در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
راههای دستیابی به نوآوری
برقراری توازن بین عوامل مرتبط.
ایجاد فضای خلاق، مناسب و وسیع برای بروز افکار بیشتر در محدودههای مرتبط.
ایجاد تغییرات رفتاری، روندها، محیط اقتصادی، قوانین و مقررات و محیط سیاسی برای خلق پیشرفت.
مستندسازی فرآیند و سیستم نوآوری به نحوی که هر فرد آن را درک کند و نقش خود را نیز در این فرآیند به روشنی دریابد.
ایجاد تناسب سازمانی و سازماندهی برای نوآوری.
اعطای آزادی عمل کافی به کارکنان تا قادر باشند ایدهها و فرصتهای جدید را مطرح کنند.
توسعه ارتباطات و جریان آزاد اطلاعات، عقاید و احساسات، به عنوان شریان حیات نوآوری.
توجه به معیارهای مطلوب به جای تاکید بر ایدهآلها.
شناسایی فرصتها و قابلیتهای جدید.
پاسخگویی به انتظارات در کوتاه مدت و بلند مدت،
اتخاذ فرهنگ سازمانی مشوق نوآوری.
حذف دیوانسالاری (دیوانسالاری دشمن نوآوری است. همانقدر که دیوانسالاری میتواند باعث حفظ نظم و افزایش کارآیی شود، میتواند کاملا در مقابل نوآوری نیز قرار گیرد.)
اجرای طرحهای توسعهای، نو کردن فکر، پویایی اندیشهها و تربیت تفکر خلاق.
دادن وقت برای بروز خلاقیت .
برقراری سیستم پیشنهادات.
ایجاد واحد مخصوص خلاقیت.
تحولپذیری و تغییر.
خلاقیت همچون مفاهیم سیاسی عدالت، دموکراسی و آزادی برای افراد دارای معانی مختلف است. خلاقیت بیشتر یک فعالیت فکری و ذهنی است و نوآوری بیشتر جنبه عملی دارد و محصول نهایی عمل به خلاقیت است. در خلاقیت اطلاعات به دست میآید و در نوآوری، اطلاعات به صورتهای گوناگون عرضه میشود.
فرآیند خلاقیت شامل سه مرحله بهوجود آوردن اندیشه، پرورش اندیشه و به کارگیری اندیشه است.
تغییر هم ایجاد هر چیزی است که با گذشته تفاوت داشته باشد، اما نوآوری ایجاد ایدههایی است که برای سازمان جدید است. از این رو، تمام نوآوریها میتوانند منعکس کننده یک تغییر باشند، در حالی که تمام تغییرها، نوآوری نیستند. تغییر نتیجهای از فرآیند خلاقیت و نوآوری است.
اجزای عملکننده نوآوری
چالش؛ هرچه یک چالش بزرگتر باشد و تعهد به انجام آن از عهده ما بالاتر باشد، تلاشهای نوآوری، انرژی بیشتری میطلبد. بسیاری از فرصتها دارای عمر کوتاهی هستند. ما باید بسیار سریع حرکت کنیم و آنها را به کار گیریم قبل از آنکه از بین برود و ناپدید شوند.
تمرکز بر مخاطب، نیروی هدایتکننده نوآوری است، تعامل با مخاطبان و فهم نیازهای آنان یکی از بهترین راههای کشف فرصتها و قابلیتهای جدید و انگیزه برای اجرایی کردن آنهاست.
خلاقیت به عنوان مغز نوآوری: همهچیز از یک اندیشه آغاز میشود، اندیشهها میتوانند از هر جایی برخیزند.
همکاری؛ که از آن به عنوان قلب نوآوری یاد میشود فرآیند گروهی است. غذای این فرآیند تعامل اطلاعات و قدرت گروهی است.
تکمیل؛ به عنوان عضلات نوآوری: مدیر برنامهریز به کارکنان کمک میکند تا پیشنهادات خود را ارائه، برای آن برنامهریزی و آن را به صورت طرح اجرا کنند.
نظارت و بازنگری؛ نردبان فرآیند نوآوری است: ارزیابی اهداف، نتایج هزینه و منافع طرحهای جدید، اقدامی ضروری است.
فرهنگ؛ محدوده ایفای نقش نوآوری است که انعکاس کننده مدیریت، هنجارها و ارزشها و نمود عینی و قابل دید چگونگی انجام کار و رفتار افراد سازمان با یکدیگر است. فراهم کردن محیط منعطف افراد را توانمند میکند، به ایدههای کارکنان احترام میگذارد، خطرپذیری را تحمل میکند، برای موفقیتها جشن میگیرد، احترام به کارکنان را سرلوحه کارهای خود قرار میدهد و تفریحات را تشویق میکند.
بر اساس مطالب ذکر شده ما از تصمیمگیری رهبران تبعیت میکنیم، چرا که باور داریم آنها موقعیت بهتر را در آینده تشخیص میدهند و میدانند چگونه ما را به آنجا هدایت کنند، اما بدون انسانها هیچچیز رخ نمیدهد. اما باید توجه داشت که اعتماد، احترام، یادگیری، تعهد، جامعنگری، همکاری، توجه به تحولات درونسازمانی، پیرامونی، منطقهای و جهانی و نیز توجه به آزادی عمل و بینش شهودی افراد ساختاری را برای تصمیمگیری در همه سطوح فراهم میکند.
تنها زمانی استعدادها به نوآوری و نوآوری به شکوفایی منجر میشود که نخبگان، مدیران و نوآوران در فضایی به دور از برخوردهای دستوری و در سایه امنیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بتوانند دیدگاههای خود را مطرح کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: