در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
درست از مقطعی خاص دوربین وارد زندگی دکتر قریب میشود و از همانجا با وی و افکارش حرکت میکند. پلانهای ابتدایی دوران کهولت و کسالت دکتر را بازگو میکند و با روندی منقطع شرح احوالات زندگی دکتر قریب را نشان میدهد. این امر در حالی است که خانواده دکتر نیز به مخاطب معرفی میشود و همه این بحثها تا بدانجا ادامه مییابد که دکتر پس از عمل جراحی و در زمانی که در شرایط سخت نقاهت است، از خانواده خود طلب ضبط صوتی میکند تا وقایع زندگی خود را تعریف نماید.
کارگردان با این حرکت یک روح مستندگویانه را به قصه خود میدهد. گویا هدف کارگردان بیان شرح احوال گذشته دکتر از زبان خودش بوده و اتفاقا همین نیز باعث گشته تا بیننده ارتباط صمیمی و راحتی را با داستان یا در واقع شخصیت دکتر پیدا نماید. این تیزبینی کارگردان در اثر گذاری روانی بر روی محتوای کلی اثر سبب گشته تا داستان بدون هیچ عجلهای ناگهان به دل تاریخ سفر نماید و هرازچندگاهی برای اتصال مجدد مخاطب با دوران پیری یا بهتر بگویم راوی اصل قصه، دوربین از قعر تاریخ خارج و با بیمارستان و اتاق دکتر محمد قریب فلشی میزند و باز با روایت گفتاری قریب به دل تاریخ باز میگردد. بازگشت به خاطرات قریب در بطن زمان مستلزم مولفههای گوناگونی بوده که انصافا کارگردان همه آنها را بطور دقیق رعایت نموده است، تنها لوکیشنها و نوع پوشش افراد بلکه نوع گفتار، حرکات، آداب و رسوم و حتی اوضاع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیز کاملا بازگو میشود. نویسنده در این بین هیچگاه از محور اصلی موضوع یعنی معرفی شخصیت دکتر قریب جدا نمیشود و حتی در بیان برشهای تاریخی، بخشهایی را بازگو میکند که یا بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در آنها قریب حضور داشته باشد. در شرح احوال زندگی شخصی قریب، ایشان از دوران کودکی خود سخن میگوید.
دورانی که همراه با تحولات و تغییرات اوضاع سیاسی و اجتماعی بوده از پدر و مادر و خواهرش میگوید و از نگاه خاص و نافذ پدر که با همه مردان آن روزگار متفاوت بود. از مادرش میگوید که عطوفت و مهربانی را در کنارش آموخته، سفر قریب با خانوادهاش به گرگان و حوادث و اتفاقاتی که برای محمد پیش میآید، همه شنیدنی است.
کارگردان حتی یک لحظه از زندگی قریب دور نمیشود و همراه او در مسیر حرکت میکند.
نکته قابلتوجه در این مجموعه آن است که نویسنده بخشهایی را از زندگی قریب بیان میکند که بر آینده قریب تاثیرگذار بوده. این برشها قطعا با نگاههای تحلیلی و تاریخی توامان بوده در معرفی شخصیتهای دیگر، کارگردان خیلی از قریب دور نمیشود به عبارت دیگر شخصیتها به نوعی در حلقه نخست ارتباطی با قریب هستند، مگر آن که برای توجیه یا اشراف محتوایی، شخصیتهای حاشیهای به کار رفته باشند و انصافا این المانها هر یک در همان راستای مستندسازی است. سادگی و روانی موضوعی، محتوایی و شخصیتی و حتی بازیگری از دیگر خصوصیات «روزگار قریب» است. داستان خیلی آرام، بدون تنش با نوسانات یک اثر دراماتیک جلو میرود و همه چیز در کنار هم و با دقت چیده میشوند. این روند در نقشآفرینان این مجموعه کاملا مشهود و محسوس است. حالتها ژستها، بیانها، حتی میمیکهای چهره، خیلی تصنعی نیست و همه اصطلاحا اتو کشیده و سفت و سخت بازی نمیکنند، خیلی ساده و روان، گویا دوربینی در داخل منزلی شده و دارد از زندگی شخصی بدون آنکه شخص مطلع باشد تصویر میگیرد. این امر بخصوص در برخوردهای همسر دکتر قریب در بیمارستان و نگرانیها و کلامش کاملا مشهود است. به هر حال مجموعه روزگار قریب جزو چند مجموعه ماندگار در آثار تلویزیون خواهد ماند، چرا که با مخاطب ارتباط قوی و محکمی را برقرار میکند.
ثنا السادات لاجوردی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: