکی بالا می رود دیگری پایین می آید. در هر حال هیچ کس به طور کامل از امنیت روانی بهره مند نیست و بهترین آدم ها هم دست کم ، گاهی دچار اضطراب می شوند. الاکلنگ بندرت ممکن است از حرکت باز ایستد و دایما به دلیل روابط سالم و ناسالم فرد با دیگران ، بالا و پایین می رود. هدف نهایی در بیشتر برخوردها با دیگران ، کنترل اضطراب و حفظ امنیت روانی است . در جامعه ما به نیاز نوجوان یا جوان در نحوه ارتباط برقرار کردن با دیگران کمتر از نیازهای جسمانی او توجه می شود. به عنوان مثال تنهایی رایج تر از گرسنگی است . نیازهای مرتبط با دیگران شامل عشق ، احترام ، شان اجتماعی ، محدودیت های منطقی در مورد رفتارهای غیرقابل قبول و آزادی در عبور راحت و موفقیت آمیز از مراحل پی درپی کودکی و نوجوانی و رسیدن به سنین جوانی است . حال از این منظر در می یابیم که چگونه یک جوان می تواند پلیس شهر خود باشد؛ زمانی این جوان می تواند پلیس شهر خود باشد، که توانسته باشد در محیط گرم خانواده با آموزش های صحیح رفتار اجتماعی رشد کرده و احساس آرامش و امنیت روانی خوبی داشته باشد و در نگرش جمعی ، خود را در امور اجتماعی شریک و مسوول بداند. استفاده هر چه بهتر از اصول روانشناسی در برخورد با جوانان جامعه ، در آماده کردن هر چه بهتر و بیشتر آنها با پلیس موثر خواهد شد. امروزه اول لازم است پلیس در قلب جامعه جای خوبی باز کند، سپس علاقه به پلیس شدن در جوان به وجود می آید و ارزش شغل شریف پلیس در جامعه مشخص می شود. ایجاد پلیس محله و امکان رشد جوانان بااستعداد، خود یکی از راههای ترویج فرهنگ دوستی با پلیس است . پیشگیری پیش از درمان ، همیشه یک اصل قابل قبول بوده که نیروی انتظامی ، بیش از پیش بایستی به آن بپردازد. رعایت قوانین و مقررات احترام به حقوق اجتماعی در جامعه ، نشانگر وجود پلیسهای جوان بدون یونیفورم است که این امر نشان دهنده رشد بالای فرهنگ جامعه است . تربیت وسیله ای برای پرورش عضوی مفید و موثر برای جامعه خود و جامعه انسانی است . ایجاد روح خیرخواهی برای جمع ، سازش به هنگام ضرورت ، آشنایی به وضع خود و جامعه ، همدردی ، تعاون و تفاهم از راه تربیت امکان پذیر است . تربیت ، آدمی را از وظایفی که در برابر جامعه خود دارد و نیز حقوقی که او بر گردن اجتماع دارد، آگاه می کند. پیشرفت های اجتماعی و تغییرات و تحولات اجتماعی در جوانان از راه تربیت امکان پذیر می شود. نظر به این که دامنه تربیت انسان بسیار گسترده است ، هیچ گاه نمی توان تربیت جوان را در چارچوب و روشهای معدودی محصور و خلاصه کرد؛ با این حال بنا بر ضرورت آشنایی با روشهای تربیتی ، به برخی از مهمترین این روشها به طور اختصار اشاره می کنیم :
الف ) روش الگویی مردم از راه چشم بیش از گوش امور را فرا می گیرند. آنچه در برابر دیدگان انسان قرار می گیرد، اثر بخش تر و آموزنده تر از حقایقی است که به گوش می رسد و یا خوانده می شود. تعلیم عملی ، نافع تر از تعلیم لسانی است . ارشاد و راهنمایی با گفتار، صرفا ارائه طریق می کند، ولی عمل و الگوی بی زبان ، انسان را در مسیر هدف قرار می دهد.
ب) روش موعظه و نصیحت موعظه کلامی است که به دل ، نرمی و رقت می دهد، قساوت را از دل می برد، خشم و عضب و شهوت را فرو می نشاند، هواهای نفسانی را تسکین و به دل صفا و جلا می دهد. هیچ کس نیست که از موعظه و نصیحت بی نیاز باشد؛ البته واعظ و کسی که نصیحت می کند، باید خود به گفته هایش عامل باشد تا وعظ او تاثیرگذار باشد وگرنه نصیحت هیچ اثری نخواهد گذاشت .
ج) روش تشویق پاداش یکی از وسایل و روشهای بسیار موثر در تربیت ، تشویق ، تحسین ، تبشیر، تعریف و تمجید از کارهای خوب انسان است که در روح آدمی اثر می گذارد و او را به انجام کار نیک تحریص ، تشویق و ترغیب می نماید. بیان توانایی ها، استعدادها و کارهای برجسته افراد، حتی تحسین تغییرات مطلوبی که پدید می آید و شناخت مواردی که در یک شخص ممتاز است و معرفی آن ، می تواند موجبات تشویق را فراهم آورد.
د) روش تنبیه مجازات اگر انسان از صفات حمیده اخلاقی و انسانی و فضایل اخلاقی بی بهره شود، مقام و مرتبتش انحطاط می یابد. هنگامی که فردی در چنین مسیری قرار گرفت ، باید به منظور هشدار و آگاهی او و جلوگیری از تکرار آن از عامل تنبیه ، انذار و مجازات استفاده کرد؛ البته استفاده از این عامل ، زمانی است که سایر عوامل تربیتی از تاثیر و کارآیی در مورد فرد نارسا و عاجز باشد.
اداره کل پژوهش معاونت سیاسی
سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی