در طرف دیگر معادله، منابع تولید خبر و مطلب هستند که بعضی وقتها به دلایل مختلف، چندان با این منابع اطلاعرسانی همکاری نمیکنند. ذکر همه دلایل این رویکرد، هدف اصلی این یادداشت نیست. با این حال یکی از آنها شاید این باشد که آدمهای معروفتر نیاز چندانی به شهرت و انتشار اخبار مربوط به خودشان احساس نمیکنند و همین دلیل میشود تا خبرگزاری یا روزنامه مورد نظر برای این کار وقت و انرژی بیشتری بگذارد و ناز بیشتری بکشد. دلیل دیگرش هم مسائل و مشکلات ممیزی یا مالی است که اتفاقا خیلی وقتها با هم ارتباط مستقیم دارند و روی هم تاثیر میگذارند.
بارها اتفاق افتاده که انتشار یک خبر نادرست از یک کار سینمایی یا تلویزیونی سبب شده در آن پروژه حوادث ناخوشایندی اتفاق بیفتد و مشکلاتی برای دستاندرکارانش به وجود آید اما مسلم است که عدم اطلاعرسانی، ندادن اطلاعات و نپذیرفتن قرار مصاحبه، راه درستی برای حل این مشکل نیست و با ذکر دلایل مختلف میشود گفت صددرصد مشکلات را بیشتر میکند ضمن این که این کار به نوعی نشاندهنده نگاه از بالای اهالی تصویر به اهالی مطبوعات است که به هیچ عنوان خوشایند نیست. دوستان تهیهکننده و کارگردان ما باید یادشان باشد درصد بالایی از شهرت یا اعتباری که با خودشان یدک میکشند، مدیون همین مطبوعاتی هستند که حالا با آنها مثل یک مزاحم برخورد میکنند و درخواستشان را برای گفتگو یا اطلاعرسانی درست نادیده میگیرند.
خانم کارگردانی که برحسب اتفاق فیلم اولش با استقبال مردم و منتقدان پر فروش شده، نباید فراموش کند که نسبت به مردم همان جامعهای که فیلمش را برای آنها ساخته و آنها هم از آن استقبال کردهاند، موظف به پاسخگویی است. بخصوص درباره روزنامهای مثل جامجم که گذشته از این که در این زمینه پیشرو به حساب میآید، جزیی از همان رسانه ملی است که او موفق شده اولین مشقها و تجربههای تصویریاش را آنجا به ثبت برساند تا حالا دستش برای فیلمش نلرزد. رسانهای که لابد کمی بعدتر هم از آن انتظار خرید و پخش فیلمش را دارد.راه دوم هم این است که ایشان و بقیه اهالی سینما و تلویزیون رسما بپذیرند به مطبوعات فقط به عنوان یک روابط عمومی نگاه میکنند که در مواقع خطر به کمکشان بیاید و با تعریف و تمجید از آنها کاری کند که بیشتر به چشم بیایند. در این صورت لازم است مطبوعات هم تعریف دوبارهای از موضعشان نسبت به سینما داشته باشند.
هر چند ناگفته پیداست، مطبوعات نسبت به سینما، حوزه ای است که هیچ وقت رسالتش را فراموش نمیکند.
سینما و تلویزیون حوزه جذابی است و خبرهایشان به هیچ عنوان مسکوت نمیماند. بنابراین همکاری نکردن برای اطلاعرسانی نهتنها از آنها دردی دوا نمیکند، بلکه باعث میشود چیزی که درست یا غلط به بیرون درز میکند، به جنس <شایعه> نزدیکتر باشد و این دقیقا همان چیزی است که دستاندرکاران سینما و تلویزیون ما از آن واهمه دارند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم